مجله خبری لحظه نما| اخبار روز، آشپزی، دکوراسیون، سبک زندگی
کد خبر: ۲۰۳۰۹
تاریخ انتشار: ۱۵ خرداد ۱۳۹۴ - ۲۲:۱۲
تعداد بازدید: ۲۷۷۵
او دوباره به جعبه جادو باز گشته است ؛ هر چند دیگر مثل گذشته یکه تاز نیست.
فروش اسید فسفریک
هیولاهای مرموز
نرخ ارز

او دوباره به جعبه جادو باز گشته است ؛ هر چند دیگر مثل گذشته یکه تاز نیست.

چرا مهران مدیری محبوب است ؟

مجله خبری لحظه نما:هنگامی که مدیری در شروع هر سی دی کار « قهوه تلخ » با آن لبخند همیشگی و صدای دلنشین از مردم می خواست که نسخه اصلی کار را تهیه کنند و دست به کپی مجموعه نزنند تا مدت ها خبری از تکثیر غیر قانونی کار وجود نداشت. راستی چند نفر دیگر مانند مدیری چنین کاریزمایی سرشار از محبوبیت دارند که با یک کلام ، اثر گذار تر از هر تیزر باز دارنده و هشداری بتوانند مانع یک حرکت غیر فرهنگی شوند؟

در این سال ها مهران مدیری فراتر از یک چهره شاخص تلویزیونی به عنوان بازیگر و کارگردان آثار طنز برای مردم شناخته شده و حضورش در هر رسانه ای تایید و تضمینی برای استقبال عامه مردم است ؛ استقبالی که بار ها و بار ها در سال های دور و نزدیک از او و آثارش شده است و غیر قابل کتمان است.

اگی به سال ها پیش باز گردیم و آیتم های نمایشی طنز را در جریان های انقلابی صدا و سیما برای ارائه کار های عامه پسند با رویکردی برای خنداندن مردم به خاطر بیاوریم به نام های بسیاری در مجموعه « نوروز 72 » می رسیم که تقریبا تمام آن ها حالا هر یک وزنه ای در آثار طنز هستند اما چند نفرشان به قدرت و میزان محبوبیت مدیری رسیده اند ؟

مدیری خیلی زود مسیر حرفه ای خود را پیدا کرد و به سرعت گام های خود را با خواست مخاطبان همسو کرد. حتی می توان گفت بسیار زود تر از سایر همکاران و البته هم نسلان خود در این حیطه چشم انداز موفقیت را دید و برایش سرمایه گذاری کرد. او می توانست در سطح یک بازیگر خوش سیما و خوش صدای معروف باقی بماند اما این دور اندیشی او را به جایگاهی رساند که حالا هر یک از چهره های موفق طنز که همسو با نوع کار های او هستند با علاقه برای حضور در رکاب او آماده می شوند. در واقع مدیری هرگز سعی نکرد که در قالب یک بازیگر صفر باقی بماند و بلند پروازی های او در کنار افکار و ایده هایش در عرصه ساخت آثار طنز او را به یک ستاره بی همتا تبدیل کرد.

مدیری در این سال ها با کار هایش به چهره شدن بسیاری از بازیگران هم کمک کرد ؛ تا جایی که حضور بعضی از آن ها بدون پشتوانه مدیری و آثارش اصلا امکان پذیر نیست یا به عبارتی فارغ از کار های او جایگاهی ندارند. البته شاید این روند برای خود مدیری جاذبه ای برای هوادارانش دارد نداشته باشد ؛ او هر بار که قرار است کاری را جلوی دوربین ببرد با مسئولیت عظیمی رو به رو می شود. مردم انتظار کار ضعیف از او ندارند و همین ، کار را برای او سخت تر می کند. در واقع تصور عمومی از مهران مدیری کارگردانی بدون کار های شکست خورده است. این روند برای قالب کاری مدیری که سریال های روتین با قسمت هایی طولانی است ، کار ساده ای نیست. بسیاری از کارگردان های خوش نام توانایی جذب مخاطب را برای کار هایی با قسمت هایی به مراتب کم تر از سریال های 90 شبی ندارند اما در مورد مدیری ماجرا به گونه ای است که مخاطب اساسا دوست ندارد با کار و کاراکتر هایش خداحافظی کند. همین مساله باعث شده تا همیشه چشم انداز کاری تازه از مدیری باشند.

این توقع شاید غیر متعارف ، نه تنها در زمینه ساخت کار های طنز بلکه حتی در حیطه های دیگر هم به چشم می خورد. برای مثال حضور نام مدیری در عنوان یک کار موسیقایی هم همین انتظار را در مخاطب ایجاد می کند. شاید اگر مدیری سفیر تبلیغی برندی هم شود مخاطبان آن برند انتظار کاری خارق العاده تر از سایر کار های هم رده آن محصول یا خدمات را دارند. این جاست که مهران مدیری به عنصری فراتر از یک چهره هنرمند و نامی دوست داشتنی بدل می شود. او مانند مهر استانداردی است که وقتی روی کالایی قرار بگیرد شما حتی چشم بسته هم آن را انتخاب می کنید.

رسیدن به این مرحله از اعتماد سازی برای یک هنرمند آن هم در دوره ای که با انبوهی از رسانه های مختلف و مدرن روز مواجه هستیم امتیازی نه از سر بخت و اقبال که از ذهنی آماده شده برای موفقیت نشاط می گیرد. مدیری فرمول موفق شدن را به خوبی می داند و این را بار ها در کار های مختلفی نشان داده است. او ستاره ای است که حتی اگر به تکرار خودش هم بپردازد برای مخاطبانش شیرین است.

یکی از ویژگی های کار های مدیری تعدد شخصیت آثارش است. در کار های او همیشه انبوهی از چهره های مختلف حضور داشته اند که عمده آن ها برای خودشان حرفی برای گفتن دارند و درست در همین نقطه است که نام فامیل او به ویژگی بارز شخصیتی اش بدل می شود و با مدیریتی مثال زدنی همه مهره ها را سر جای خود می چیند. در واقع می توان گفت مدیری در کار هایی که می سازد شبیه به یک شطرنج باز قهار و تمام عیار می شود که مقابل تماشاگران می نشینید و ضمن بازی با آن ها کاری می کند تا مخاطب از حرکت مهره های او لذت ببرد. دوری شش ساله از تلویزیون در واقع به یک معضل برای مسئولان سازمان و همین طور مخاطبان مدیری تبدیل شده بود. درست است که مدیری در طول این سال ها بار ها در شبکه خانگی با آثارش حضوری قدرتمند داشت ولی قطعا نمی توان شبکه خانگی را با تلویزیون مقایسه کرد. شاید علاوه بر مردم و مسئولان صدا و سیما ، مهران مدیری هم از این روند ناراضی بود و قطعا دلش برای تلویزیون که آن را خانه اصلی خود می داند ، تنگ شده بود. مدیری می گوید : « شرایط تلویزیون با شبکه خانگی غیر قابل مقایسه است و به خاطر میزان مخاطب و نفوذی که میان مردم دارد و برد وسیع آن که همه جامعه را پوشش می دهد به هیچ وجه قابل قیاس با شبکه خانگی نیست. در واقع در شش سالی که خارج از تلویزیون کار می کردم یک کم و کسری به لحاظ حسی در من وجود داشت و مردم هم مدام این گلایه را داشتند که چرا ما نباید کار های شما را از تلویزیون ببینیم !؟ الان خیلی خوشحالم که دوباره توانسته ام به تلویزیون باز گردم و این مخاطب وسیع را دوباره داشته باشم و امیدوارم بتوانم جواب این اعتماد را به خوبی بدهم. »

مدیری در تمام این سال ها چند اصل را همیشه رعایت کرده است. برای مثال از جمله چهره هایی است که تنها هر زمان لازم باشد به صحبت درباره کار هایش می پردازد و هرگز خودش را درگیر حواشی نمی کند. کار های او همیشه با حواشی هم راه بوده است و در واقع نوع کار وی و هدف قرار دادن برخی واقعیات و معضلات جامعه باعث شده تا همیشه عده ای به کار های او معترض باشند ؛ عده ای که آستانه تحمل شان پایین است و در واقع جنبه و تحمل انتقاد را ندارند. اما « در حاشیه » تا به این جای حضورش در رسانه با حجم عظیمی از حواشی رو به رو شده که بخش عمده ای از آن حتی قبل از آغاز به پخش کار صورت گرفته است. حرکت جمعی تعدادی از پزشکان که شوخی های « در حاشیه » را توهینی جدی به جامعه پزشکی می دانند او را از مسیر اصلی اش منحرف نکرده و به جای پاسخ گویی به این نامه نگاری های رسانه ای در سکوت و آرامش به ادامه کارش پرداخته است.

این محبوبیت یک شبه به دست نیامده

مدیری در این سال ها هرگز از تیر حسادت و حاشیه های این چنینی در امان نمانده و هر قدر کار هایش با اقبال عامه بیش تری رو به رو شده ، بیش تر هم هدف آماج منتقدان غرض ورز قرار گرفته است. پاسخ او به همه این مسائل تنها سکوتی معنا دار بوده و البته با کنترل خوبی که روی عوامل کار هایش دارد از ورود تیمش به این حواشی هم جلوگیری کرده است. جالب است که در این بین نه تنها مردم بلکه برخی از نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی از این سریال تعریف و تمجید کرده و آن را پلی برای آشتی دوباره مردم با آثار تلویزیونی دانسته اند.

چیزی که قابل انکار نیست میزان محبوبیتی است که مدیری و تیمش در میان مردم پیدا کرده اند ؛ محبوبیتی که یک شبه به وجود نیامده و قطعا نمی توان انتظار داشت با یک سری حواشی یک شبه هم از بین برود. بسیاری از مردم او را به عنوان سلطان کار های طنز مدرن ایران می دانند و وقتی به میزان استقبالی که از کار های او می شود نگاهی می اندازیم چنین ادعایی بی مورد هم نیست ؛ فعلا که با همه حواشی « در حاشیه » او بی حاشیه به درخشش خود ادامه می دهد.

سریال در حاشیه به تهیه کنندگی حمید رضا مهدوی مجالی شد برای مهران مدیری که یک بار دیگر توانایی های خود را نشان دهد. بازیگران متعددی در این کار حضور دارند که می توان به سیامک انصاری ، سپند امیر سلیمانی ، علی اوجی ، لیلا ایرانی ، پریا ابراهیمی ، پوریا ایرایی ، شراره ارمغانی ، تینا اسدی ، محمد علی تقوی ، بهناز توسلی ، فرزانه تفرشی ، فلامک جنیدی ، سروش جمشیدی ، الهه حصاری ، جوانه دلشاد ، سید جواد رضویان ، نصرالله رادش ، آذین رئوف ، سحر ذکریا ، ماندانا سوری ، شادی شهیدی ، الیکا عبدالرزاقی ، گلناز عباسی ، یلدا عباسی ، مهران غفوریان ، نیما فلاح ، شبنم فرشادجو ، الهه فرشچی ، درسای فرح نیا ، پروین قائم مقامی ، سوگل قلاتیان ، فرج الله گل سفیدی ، عارف لرستانی ، علی لک پوریان ، دریا مرادی دشت ، رسول نجفیان ، رضا نیکخواه ، رامین ناصر نصیر ، سام نوری ، آرش نوذری ، مجید نوروزی ، سحر ولدبیگی ، محمد رضا هدایتی ، فاطمه هاشمی و ساعد هدایتی اشاره کرد. اما نکته بسیار مهمی که در این کار وجود دارد دکور عظیم و خاص این سریال است. اگر سری به لوکیشن این سریال بزنید متوجه خواهید شد که هزینه و کار زیادی برای طراحی لوکیشن این سریال انجام شده است. شما دقیقا با یک بیمارستان کامل رو به رو هستید که نه تنها پخش های مختلف آن به شکلی کامل و دقیق طراحی شده بلکه تمام وسایل و امکانات یک بیمارستان واقعی در آن گردآوری شده است.

طراحی صحنه و لباس در این سریال بر عهده مهران مدیری است که باعث شده تا تسلط بیش تری روی کار داشته باشد و طراحی دکور بر عهده علی رضا مفاخری بوده است. الهه زارع نژاد ، امیر وفایی ، امیر برادران و امیر عباس پیام تیم نویسندگان این سریال را به سرپرستی امیر مهدی ژوله تشکیل می دهند. هم چنین لازم است تا از لطف و همکاری پوپک مظفری به عنوان دستیار کارگردان و برنامه ریز و همین طور وفا ملک زاده به عنوان مدیر روابط عمومی مجموعه تشکر ویژه ای داشته باشیم. لازم به ذکر است که طراح نور : جمال شمس ، تصویر برداران : امیر احمد پور هم راه با منوچهر مظفری و کامران جمشیدیان و جمال شمس ، طراح گریم : مهرداد شکرابی ، سرپرست لباس : شادی رستگار ، منشی صحنه : مهناز تاجیک ، تدوین : امیر ادیب پرور ، موسیقی : بهرام دهقانیار ، دستیار تهیه : محمد مهدوی ، تدارکات : محمود رضا جوانشیر و مدیر تولید : ابوالفضل نصیر هستند.

سیامک انصارص و رفاقت 14 ساله با مدیری

ما همیشه کنار هم هستیم

ما بازیگران زیادی در سینما و تلویزیون نداریم که در عین ارائه یک بازی رسمی و حضور در نقش شخصیت های جدی در زمره بهترین کمدین ها قرار بگیرند. سیامک انصاری در این گروه کمیاب یک استثناء است زیرا نه تنها با همین وویژگی موفق شده بلکه این موفقیت را سال هاست حفظ کرده و به قول خودش 20 سال است که روی بورس است. بیش ترین حضور او در این سال ها در کار های مهران مدیری بوده است. انصاری چندان علاقه ای به مصاحبه ندارد اما در معدود گفت و گو هایی که داشته به موارد مختلفی از جمله چگونگی آشنایی اش با مدیری و سبک خاص بازیگری خود اشاره کرده است.

- مثلث من ، مهران و جواد

آشنایی من و مهران بر می گردد به ساخت هم زمان « گل های 77 » و « جنگ 77 » که لوکیشن هر دو کار در یک خیابان بود. آن موقع مهران غفوریان نخستین کارگردانی خودش را تجربه می کرد. مهدی مظلومی که کارگردان تلویزیونی کار بود آیتم های ضبط شده را به مدیری نشان می داد تا از او نظر بپرسد. مدیری در یکی از همان آیتم ها مرا دید و گفت ترکیب تو و رضویان خوب است و می توانیم بعد ها با هم کار کنیم. ماجرا گذشت تا سر انجام نوبت به ساخت « پاورچین » رسید و ما سه نفر با هم هم بازی شدیم.

- مزایای یک تیم ثابت

یکی از سوال های تکراری در همه این سال ها این بوده که چرا ما همیشه به شکل یک تیم ثابت بوده ایم. خب پاسخ به این سوال خیلی ساده است. کار ما نتیجه یک تلاش گروهی است. اگر گروهی نباشد ، من ، مهران مدیری ، جواد رضویان ، مهران غفوریان یا محمد رضا هدایتی تنهایی چه کار می توانیم بکنیم ؟ همیشه در کار گروهی افراد ترجیح می دهند با کسانی کار کنند که نسبت به هم شناخت کافی دارند و با هم راحت هستند. ما همیشه در مجموعه هایی طولانی کنار هم بودیم و این باعث می شود که هم صمیمیت بین ما بیش تر شود و هم به کار با یکدیگر بیش تر تسلط پیدا کنیم.

- موفقیتی برای همه

کار برای همه ما یک مفهوم ثابت دارد و قرار نیست که هر یک از ما تلاش کند تا مخاطب فقط من نوعی را به یاد داشته باشد. کاری که خوب باشد تمام ویژگی های آن به یاد می ماند و با تمام شخصیت هایش در حافظه مخاطب ثبت می شود. به همین علت بهتر است کاری کنیم تا موفقیت برای کل پروژه باشد.

جواد رضویان و همکاری دوباره با مدیری

مهران ، کاپیتان طنز ایران است

بیش ترین چیزی که از « در حاشیه » بین مردم باب شد. دیالوگ معروف « اینجی واس ماس » بود. در طول کار به اشکال مختلف و بهانه های متعدد از زبان جواد رضویان شنیده می شد. رضویان چهره مقبولی بین علاقه مندان کار های طنز دارد و همیشه در هر گروهی به خوبی خودش را با توانایی های ویژه اش نشان داده است. او شاید تنها عضو این تیم چهار نفره باشد که کم تر لب به سخن گشوده اما حرف هایش در گوشه و کنار درباره طنز و کار برای مردم خواندنی است.

- لبخند های خدادادی من

خداوند فرم صورتی به من داده که در بدترین شرایط روحی اطرافیانم تصور می کنند لبخند به لب دارم و این نعمتی است خدادادی که من برای آن هیچ تلاشی نکرده ام. خوشحالم در هر شرایطی لبخند به لب دارم و می توانم اطرافیانم را شاد کنم. این فرصتی است که خداوند برای من قائل شده است.

- فرار از تئاتر در کودکی

در بچگی اصلا به کار های نمایشی علاقه نداشتم. در مدرسه هم هر وقت صحبت از تئاتر می شد فرار می کردم اما در سال 73 با مهران مدیری در دانشگاه هنر و معماری هم دانشکده ای بودم. مدیری از من خواست یک روز با او سر صحنه فیلم برداری « لبخند سوم » به کارگردانی امیر سماواتی بروم و همه چیز از آن جا شروع شد.

- هنر تحمل کردن در زندگی

هیچ وقت فکر نمی کردم بانی لبخند مردم شوم و این بسیار ارزشمند است. ما به این دنیا آمده ایم که همدیگر را دوست داشته باشیم. به قول پدر بزرگم ، زندگی هنر تحمل کردن است. خود من بار ها دلم شکسته است اما بابت همه دل شکستن ها هم باز خدا را شکر می کنم.

- کاپیتانی به نام مدیری

قلبا مهران مدیری را دوست دارم و به او مدیونم بابت اطمینانی که به من کرد. مهران مدیری کاپیتان حیطه طنز سینما و تلویزیون است و امیدوارم لطفش را از من دریغ نکند.

مهران غفوریان و اجرای یک بهروز دیگر

کی گفته خودم را تکرار کردم ؟

در این سال ها و بازی های طنز بسیاری را از مهران غفوریان دیده ایم اما بی شک بهروز « در حاشیه » یکی از زیبا ترین آن هاست که در زمان پخش موفق شد به خوبی در دل مردم جا باز کند. صحبت با غفوریان شیرینی خودش را دارد. او با آن کودک سر زنده و شاداب درونش با خلوص قابل توجهی در مورد این همکاری مشترک با یاران قدیمی صحبت می کند.

اگر چه تجربه کارگردانی دارم اما در هر کاری وقتی به عنوان بازیگر دعوت می شوم ، عادت دارم که فقط به کار خودم بپردازم. به نظرم از لحاظ حرفه ای این بسیار درست تر است تا این که بخواهم با نگاه یک کارگردان برای کارگردان دیگری بازی کنم !

- همکاری لذت بخش با مدیری

همکاری مجدد من با مهران مدیری از مجموعه « شوخی کردم » شروع شد. راستش کار های ایشان را خیلی دوست دارم و همکاری با او همیشه برایم لذت بخش بوده ؛ چه در کار هایی که به کارگردانی خودشان بوده و چه در کار هایی که در کنار هم ایفای نقش کرده ایم. در این سال ها هم همیشه کار هایش را می دیدم و خوشحال شدم که دوباره از من دعوت کردند.

- بهروزی متفاوت تر از زیر آسمان شهر

انتخاب نام « بهروز » برای کاراکتر من در این سریال کاملا اتفاقی بوده است و قرار نبود که تداعی گر « بهروز خالی بند » سریال « زیر آسمان شهر » باشد ! درباره این شخصیت باید بگویم که « بهروز عشقی » تماما طراحی شده توسط تیم نویسنده و نظر های مهران مدیری بود و من سعی کردم آن را به خوبی اجرا کنم. یعنی چیز خاصی نبود که شخصا با آن اضافه کرده باشم.

- ایده خنده های ویژه من

در مجموعه « شوخی کردم » آیتم هایی را تحت عنوان بازجویی بازی می کردم که نوع خنده های من در آن جا برای آقای مدیری جالب بود و به همین علت همان ایده را در این جا پرورش دادیم و به این شکل از خنده های جدید رسیدیم.

- در انتظار یک فرصت دوباره

در این سال ها از کارگردانی فاصله نگرفته ام ؛ تنها مساله این بوده که فرصت خوبی برای کارگردانی پیش نیامده یا به عبارتی چه به لحاظ مالی و چه به لحاظ شرایط تلویزیون ، امکان مناسبی برای کارگردانی نداشته ام.

- کارگردان اما در جایگاه بازیگری

اگر چه تجربه کارگردانی دارم اما در هر کاری وقتی عنوان بازیگر دعوت می شوم ، عادت دارم که فقط به کار بپردازم. به نظرم از لحاظ حرفه ای این بسیار درست تر است تا این که بخواهم با نگاه یک کارگردان برای کارگردان دیگری بازی کنم ! شاید مواردی به لحاظ حرفه ای پیش بیاید که بخواهم آن ها را پیشنهاد بدهم ؛ اگر آقای مدیری یا کارگردان دیگری که برایش کار می کنم بپذیرند ما آن ها را مورد توجه قرار می دهیم و اگر نپذیرد همان کاری را که می خواهند انجام می دهیم.

- کار حرفه ای بدون دخالت

اصلا این که آدم کارگردان باشد و دیگر با کسی نخواهد کار کند ، خوب نیست. من تجربه کردن با دیگران را خیلی دوست دارم ؛ مثلا من سعید آقاخانی را دورت داشتم و کار هایش را هم همین طور. برای همین وقتی از من برای بازی در کار هایش دعوت کرد خیلی خوشحال شدم. از لحاظ حرفه ای دوست ندارم در کار کسی دخالت بکنم. فقط کار خودم را می کنم و سعی می کنم حرف های کارگردان را گوش بدهم.

- بداهه تنها 10 درصد

در مجموعه « در حاشیه » بحث بداهه گویی برای همه ما باز است اما میزان آن بسیار کم است یعنی نوشته ها آن قدر خوب هستند که دیگر نیازی به این نیست که ما با بداهه گویی بخواهیم آن را بهتر کنیم. شاید در بعضی موارد و تنها حدود10 درصد از بازی من با بداهه گویی باشد.

- رابطه دوستانه فراتر از کار

این که بگوییم من ، مهران مدیری ، جواد رضویان یا سیامک انصاری به صرف این که تجربه های کارگردانی داریم حالا نمی توانیم به راحتی در کنار هم بازی کنیم ، تصور اشتباهی است ! به قول معروف چیزی فراتر از یک رابطه کاری بین ما وجود دارد.

من ، مدیری ، رضویان و سیامک انصاری و حتی بچه های دیگر خارج از این کار با هم دوست هستیم و همین دوستی کمک می کند که کار به شکل خوب و مطلوب دیده شود ؛ هر چند این دوستی روی ارائه یک کار حرفه ای تاثیر می گذارد اما آن طور هم نیست که کار را فدای دوستی مان کنیم و هر چیزی در جای خودش قرار دارد.

- فقط کلاه قرمزی

این اواخر کار های طنز را پی گیری نکرده ام. گاهی کار های قدیمی را می گیرم و می بینم اما در کار های طنز جدید تنها برنامه ای که دیدم و دوست داشتم ، « کلاه قرمزی » بود ؛ وگرنه چندان علاقه ای به تماشای کار های سطحی که به اسم طنز ساخته می شوند ، ندارم !

- در حاشیه بدون حاشیه

در مورد حاشیه هایی که برای « در حاشیه » ایجاد شد سعی کردیم اصلا هیچ کدام مان وارد این حواشی نشویم. راستش هدف همه ما خنداندن و شاد کردن مردم است و قصد تخریب یا توهین به کسی را نداریم. آن چه برای ما مهم بود ارائه کاری شاد و مفرح است که مردم از آن لذت ببرند. من هم مانند سایر اعضای گروه سعی کردم دور از حاشیه ها کار خودم را انجام بدهم.

بین من ، مدیری ، انصاری ، هدایتی ، رضویان و... تنها فضای موجود یک فضای همکاری صمیمانه است و اصلا این طور نیست که بخواهیم صحنه را برای خود کنیم یا برای بیش تر توی چشم آمدن با هم دیگر رقابت داشته باشیم.

- طنز با چاشنی حرف دل مردم

به نظرم طنز باید حرفی برای گفتن داشته باشد. قطعا کار طنزی برای مردم جالب خواهد بود که نه تنها باعث سرگرمی شان بشود بلکه بتواند بخشی از درد دل های آن ها و مشکلات شان را بازگو کند. اگر کار طنزی ساخته شود که در آن صحبتی از مسائل مورد نظر نباشد و واگویه مشکلات آن ها از جنس مشکلات روزمره شان نباشد که دیگر ارزشی ندارد.

- تک روی و رقابت ممنوع

بین من ، مدیری ، انصاری ، هدایتی ، رضویان و... تنها فضای موجود یک فضای همکاری صمیمانه است و اصلا این طور نیست که بخواهیم صحنه را برای خود کنیم یا برای بیش تر توی چشم آمدن با هم دیگر رقابت داشته باشیم. سعی همه ما این است که در کنار هم خوب دیده شویم و مکمل کار یکدیگر باشیم. وقتی سیامک انصاری با جدیت مقابل مهران مدیری بازی می کند یا زمانی که مدیری ری اکشنی را مقابل رفتار یا گفتار رضویان ارائه می دهد ، کار همه ما دیده می شود ؛ وگرنه اگر قرار باشد هر یک از ما برای آن که دیگری یا دیگران دیده نشوند ، خودنمایی کنیم ، آن صحنه به دل نمی نشیند و نه تنها این تک روی به نفع بازیگر نیست بلکه نتیجه کار هم خوب از آب در نمی آید.

- دوری از شبیه سازی

متاسفانه در کار طنز یک مشکلی که وجود دارد این است که بعضی از دوستان که کار طنز می کنند بعد از آن دوباره نقش های مشابه به آن ها پیشنهاد می شود. کار هایی خیلی مشابه. این مساله یک جور هایی اجتناب ناپذیر است. یک اتفاقی که می افتد و خوب از آب در می آید متاسفانه سعی می کنند ؛ به جای این که یک الگوی بهتر بیاورند مردم آن را تکرار نمی کنند. حالا این قضیه بیش تر در بخش بازیگری است. ولی من وقتی بخواهم کارگردانی کنم از این قضیه اجتناب می کنم که بخواهم شبیه هم بسازم. من همیشه سعی کرده ام کار هایم متفاوت باشد.

- نفوذ در دل مردم

موفقیت فعلی ام لطف خداست و لطف مردم و طرفداران. ما برنامه هایی کار کردیم که در ذهن مردم مانده و در دل آن ها جا باز کردیم. من فکر می کنم در دل مردم رفتن خیلی سخت است و از دل شان بیرون رفتن سخت. وقتی در دل مردم جا باز کنی ، دیگر خیلی سخت تو را از دل شان بیرون می کنند و این اتفاق خوشبختانه برای من افتاده است.

- پسر یک خانواده هنرمند

من در دانشگاه نقاشی خواندم. این مساله خیلی هم اتفاقی نبود چون پدرم هم نقاشی می کرد. در واقع نقاشی را از او یاد گرفتم و بعد ها برایم جدی تر شد. هنوز هم دوست دارم نقاشی کنم اما فرصت و شاید انگیزه لازمش پیش نیامده. در خانه ما همه به نوعی حرفه ای یا در حد خودشان کار هنری انجام می دهند. برادرم که تجربه بازیگری هم دارد به شکل جدی موسیقی را دنبال می کند و هنر مادرم هم سخت ترین کار دنیا یعنی خانه داری و آشپزی است.

محمد رضا هدایتی از نگاه متفاوتش به طنز می گوید

بازیگر کمدی نیستم

محمد رضا هدایتی نوروز امسال دو قالب کاملا متفاوت را به نمایش گذاشت که هر دو هم از محبوب ترین برنامه های نمایشی بود. پسر عمه زا در این چند سال یکی از بهترین شخصیت های مجموعه « کلاه قرمزی » است که با آن سبک گویش هدایتی در خاطره میلیون ها نفر ماندگار شده و در کنارش صولت گودزیلای « در حاشیه » را دارد که شاید شباهت هایی به نقش های قبلی اش در کار های مدیری داشته باشد اما صحبت هایی که گاها در مصاحبه هایش انجام داده نشان می دهد نگاهی متفاوت به مقوله طنز و بازیگری دارد. گزیده صحبت های او بسیار خواندنی است.

- همیشه پیرمرد ، همیشه متفاوت

همکاری من و مهران مدیری بر می گردد به بیش از 10 سال پیش و شروع کار من. یک جور هایی مطرح شدن من با کار آقای مدیری بود. به همین علت من هم خودم را جزو این تیم احساس می کنم و سعی می کنم همیشه در کار آقای مدیری تیپ جدیدی داشته باشم. گر چه آقای مدیری همیشه نقش پیرمرد ها را به من می دهد. ولی سعی می کنم بین پیرمرد ها هم کاراکتری را بسازم که با قبلی متفاوت باشد.

- انتظار مردم و تیپ جدید

شاید این انتظار زیادی است که من از خودم دارم. شاید مردم دوست داشته باشند که من همیشه نقش « طغرل » را بازی کنم یا این که دوست داشته باشند همیشه مرا در قالب « منصور خان » در « باغ مظفر » ببینند. ولی من هم به عنوان یک بازیگر می خواهم از کار خودم لذتی ببرم و بگویم که دارم بازیگری می کنم ، کارمندی نمی کنم. بالاخره من محمد رضا هدایتی هستم و هر تیپی هم که بسازم ، باز محمد رضا هدایتی هستم. تا به حال چند پیرمرد تیپ سازی کرده ام. گر چه تفاوت هایی تیپ یا بعضی وقت ها در فیزیک داشته ؛ ولی روز به روز سخت تر می شود که تیپ جدید را چه طور کار کنم.

- مصائب یک بازیگر

بازیگری چیزی است که شما امروز نقشی را بازی می کنی ، روز دیگر که کار پخش می شود می گویی کاش این طوری بازی نمی کردم. این قضیه برای من هم بار ها پیش آمده است. هر وقت در کاری یکی دو پلان از بازی ام پخش می شود به خودم می گویم کاش این جا را طور دیگری بازی می کردم.

- من ، مهران و جواد

کار کمدی به شدت برای من سخت تر است. از نظر فیزیکی قابلیت های یک بازیگر کمدی را ندارم. شما مرا با مهران غفوریان مقایسه کنید یا با جواد رضویان. من خصوصیات فیزیکی آن ها را ندارم و باید بیش تر تلاش کنم تا یک تیپ کمدی بسازم. محمد رضا هدایتی همین طوری چیزی برای کمدی ندارد و باید تیپی را بسازد و همین موضوع کار مرا سخت می کند.

- گوش سخت پسند من

شنونده ای حرفه ای هستم و به همه نوع موسیقی گوش می دهم. این مساله باعث شده است که گوش من گوش سخت پسندی بار بیاید. عاشق موسیقی هستم. از سویی تاریخ معاصر را خیلی دوست دارم و خیلی در موردش مطالعه داشتم. تهران قدیم را هم خیلی دوست دارم. به هر حال ، چیز هایی مطالعه کرده ام ؛ چون خیلی به آن دوره علاقه دارم و سر منشأ این علاقه موسیقی آن دوره است. به همین خاطر دوست دارم که از آن دوران اطلاعات کافی داشته باشم. وقتی موسیقی بنان را گوش می دهم ، موسیقی ای که از روی صفحه ضبط شده است ، صدای خش خش را می شنوم و دوست دارم کتابی را بخوانم که به این موسیقی بخورد.

علی اوجی از تهیه کنندگی تا بازیگری

بهرام رادان و رضا یزدانی مرا بازیگر کردند

چه کسی فکرش را می کرد یک تهیه کننده حرفه ای موسیقی به یک بازیگر محبوب در یک مجموعه روتین طنز بدل شود ؟ شاید چند سال پیش خود علی اوجی چنین تصوری از توانایی خودش نداشت اما حالا کار به جایی رسیده که او خودش را برای حضور جدی تر در این حیطه آماده کرده است. هر چند او خودش را خیلی مدیون مهران مدیری می داند اما قطعا شما هم متوجه استعداد خاص این پدیده « در حاشیه » شده اید.

* دعوت مدیری و تشویق یزدانی

مهران مدیری استاندارد های خاص خودش را دارد و تیمی که با او کار می کنند همگی حرفه ای و کار بلد هستند به همین علت ورود به چنین تیمی کار بسیار سختی است ولی به هر حال من به دعوت شخص مهران مدیری و به تشویق بهرام رادان و رضا یزدانی وارد این تیم شدم.

* کلاس درس شوخی کردم

من به واسطه کارم که تهیه کنندگی موسیقی است در محافل و مراسم مختلف بار ها با آقای مدیری برخورد داشتم و این آشنایی با آن جا رسید که ایشان یک بار به من گفت : تو به درد بازی در کار های من می خوری و سر انجام در « شوخی کردم » لطف کرده و از من دعوت کردند. نقش های متعددی را در قالب تیپ های مختلف در « شوخی کردم » ایفا کردم که به نوعی یک کلاس درس ویژه برای من بود.

* شروع ماجرا با پژمان

هنگام ساخت سریال « پژمان » پیمان قاسم خانی و پژمان جمشیدی پیشنهاد بازی به من داده بودند و در 2 قسمت آن کار حضور داشتم که البته نقش خودم را ایفا می کردم.

* شرط اول و مهم کار

به بازیگری علاقه پیدا کرده ام... در همان مجموعه « شوخی کردم » هر چه دی وی دی به دی وی دی جلو می رفتیم ، احساس می کردم هم من به این کار علاقه بیش تری پیدا کرده ام و هم مهران مدیری که در کار خودش متخصص است اعتماد بیش تری به من کرده و متقابلا من هم به نظر او اعتماد کرده ام. یعنی از رضایت مهران مدیری متوجه این شدم که می توانم بازی کنم. برای من اعتماد به مدیری شرط اول کار بود.

* تشکر ویژه از ژوله

در مورد شکل گیری این شخصیت جدای از مشورتی که با مهران مدیری داشتم ، باید از تیم بسیار خوب نویسندگان یعنی خشایار الوند ، الهه زارع و به خصوص امیر مهدی ژوله سپاس گزار باشم چون این شخصیت به شکل بسیار خوب و با جزئیات فراوان در دل نوشته های اولیه وجود داشت.

* خنده و درد سر تکرار

درست است که گاهی حین اجرای سکانس ها کار به خنده می کشد و این خنده های متوالی تعداد برداشت ها را بالا می برد اما واقعا این طور نشده که به خاطر جلوگیری از خندیدن بخواهیم نکاتی را حذف کنیم و تا به حال در هر چه بهتر شدن صحنه ها کم نگذاشته ایم.

* درک نقش در جلسه دوم

برای شخص من در جلسه دوم فیلم برداری بود که درک بهتری از شخصیتی که بازی می کردم پیش آمد. جلسه اول فکر می کردم کار خوبی شده و آن چه را که مهران مدیری می گفت به آن اضافه می کردم اما از جلسه دوم کاملا آن را فهمیدم و خودم دست کم متوجه شدم که با چه شخصیتی رو به رو هستم.

* کامنت های اینستاگرامی

کار را می بینم و در کنارش باز مورد های مختلف را بررسی می کنم ؛ مثلا از کامنت هایی که در اینستاگرام برایم می گذارند متوجه می شوم که مردم از کدام ویژگی شخصیت خوششان می آید یا کدام کار هایش را دوست ندارند و قطعا سعی می کنم با مشورت یا آقای مدیری نقاط خوب و دوست داشتنی آن را حفظ کنم.

* حال خوب این روز های من

بازیگری برایم جدی شده است ؛ یعنی نمی شود که برایم جدی نباشد ! به هر حال وقتی دوستانی هنری از جنس سینما مانند هدایتی ، رادش ، ماندانا سوری ، محسن تنابنده و حتی خود مهران مدیری وجود دارند که به من می گویند در این کار خوب هستی و مردم هم شکل بازی ام را دوست دارند ، قطعا حال خوبی پیدا می کنم و مقوله بازیگری برایم جدی تر می شود.

* کارگردانی فیلم های کوتاه

فعالیتم در موسیقی به هر حال بخشی جدایی ناپذیر از من است و مربوط به سلیقه و دیدگاهی در من است که کار خودش را می کند. سال های سال است که با آن هم راه هستم و قرار نیست به خاطر بازیگری آن را رها کنم. راستش من اساسا رشته فیلم خوانده ام و مثلا در سینمای جوان چیزی بیش از 70فیلم کوتاه ساخته ام. البته نمی دانم واقعا چه چیزی پیش خواهد آمد اما امیدوارم در ادامه این مسیر اتفاقات خوبی بیفتد.

سحر زکریا و یک همکاری دیگر با مهران مدیری

زن های این سریال در حاشیه اند !

در آثار مدیری همیشه حضور زن ها بخشی انکار ناپذیر از خلق موقعیت های جذاب برای شوخی و خنده بوده و تیم مدیری تعداد خوبی از بهترین بازیگران طنز را در خود جای داده است ؛ هر چند باید گفت سحر زکریا حضور موفقی هم در کار های جدی داشته است. او این بار باز هم ایفاگر نقشی است که هر چه ماجرا جلوتر رفت به شخصیتی مهم تر بدل شد.

* همکاری دلنشین و طولانی

کار با مهران مدیری ویژگی های خاص و خوب خودش را دارد و قطعا آن قدر دلنشین و خوب بوده که در تمام این سال ها ادامه پیدا کرده است. به نظرم مهران مدیری با تسلط و شناختی که از مقوله طنز را می سازد و برای من جذاب بود که اگر بخواهم در کاری طنزز بازی کنم در کار های ایشان باشد.

* استقبال قابل پیش بینی

عمده تفاوتی که در کار های مدیری و سایر کارگردان های طنز وجود دارد به نوع نگاه و شناخت وی از کمدی موقعیت بر می گردد. اگر به کار های دیگر نگاه کنیم بسیاری از آن ها هجو و بسیار سطح پایین هستند در صورتی که کار های مهران مدیری چه در شبکه خانگی و چه در تلویزیون همیشه جزو بهترین ها بوده است و قطعا تجربه همکاری با چنین فردی لذت بخش خواهد بود. واقع بینانه هم که نگاه کنیم نتیجه کار های ایشان و استقبالی که از آن ها می شود و برای همه اعضای گروه خوب است که بخش قابل توجهی از این موفقیت به پشت صحنه خوب و شناختی بر می گردد که این تیم در طولانی مدت نسبت به هم پیدا کرده اند.

قطعا وقتی با کاری مانند « در حاشیه » رو به رو باشیم که در آن تعدد و تنوع شخصیت ها وجود دارد ، کار برای تیم نویسندگان هم سخت می شود چون واقعا نمی شود طوری داستان را جلو برد که همه این شخصیت ها در همه قسمت ها حضوری یک اندازه داشته باشند.

* خانم ها در حاشیه کمدی

خلق تفاوت در نقش ها برای بازیگران زن در آثار کمدی واقعا دشوار است. در این ذسته از کار ها مساله من شخصا همیشه این بوده که خانم ها خیلی جای کار ندارند و به همین علت همیشه در حاشیه هستند ؛ حتی اگر متن های خیلی خوبی نوشته شود باز هم دست و بال ما خانم ها بسته است ! اما با تمام این تفاسیر و مشکلات همیشه سعی کرده ام کاراکتری را خلق کنم که با کار های قبلی فرق داشته باشد.

* فارغ از دغدغه حضور پر رنگ

قطعا وقتی با کاری مانند « در حاشیه » رو به رو باشیم که در آن تعدد و تنوع شخصیت ها وجود دارد ، کار برای تیم نویسندگان هم سخت می شود چون واقعا نمی شود طوری داستان را جلو برد که همه این شخصیت ها در همه قسمت ها حضوری یک اندازه داشته باشند. به هر حال ما با مجموعه ای طرف هستیم که شبی 45 دقیقه پخش می شود و با توجه به حجم بالای شخصیت های کار ، گاهی بعضی از کاراکتر ها در قسمت هایی نیستند و این شامل من هم می شود اما واقعا دغدغه ام این نیست که حتما در همه قسمت ها حضور داشته باشم. همین قدر که کار درست پیش برود حتی اگر حضور من اندک باشد ، همه چیز خوب خواهد بود. ترجیح می دهم در یک قسمت خوب باشم تا در 5 قسمتی که اصلا حضورم احساس نشود !

* مرد محور شدن اجباری

در مجموعه ای مانند « پاورچین » تعداد بازیگران اندکی وجود داشتند ؛ یعنی با 3 خانواده با اعضای کم رو به رو بودیم و به همین علت خانم های حاضر در آن کار نیز جای کار بیشتری داشتند اما « در حاشیه » مجموعه ای است که در یک بیمارستان می گذرد و بنا به شخصیت های پر تعداد قصه نمی توان انتظار داشت که همه کاراکتر ها در هر لحظه حضوری پر رنگ داشته باشند. این بسیار طبیعی است که گاهی بعضی شخصیت ها کم رنگ بشوند. اما فکر نمی کنم خود آقای مدیری هیچ زمان عمدا به سوی مرد محور کردن کار هایش بروند. کما این که وقتی حضور طنز برای خانم ها آن قدر باز نیست ، قطعا ایشان هم به این سمت می آیند که از امکانات موجود یعنی از حضور آقایان بیش تر استفاده کنند.

* نخستین همکاری با غفوریان

در کار های قبلی عمده حضور من در مقابل آقای مدیری بود و این نخستین بار است که با مهران غفوریان به عنوان پارتنر مقابل کار می کنم. اما مساله اصلی این است که همه ما چه مقابل هم بوده و چه در این سال ها با هم کاری نکرده باشیم ، به هر حال هم دیگر را می شناسیم و به روحیات هم آشنا هستیم. مهم این است که شما در مقابل هر کسی نقش خود تان را درست ایفا کنید و بازی مقابل مهران غفوریان هم برای من تجربه بسیار استفاده کنند.

* شغلی بدون ساعت کاری مشخص

فرصتی برای حضور در کار هایی جدا از بازیگری برایم پیش نمی آید ؛ یعنی آن قدر درگیر بازیگری هستم که نمی توانم به کار دیگر فکر کنم. ضمن آن که بازیگری شغلی است که ساعت و روز مشخصی ندارد که شما بتوانید به راحتی برای خود تان برنامه ریزی کنید. واقعا با چنین شرایطی کار کردن در محدوده های دیگر سخت می شود.

* عشق من به بازیگری

همیشه معتقد هستم همین که یک کار درست را انجام بدهم بهتر از آن است که 5 کار را به شکل ناقص دنبال کنم. من بازیگرم و تنها چیزی که حالم را خوب می کند و آن را واقعا دوست دارم بازیگری است.

دیدار با فلامک جنیدی پس از مدت ها دوری

رمان جدیدم به زودی منتشر می شود.

در وجود فلامک جنیدی رگه های بارزی از یک بازیگر طنز خوب به چشم می خورد. شاید به همین علت باشد که عمده فیام سازان دوست دارند او را در کار های طنز به خدمت بگیرند. جنیدی در کنار آرش نوذری زوج عجیب و آرام « در حاشیه » را به نمایش گذاشتند که برای هر دو نفر شان حضوری کاملا متفاوت و خاص به حساب می آمد.

- بازگشت به تلویزیون

برای من و بیش تر بازیگرانی که قرار است سر کاری برویم همیشه مجموعه ای از عوامل برای انتخاب کار وجود دارند. قطعا وجود فیلمنامه خوب ، کارگردان ، عوامل پشت صحنه و... می تواند در انتخاب یک کار دخیل باشد. برای خود من کاری که تا حد زیادی عوامل آن را می شناسم و به کارگردانش اعتماد دارم ، دلیل اول برای پذیرفتن کار است و این کمک می کند تا احتمال این که این کار خوب و حسابی در بیاید برای من زیاد شود. قطعا مهران مدیری با توانایی هایی که دارد و پشت صحنه منظم و بدون حاشیه همه کار هایش جزو مواردی است که باعث می شود من به کار کردن با ایشان با خیال راحت اعتماد کنم. مخاطب میلیونی تلویزیون یکی دیگر از علل پذیرش سریال « در حاشیه » بود چون به هر حال چند سالی بود که در تلویزیون حضور نداشتم.

- خطر رد شدن از تکرار

خطر به تکرار افتادن و کلیشه شدن در هر کاری ممکن است وجود داشته باشد و صرف این که چون شما در یک تیم ثابت و خاص هستید ، باعث نمی شود که شما به تکرار بیفتید. در واقع این خطر الزامی به حضور در یک تیم خاص ندارد و شما به راحتی می توانید چون در ژانر خاصی موفق شده اید با انبوهی از پیشنهادات مشابه رو به رو شوید. این دیگر به توانایی خود تان بستگی دارد که چه گونه از این خطر دور شده و از تکرار عبور کنید.

- تعامل برای خلق شخصیت

تا امروز که با مهران مدیری کار کرده ام هیچ وقت این طور نبوده که تا قبل از بستن قرار داد دقیقا بدانیم که قرار است چه نقشی را بازی کنیم ! هنگامی که کار شروع می شود ایشان کاراکتر ها را با توجه به آن چه در داستان هستند و توانایی های بازیگر ها تقسیم می کنند که این به شناخت ایشان از کاراکتر ها و تیم بازیگران بر می گردد. اما واقعا این طور نیست که همه چیز به اصطلاح در یک روال خشک باشد ، شما می توانید خیلی راحت با نویسنده ها و کارگردان تعامل داشته باشید که کاراکتر را به خلق دوباره ای برسانید و بیش تر روی آن کار کنید.

- همسو با نگاه نویسنده

یک تفاوت همیشگی میان نوع بازی بازیگران خانم و آقا در کار های طنز وجود دارد که متاثر از تعاریف و ملاحضات است. اما مهم این است با همه این مسائل شما بتوانید نقش تان را به درستی ایفا کنید. البته این طور نیست که به علت همین اختلاف شما نتوانید چیز هایی را به شکل ریزه کاری در نقش بگنجانید ، این بسته به توانایی شماست که چه گونه آن را به تصویر بکشید. اما من شخصا بازیگری نیستم که خارج از چهار چوب گفته شده و با ایده های اضافی بخواهم ذهن کارگردان و نویسنده را بر هم بریزم ، هر پیشنهادی هم که دارم همسو با نگاه کارگردان و نویسنده است. اگر قرار باشد برای خودم یک باره کاری را انجام بدهم که خیلی پرت از تعریف آ ن نقش باشد ، کارکرد نقش و داستان از بین می رود. در واقع بداهه گویی در آن حدی نیست که از نقش اولیه ، نقش دیگری بسازد.

- ژانگولر برای جلب توجه

در کار های پر بازیگر اگر هر کسی به فکر یک رقابت عجیب و غریب باشد ، کار به سرانجام درستی نمی رسد و به همین علت اصلا این شکلی نیست که من بخواهم با هر حرکتی صحنه را مال خود بکنم ! در بیس کار ، فیلمنامه و یک خط داستانی وجود دارد که همه ما سعی می کنیم آن را طبق تعریف از پیش تعیین شده از یک نقطه به نقطه دیگر برسانیم ؛ در این بین برای مثال من نمی توانم با ژانگولر یا هر ترفندی توجه بیش تری را به خودم جلب کنم. درست است که ممکن است در کار های شلوغ تر بعضی کاراکتر ها کم تر دیده شوند اما این برای شخص من مسئله ای نیست چون به نظرم همیشه اصل کار ، قصه مجموعه است. گاهی قصه می طلبد حرفش را با 2 3 شخصیت برساند و گاهی قصه برای انتقال مفهومی که مد نظر دارد باید با شخصیت های متعدد گفته شود.

* خطر به تکرار افتادن و کلیشه شدن در هر کاری ممکن است وجود داشته باشد و صرف این که چون شما در یک تیم ثابت و خاص هستید ، باعث نمی شود که شما به تکرار بیفتید.

- نخستین رمان بلند من

خارج از بازیگری هم چنان به نویسندگی هم ادامه می دهم و بعد از کتاب قبلی ام که مجموعه ای از چند داستان کوتاه بود ، این اواخر نخستین رومان بلندم را باز هم به نشر چشمه سپرده ام تا منتشر کند.

سام نوری از دوستی با علی رضا عصار تا بازیگری برای مدیری

در یک مهمانی بازیگر شدم

دست تقدیر می تواند شما را به مسیر های گوناگونی بکشاند که شاید هرگز فکرش را هم نمی کردید. چند سال پیش کسی سام نوری را نمی شناخت ولی حالا او یکی از اعضای ثابت تیم مدیری شده است. حضور نوری در « قهوه تلخ » با آن صدای پر طنین باعث شد تا مردم با چهره تازه ای آشنا شوند ؛ چهره ای که در « حاشیه » توانایی های دیگری را از او به نمایش خواهد گذاشت.

- دوستی دیرینه با علی رضا عصار

شروع همکاری من با مهران مدیری به « مرد دو هزار چهره » بر می گردد اما آشنایی من با ایشان به خیلی قبل تر از آن و به دوستی مشترکی که با علی رضا عصار داریم مربوط می شود. در واقع من و علی رضا عصار دوستی بسیار دیرینه ای داریم که ریشه های آن به قبل از خواننده شدن ایشان می رسد. در جمع هایی که با هم بودیم و صحبت می کردیم ، شاید از نظر آقای مدیری ویژگی هایی در من بود که می توانست برای بازیگری جذاب باشد.

- زنگ تفریحی من

در این مدت کار هایی که با این گروه داشتم برایم جذاب بود چون فارغ از هر چیزی یک محیط خانوادگی و گرم در بین ما جاری است. راستش شغل اصلی من در یک محیط صنعتی می گذرد و حضورم در جمع این دوستان اتفاق خوب و مفرحی است و همیشه حس می کنم در جمع خانواده بزرگی هستم که همیشه برایم خوشایند بوده. یک جور هایی می توانم بگویم نه تنها برای من بلکه برای تمام اعضای گروه این دور هم بودن و کار کردن چیزی شبیه یک زنگ تفریح است و آن قدر صمیمیت و لحظات خوش وجود دارد که شاید بتوانم بگویم ما را از حقیقت زندگی جدا و وارد رویایی دلنشین می کند.

- صدای من در « شوخی کردم »

راستش در این سال ها از صدایم فقط برای صحبت کردن استفاده کرده ام و تنها جایی که به شکل خاص به صدایم پرداخته شد آیتم هایی از مجموعه « شوخی کردم » بود که در آن ها به عنوان بازپرس از مهران غفوریان بازجویی می کردم.

- محیط دوستانه در حاشیه

این که بخواهم جلوی اساتید طنز ایران باشم و هم راه آن ها بازی کنم بسیار لذت بخش و در عین حال بسیار سخت است ، هر چند تمام بچه های گروه در محیطی دوستانه با نظر لطف با من برخورد داشته اند و این حس صمیمیت باعث می شود که آرامش خوبی به کار من هم منتقل بشود و احساس ترس نداشته باشم ؛ طوری که بیش تر اوقات فکر می کنم در جمع دوستانم با هم صحبت می کنیم و حالا در گوشه ای از کادر یک یا چند دوربین هم حضور دارد.

- تسلط به چند زبان خارجی

در « قهوه تلخ » بیش از بازی صرف داشتم و به عبارتی مجموعه ای از دانش و بازیگری بود ، درست برعکس « در حاشیه » که بازیگری صرف است ؛ برای مثال در « قهوه تلخ » از آن جا که توانایی صحبت به چند زبان از جمله فرانسه ، انگلیسی و مقداری آلمانی و ایتالیایی را دارم ، نقش مترجم را به من دادند. تسلط من به زبان های مختلف به خاطر شغلم نیست در واقع چون سال های زیادی خارج از ایران زندگی می کردم و به ناچار در چند کشور حضور داشتم ، با این زبان ها آشنا شدم.

- کار سینمایی با رضا عطاران

بازیگری برای من به یک مقوله کاملا جدی تبدیل شده تا جایی که این اواخر حرکت هایی به سمت آن - - خارج از گروه مهران مدیری داشته ام ؛ برای مثال در کار سامان مقدم با نام « نهنگ عنبر » بازی کردم که کاراکتری جدی و در قالب یک دندان پزشک است. حتی در یکی از کار هایی که به من پیشنهاد شده نقشی کاملا تلخ و جدی دارم. احساس می کنم بازیگری درام هم برای من همان جاذبه و زیبایی بازی های طنز را داشته باشد. خیلی مشتاق هستم که بازیگری را به شکل گسترده تری تجربه کنم.

شبنم فرشاد جو ، کشف تازه مهران مدیری راز گشایی می کند.

به خاطر آقای مدیری قرص ضد افسردگی می خوردم !

سریال جدید مهران مدیری مثل همیشه یک کشف مهم داشت. درست پس از پخش قسمت اول سریال بیش تر بحث ها و نظرات شروع شد خیلی ها راضی بودند و برخی هم مثل همیشه بر طبل نا رضایتی کوفتند اما همگی روی یک موضوع اتفاق نظر داشتند و آن هم کاراکتری که نقش خواهر سیامک انصاری را بازی می کرد. بیننده های تلویزیون از خودشان می پرسیدند این بازیگر کیست و خیلی ها نمی دانستند که هاله دوست داشتنی این سریال شبنم فرشاد جو ، بازیگر کهنه کار تئاتر است که با وجود همه سخت گیری هایش به تلویزیون آمده است و در یک سریال روتین هر شبی بازی می کند. او با تجربه 20 ساله در عرصه تئاتر پا به این سریال گذاشته ، با استفاده از توان اجرای تئاتری و تجربه های قبلی اش به بهترین نحو شخصیت هاله را در این سریال بازی می کند و موفق به خلق کاراکتری با مزه و دوست داشتنی شده است. این موفقیت می تواند او را برای همیشه در ذهن بینندگان ماندگار کند.

* من هم ابتدا نقش را از فیلتر کاراکتر یک پرستار گذراندم و کمی تلطیف کردم ولی در نهایت هاله هم مانند زن کولی آیتم های « شوخی کردم » واکنش های تند دارد ، سریع حرف می زند و در کل اگزجره است.

- فکر می کردم قرار است نقش آبدارچی بیمارستان را بازی کنم.

در ابتدای کار آقای مدیری همه را دعوت کرده و در مورد کار با ما صحبت کردند و توضیح دادند که این سریال درباره یک بیمارستان و پرسنل آن است و... من با توجه به نقشی که در مجموعه شوخی کردم داشتم فکر می کردم احتمالا نقش آبدارچی بیمارستان را به من می دهند ( می خندد ) بعد از صحبت ها مشخص شد من نقش خواهر آقای انصاری را دارم که یک پرستار است. آقای مدیری از من خواستند نقش همان زن خانواده داغ دار را که در مجموعه « شوخی کردم » داشتم را این جا هم اجرا کنم. در ابتدا تعجب کردم چون آن نقش مختصات خودش را داشت و نحوه بازی و نوع حرف زدن در آن کاراکتر جواب می داد. به آقای مدیری گفتم آن زن عجیب و غریب بود و حتی وقتی اتفاق های بد برایش می افتاد باز هم خوش بود و می خندید ( می خندد ) اما آقای مدیری گفتند می توان نقش را به همان شکل ولی این بار در قالبی دیگر بازی کرد. من هم ابتدا نقش را از فیلتر کاراکتر یک پرستار گذراندم و کمی تلطیف کردم ولی در نهایت هاله هم مانند زن کولی آیتم های « شوخی کردم » واکنش های تند دارد ، سریع حرف می زند و در کل اگزجره است.

- خاصیت مخ من

حتی با وجود ریتم تند هاله در حرف زدن ، دیالوگ هایم را فراموش نمی کنم. فکر می کنم این خاصیت مخ من باشد. همان موقع که در مجموعه « شوخی کردم » بازی داشتم گاهی هفت صفحه دیالوگ زیر گریم به ما می دادند و می گفتند برای ضبط آماده باشید ! من و آقای هادی کاظمی هم تند تند دیالوگ ها را می خواندیم و آماده می شدیم. در مورد این سریال هم همین روند وجود دارد. کلا در کار های آقای مدیری تمرین خیلی کم اتفاق می افتد و بچه های گروه به این روش عادت کرده اند. در ابتدا این شیوه برای من که به تمرین های طولانی مدت تئاتری عادت دارم سخت بود و حتی گاهی تنها تمرین می کردم اما الان دیگر من هم عادت کرده ام.

- 20 سال سابقه دارم

من از 17 سالگی وارد دنیای تئاتر شدم ، روی صحنه بودم و در فیلم های سینمایی هم بازی داشتم اما قسمت این بود که کمی دیر وارد مدیوم تلویزیون شده و دیده شوم. شاید باید می فهمیدم در کدام ژانر می توانم موفق عمل کنم. من در کار های جدی زیادی حضور داشتم که برای برخی کاندید دریافت جایزه بودم. قطعا تجربه 20 سال کار تئاتری در این راه به من کمک کرد. خوشحالم این اتفاق با گروه آقای مدیری افتاد ؛ گروهی که به نظرم حرف اول را در کمدی کشور ما می زند.

- مدیری یک روان شناس فوق العاده است

آقای مدیری در کار جدی و با دیسیپلین هستند. ایشان کارگردانی با هوشند و حواس شان به همه چیز و همه کس هست. قدرت پیش بینی بسیار بالایی دارند و حتی قبل از برداشت سکانس ها واکنش بازیگر را می توانند به درستی حدس بزنند. مثلا گاهی قبل از برداشت به من می گویند : « شبنم موقع گفتن این دیالوگ فلان واکنش را نداشته باش یا تحت تاثیر قرار نگیر. » یعنی پیش از این که من کاری را که در ذهن داشته ام انجام دهم پیش بینی می کرده و به شیوه درست بازیگر را هدایت می کنند. به نظرم آقای مدیری یک روان شناس فوق العاده است. ایشان با روان شناسی با تک تک افراد گروه پر تعداد شان رفتار می کنند. مثلا می دانند با چه کسی نرم تر برخورد کنند و با چه کسی جدی تر باشند.

- کسی در دنیای مجازی با شما تعارف ندارد

برخورد مخاطبان سریال در صفحه فیس بوکم عالی است. همان روز های ابتدایی پخش سریال از همه در صفحه فیس بوکم برای تماشای آن دعوت کردم و تیزر کار را گذاشتم که به گرمی با آن استقبال شد. حتی برخی هموطنان خارج از کشور هم سریال را می بینند و دوست دارند. مخاطبانی از آلمان ، آمریکا و... در فیس بوک برایم پیغام گذاشتند که سریال را دوست دارند و با اشتیاق دنبال می کنند. حتی تماس هایی از ایرانیان خارج از کشور داشتم که ابراز لطف کردند. من فکر می کنم نظرات و کامنت هایی که در فن پیچ یا صفحه فیس بوک می بینیم بدون تعارف و واقعی هستند چون در دنیای مجازی کسی با آدم تعارف ندارد ( می خندد ). من اینستاگرام ندارم و فکر می کنم فیس بوک محیطی بهتر از اینستاگرام دارد. در اینستاگرام گاهی کاربرها با هم درگیر می شوند و کامنت های عجیب و غریب گذاشته می شود اما خوشبختانه در فیس بوک این طور نیست.

* چرا حتی نمی توانیم با خودمان شوخی کنیم ؟ با پزشکان نمی توانیم شوخی کنیم ، یک خواهر و برادر در سریال نمی توانند با هم شوخی کنند. پس ما با چه کسی شوخی کنیم و چه طور موقعیت کمدی بسازیم ؟ نمی شود که فقط با معتاد ها ، دزد ها و گدا ها شوخی کرد چون تنها این افراد هستند که صنف ندارند.

- خودمان را محدود نمی کنیم

قطعا محدودیت هایی در کار های کمدی وجود دارد اما برخی از آن ها قابل درک است ، مثلا در تئاتر من راحت تر می توانم دیالوگ های بداهه بگویم و کم تر خودم را محدود می کنم اما در تلویزیون باید مرتب حواس مان به همه چیز باشد. برخی از محدودیت ها قابل درک است ، شما در نظر بگیرید این سریال را همه ایران تماشا می کنند ، مردمی با فرهنگ ها و آداب و رسوم مختلف و شاید راحت بودن بازیگر در اجرای نقش در فرهنگ آن ها پذیرفته شده نباشد.

در این سریال سکانس های حضور من ، خانم زکریا و خانم هایی که به سریال اضافه شدند شاید کم تر از دیگران است ولی ما هم به اندازه سایر افراد گروه توان و انرژی می گذاریم. من معتقدم حتی اگر فرصت حداکثر استفاده را بکنیم تا خنده را به مردم هدیه دهیم. نباید به خاطر محدویت هایی که وجود دارد ما هم بی انگیزه باشیم و عملا خودمان را محدود تر کنیم. معتقدم اشکالی ندارد اگر فقط 30 درصد از توان تان دیده می شود ، باید تلاش کنید در همان 30 درصد هم عالی باشید.

- ادای مدرن بودن در می آوریم

از ابتدای کار حواشی درست شد و ما تنها حقوق دو ماه را گرفتیم و کار موقت تعطیل شد و ما سه ماه بدون این که بتوانیم در کار دیگری حضور داشته باشیم منتظر فیلم برداری بودیم. حال همگی خراب بود و نگران بودیم. کار های مختلفی پیشنهاد می شد و نمی توانستیم بپذیریم و بی کار در خانه مانده بودیم. حتی نمی دانستیم سریال اجازه پخش پیدا می کند یا نه ؟ همه به شدت ناراحت بودیم و استرس داشتیم. حالم آن قدر خراب بود که حتی قرص آرام بخش و ضد افسردگی می خوردم.

وقتی هم سریال پخش شد همه سکانس هایی که من به عنوان سر پرستار در بیمارستان در قسمت های ابتدایی داشتم حذف شد. حذف این بخش ها به خاطر این بود که باعث حساسیت صنف پرستاران نشود. حذف آن سکانس ها خیلی اذیتم کرد چون به عنوان یک بازیگر دوست داشتم کارم تمام و کمال دیده شود اما ما تمام این ملاحضات را کردیم تا سریال برای کسی بر خورنده نباشد و حالا که این اعتراض ها و انتقاد های عجیب را می شنویم و می خوانیم برای مان خیلی ناراحت کننده است. من در این مدت که این اعتراض را از طرف برخی پزشکان می خوانم متوجه شدم ما تنها ادای مدرن بودن را در می آوریم. ما فیس بوک و اینستاگرام داریم و در شبکه های مجازی فعالیم و سعی می کنیم با دنیای مدرن هماهنگ شویم اما جنبه حتی یک شوخی ساده را هم نداریم.

- در سریال های خارجی حتی با همه چیز شوخی می شود

در تمام دنیا سریال هایی ساخته می شود که با همه قشری در آن ها شوخی می شود ، در این سریال ها حتی با مقامات دولتی و مسئولان هم به راحتی شوخی می شود و مشکلی هم برای پخش سریال ندارند. پس چرا ما نمی توانیم این کار را انجام دهیم ؟ چرا حتی نمی توانیم با خودمان شوخی کنیم ؟ با پزشکان نمی توانیم شوخی کنیم ، یک خواهر و برادر در سریال نمی توانند با هم شوخی کنند. پس ما با چه کسی شوخی کنیم و چه طور موقعیت کمدی بسازیم ؟ نمی شود که فقط با معتاد ها ، دزد ها و گدا ها شوخی کرد چون تنها این افراد هستند که صنف ندارند. راستش برای مان باور نکردنی بود که بعضی پزشکان این قدر کم ظرفیت کم تحمل باشند. این دوستان حتی منتظر نشدند تا سریال به قسمت دهم برسد و ببینند ماجرا از چه قرار است و به سرعت قضاوت عجولانه کردند. گذشته از این مگر هومن صحرایی و هاله صحرایی به عنوان پزشک و پرستار در این سریال چه کار عجیب و غیر قانونی انجام داده اند که این واکنش های عجیب را شاهد هستیم ؟!

- حمایت گروه 160 نفری جراحان از سریال

در پی این اعتراض ها که در سایت نظام پزشکی رخ داد ، یک گروه 160 نفری از پزشکان و جراحان کشور با گروه ما تماس گرفتند و اعلام آمادگی کردند که به هر نحوی از ما حمایت می کنند. آن ها حتی پیشنهاد دادند قبل یا بعد از پخش سریال در تلویزیون این حمایت را اعلام کنند. یکی از پزشکان حاذق ایرانی مقیم استرالیا که در زمان نوروز در ایران بودند و سریال را دوست داشتند هم به ما گفتند حاضرند هر کمکی از دست شان بر می آید برای پیش برد و ادامه پخش سریال انجام دهند. پزشکان و پرستاران زیادی هم از طریق شبکه های مجازی با ما در ارتباط بودند و از سریال حمایت کردند.

- قهرمان رالی بودم

خانه داری مزخرف هاله از ویژگی های کمدی این شخصیت است که او را با مزه تر کرده و موقعیت طنز ایجاد می کند. هاله مرتب به برادرش سرکوفت می زند که در زندگی در کنار او سوخته در حالی که اصلا کسی حاضر نبوده با این دختر پر حرف ازدواج کند. هاله راننده و آشپز خیلی بدی است اما من قهرمان رالی بودم و رانندگی ام حرف ندارد ، آشپزی ام هم خیلی خوب است.

- کاراکتری مثل هاله در سریال های ایرانی نداشتیم

من شخصا کاراکتری مثل هاله با این اکت ها ، کنش ها و ویژگی ها تا به حال در سریال های کمدی ایرانی ندیده بودم. هاله ریتم خیلی تندی دارد ، مثل تراکتور وارد صحنه می شود. و همه را نابود می کند و می رود. شاید در ابتدا جیغ جیغو بودن هاله کمی باعث گارد گرفتن مخاطب شود که ای بابا این دختر چرا این قدر جیغ و داد می کند اما در نهایت می بینیم هاله شخصیت خاص و با مزه ای دارد و تماشاگر هم به این کنش های عجیب و غریبش عادت می کند. هاله مثل بچه های شیطون ، حراف و با مزه ای است که مثل او را همگی در مدرسه های مان دیده ایم و شاید به همین خاطر خیلی ها دوستش دارند.

- از دیوار راست بالا می رفتم

من خودم هم تا حدی مثل هاله ریتم تندی دارم و در بچگی هم بسیار شیطون و اکتیو بودم و از دیوار راست بالا می رفتم. در مدرسه همه شبنم فرشاد جوی شیطون و فعال را که مدام در حال بدو بدو و جست و خیز بود را خوب می شناختند.

* خانه داری مزخرف هاله از ویژگی های کمدی این شخصیت است که او را با مزه تر کرده و موقعیت طنز ایجاد می کند. هاله مرتب به برادرش سرکوفت می زند که در زندگی در کنار او سوخته در حالی که اصلا کسی حاضر نبوده با این دختر پر حرف ازدواج کند. هاله راننده و آشپز خیلی بدی است اما من قهرمان رالی بودم و رانندگی ام حرف ندارد ، آشپزی ام هم خیلی خوب است.

جدیدترین روش جوانسازی واژینال
سبک زندگی
کودک وبانوان
گردشگری
فناوری اطلاعات
سلامت
آشپزی
چهره ها
دکوراسیون
رازهای موفقیت
سرگرمی
نام:
ایمیل:
* نظر: