مجله خبری لحظه نما| اخبار روز، آشپزی، دکوراسیون، سبک زندگی
کد خبر: ۲۲۷۹۶
تاریخ انتشار: ۲۹ اسفند ۱۳۹۴ - ۱۰:۳۰
تعداد بازدید: ۱۱۵۰
او برانکو ایوانکوویچ است. برانکو عاشق ایران است و با اینکه در کشورهایی مثل آلمان، چین، امارات و عربستان مربی گری کرده اما همیشه می گوید ایران کشور دوم من است.
فروش اسید فسفریک
هیولاهای مرموز
نرخ ارز
مجله خبری لحظه نما:او برانکو ایوانکوویچ است. نه اهل جنجال است و نه می تواند به تنهایی یک جنجال به راه بیندازد. از آن دست مربیانی که حرف شان را داخل زمین می زنند و خارج از مستطیل سبز، محتاط و مراقب حرف زدنشان هستند. شاید مربیان زیادی با این کاراکتر وجود داشته باشند و بی ادعا به فوتبال فکر کنند اما این یکی، خیلی بکر است. تیمش خوب بازی می کند و یک کارنامه پر از افتخار دارد اما برخلاف تدابیر هجومی اش در زمین بازی یک روحیه آرام دارد و زندگی در هتلی را ترجیح میدهد. ما ایرانیها با برانکو خاطرات شیرینی داریم صعود به جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان، قهرمانی در بازیهای آسیایی و بازیهای درخشان در جام ملتهای آسیا ۲۰۰۴ که هرگز از یاد طرفداران فوتبال نمی رود. برانکو هم عاشق ایران است و با اینکه در کشورهایی مثل آلمان، چین، امارات و عربستان مربی گری کرده اما همیشه می گوید ایران کشور دوم من است.

برانکو ایوانکوویچ کجا به دنیا آمد و پرورش یافت؟
در شهر چاتویس متولد شدم؛ آن هم در خانواده ای متوسط و کشاورز زادگاهم یکی از نقاط دیدنی یوگسلاوی سابق و کروواسی فعلی است و خیلی هم زیاد این شهر پدری را دوست دارم و هر وقت فرصت پیدا کنم به چاتویس می رومچون بستگان و دوستان بسیاری انجا دارم. »

 فوتبال را در همین شهر آغاز کردید؟
 بله از انجا آغاز کردم و تمام دوران فوتبالم در باشگاه وارتکس سپری شد. نه تنها فوتبالم را در این باشگاه اغاز و به پایان بردم بلکه به خاطر علاقه قلبی که به این باشگاه داشتم دوران مربیگری ام را نیز از همین تیم آغاز کردم بلکه دینم را به آنها ادا کنم.

 پس از همان ابتدا دوست داشتید در بطن فوتبال قرار بگیرید؟
از آن روز که یادم می اید همواره زندگی من تحت تاثیر چالشهای بزرگ قرار داشت و به نوعی با آن اخت شده بود. چون انسانی جاه طلب بود هم وهمواره دوست داشتم اتفاقات نویی را در زندگی تجربه کنم؛ به همین خاطر کار کردن در بالاترین سطح فوتبال را برای خودم انتخاب کردم وازآن هم کوتاه نیامدم.

 لقب پروفسور هم به خاطر همین جاه طلبی ها بود؟
(باخنده) این لقب یادگاری چیرو است؛ مردی بزرگ و تکرارنشدنی در فوتبال کروواسی که من خیلی چیزها از اواموختم و زندگی فوتبالی ام به نوعی کامل شد.

این همکاری شما با بلاژویچ باعث شد تا کروواسی بیشتر از همیشه بر سر زبانها بیفتد؟
راستش رابخواهید اتفاقات بزرگی در زندگی من افتاد که یکی از این اتفاقات بزرگ سوم شدن در جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه با کروواسی بود. نخستین تورنمنت بزرگ و معتبر بعد از تجزیه یوگسلاوی که برای مردم کشور من نقطه عطفی قلمداد می شد تا خودشان را در جغرافیای جهان به همه معرفی کنند و این اتفاق خوشایند در زمان حضور ما روی نیمکت تیم ملی کروواسی افتاد و خاطرات آن تورنمنت هیچ گاه از ذهن من خارج نمی شود و همیشه به یادش خواهم بود.

تصور آن عنوان را می کردید؟
 ماتیم خیلی خوبی داشتیم که برای موفقیت بدجوری تشنه بود؛ به همین خاطر می توانست دست به هر کاری بزند. چه بساگربدشانسی نمی آوردیم می توانستیم فینال راهم تجربه کنیم.

 بعد از آن تورنمنت رویایی از بلازویچ جداشدید و به فوتبال آلمان رفتید؟
 بله، یک فصلی را روی نیمکت هانوفر سپری کردم که فکر میکنم آن مقطع باعث شد تا حرفه من در مربیگری پخته تر از همیشه شود. در آن سال خاطرات بسیار زیادی برایم رقم خورد که می توانم راجع به آن یک کتاب بنویسم.

و دوباره زمینه همکاری شما با بلازویچ این بار در ایران فراهم شد؟
 بعد از یک سال حضور در آلمان احساس می کردم که خودم را به عنوان یک مربی بهتر از همیشه شناختم و دوست داشتم فرصتی برای عرضی اندام بیشتر پیدا کنم تا اینکه دوباره چیرو به من پیشنهاد همکاری این بار روی نیمکت تیم ملی ایران را داد. یک همکاری بسیار جذاب و خاطرهانگیر که تنها با یک حسرت بزرگ روبه رو شد و مادرعین شایستگی نتوانستیم به جام جهانی ۲۰۰۲ژاپن و کره جنوبی برسیم.

 حسرت؟
بله؛ ما بعد از اتفاقاتی که در مرحله گروهی انتخابی افتاد باید مقابل ایرلند در پلی آف قرار می گرفتیم. هم در بازی رفت هم در بازی برگشت، خیلی بهتر از ایرلندیها بازی کردیم و باید برنده می شدیم اما... بگذریم؛ دوست ندارم خاطرات خوشم در ایران خاطرات بد تلفیق کنم. فقط تکرار می کنم که در ان مقطع من از همکاری با چیرو حسابی لذت بردم چون تجربه جذابی بود.

 چطور؟ تا آنجا که ما می دانیم شما همواره در تیررس انتقادات اهالی فوتبالی قرار داشتید؟
انتقاد که برای هر مربی مثل یک سایه می ماند چون مدام در تعقیبش است اما در آن مقطع ما تیمی داشتیم به نام ایران با یک مشت بازیکن بزرگ که به تازگی راهی فوتبال اروپاشده و ماجراجویی بین المللی خود را آغاز کرده بودند. همیشه کار کردن با جوانان جویای نام را دوست داشتم و ان را چالشی جذاب قلمداد می کردم که بلازویچ این فرصت رادر آن مقطع به من داد تا با این جوانان کار کنم.

 به همین خاطر بود بعد از رفتن چیرو شما پیشنهاد تیم ملی ایران را پذیرفتید؟
صددرصد، هر کسی دیگری هم جای من بود بلادرنگ آن را قبول می کرد چون آن تیم می توانست دست به کارهای بزرگی بزند و نام خودش را در تاریخ فوتبال هم با ان تیم قهرمان آسیا شدیم هم به جام جهانی رفتیم و بیشترین لژیونرهای فوتبال آسیا هم داران مقطع در اروپا بازی می کردند.

رابطه شما با بلازویچ در چه حدی است؟
نه تنها برای او بلکه برای همه همکارانم احترام متقابل قائل هستم که در بین آنها چیرو چیز دیگری است بهرحال می دانستم که باید یک روز طعم تلخ جدایی ازاو را بچشم ودرآن مقطع صلاحدیدم تا راهی را که او در تیم ملی ایران آغاز کرده بود به تنهایی ادامه دهم و خوشحالم که شاگرد خوبی برایش بودم.

پس باور داشتید که به جام جهانی می رسید؟
بله، این باور هیچ وقت از بین نرفت و دیدید که ما آلمان شدیم. من بهترین بازیکنان تاریخ فوتبال ایران را در اختیار داشتم و کمترین موفقیت برای این تیم رسیدن به جام جهانی ۲۰۰۶ بود. ان روزها را هرگز زیاد نمیبرم چون چیزهایی بیشتر از یک تجربه معمولی و ساده بود. ما انرژی و هیجان یک ملت بودیم که هم در داخل مستطیل سبز هم روی سکوها و بیرون از گود وظایف خود را انجام می دادیم.

اما بعد از تورنمنت اتفاقات تلخی برای شما روی نیمکت رخ داد و...
 نمیتوانم از کسی به خاطر اتفاقات بعد از جام جهانی ۲۰۰۶ انتقاد یا گلهای داشته باشیم. روز جدایی فرا رسیده بود و وقتی این روز برسد دیگر کاری از دست کسی برنمیاید اما خوشحالم که در تمام این سالها ارتباطم را با دوستانی که در مدت حضور اولیه در ایران پیدا کردم، حفظ کردم و ایران را مثل کشور دوم خودم دانستم. باید اعتراف کنم همان روزها عهد کرده بودم که روزی دوباره به ایران برمی گردم تا بازهم خودم را بین هموطنان دومم ببینم.

 دوست دارید به صورت مختصر به بازیهای جام جهانی ۲۰۰۶ بپردازید؟
 مقابل مکزیک خیلی خوب شروع کردیم اما اشتباهات فردی امان تیم را برید؛ در حالی که اگر کمی باتجربه تر عمل می کردیم، می توانستیم بازنده میدان نباشیم. همین اتفاق جلوی پرتغال افتاد و کاری از دست من برنمی امد چون تمام توصیه های لازم را به بازیکنان داده بودم اما کار از کار گذاشته بود.

 به نظر میرسید در آن تورنمنت فشارهای عصبی زیادی روی برخی شاگردان شما وجود داشت؟
من از تیمم راضی بودم و همواره هم بیشترین فشارها را خودم به دوش می کشیدم اما اگر کسی در ان روزها عصبانی و ناراحت به نظر میرسید به خاطر عملکرد خودش بود، نه اعتراض به من،

 پس در جریان کامل انتقادات و اتفاقاتی که پیرامون بازیکنانی همچون علی کریمی ودایی وجود داشت، قرار می گرفتید؟
بله؛ در جریان بودم اما توجهی به آن نداشتیم چون ما اهدافی مد نظر داشتیم که برای رسیدن به ان باید تمرکز می کردیم و از حواشی دور میماندیم. به همه بچه های تیم هم گفتم که زود خودتان را نبازید اما یکسری گوش ندادند و چوبش را خوردند.

چرا بعد از تیم ملی ایران کار در باشگاه را انتخاب کردید؛ در حالی که می توانستید مربی تیم ملی باقی بمانید؟
 دیناموزاگرب برای من یک انتخاب هوشمندانه بود چون باید در آن برهه ثابت می کردم برانکو ایوانکوویچ هنوز می تواند در بالاترین سطح، مربیگری کند و مربی درجه اولی است. با وجود اینکه مدت حضورم در دیناموزاگرب کمبود اما به نظرم به آن چه میخواستم رسیده بودم و باید یک مقطعی به خودم استراحت میدادم تا با ریکاوری دوباره بازگشت خوبی داشته باشم.

 در همان سالها که از ایران دور بودید همواره شایعات زیادی در خصوص همکاری شما با باشگاههای ایرانی به گوش می رسید؟
 دروغ چرا از این شایعات باخبر بودم و صحبتهایی هم با چند باشگاه بزرگ دیگر انجام دادم اما هیچ کدام نهایی نشد.

 خود شما هم تمایل داشتید که برگردید؟
صددرصد چون میخواستم خاطرات خوبم در ایران دوباره برایم زنده بشود؛ علاوه بران واقعادلم برای ایران و مردمان خونگرمش تنگ شده بود. شاید به همین خاطرهم بود که مذاکرات من برای پرسپولیسی شدن یکی دو ساعت بیشتر طول نکشید و هر دو طرف زود به توافق رسیدیم و من در آن شرایط بحرانی هدایت تیم را در دست گرفتم.

جدایی از ایران شما را به مارکوپولوی مربیان کروواسی تبدیل کرد؟
 مارکو پولو لقب خوبی نیست چون من بعد از جام جهانی هدایت یکی از بهترین تیمهای باشگاهی کشورم کروواسی را در دست گرفتم و بد هم کار نکردم اما از آنجا که مربیان حرفه ای نباید از کار در کشورهای دیگر بترسند تجربهای هم در لیگ چین داشتم. یک تجربه فوق العاده چون در همان نخستین فصل حضورم قهرمان چین شدیم؛ ان هم در فصلی که هر بازی تیم من ۵۳ هزار تماشاگر را به ورزشگاه می کشاند. البته در دومین فصلی نتوانستیم به خوبی تیم را تقویت کنیم و با ناکامی روبهرو شدیم. بالاجبار بعد از چین راهی عربستان شدم و در شهر دمام هدایت تیم الاتفاق را برعهده گرفتم.

بازگشتی توام با یک بازی مملو از تماشاگروطرفدار پرسپولیس در آزادی.
 از روز اول و با بازگشت به پرسپولیس خوشحال بودم چون صدهزار نفر را در ورزشگاه دیدم. در بازی با النصر عربستان ان روز روی سکوها بودم وفرد دیگری (حسین عبدی) سرمربی تیم به صورت موقت بود. همان روز پی بردم که وظیفه دشواری روی دوشم قرار گرفته و باید خودم را برای یک چالش بزرگ آماده کنم.

فصل خوبی نداشتید اما برد در دربی هفته پایانی همه چیز را تغییر داد؟
 آن برد خیلی دراماتیک بود چون مقابل حریفی بزرگ و مربی صاحب سبک وسرشناسی رقم میخورد که باعث شد تا اعتماد به نفسی دوباره به پرسپولیس بازگردانده شود. استارت تغییر و تحولی بزرگ زده شد تا پرسپولیسی رویایی ساخته شود.

پرسپولیس این فصل شما می تواند خاطره سازشود؟
 انتظار از خودم همیشه بالاست و در این فصل باید قهرمان بشویم. با این هدف شروع کردیم اما موانعی بر سر راه ما قرار گرفت؛ به خصوص مشکلات داوری و اشتباهات فردی که خیلی ضربه خوردیم.

در این روزهای پایانی سال بدترین خاطره برانکو در سال ۹۴چه بود؟
 بدترین خاطره ام نه در این سال بلکه در تمام عمرمربیگری، فوت ناگهانی هادی نوروزی بود. معمولا سعی می کنم طوری رفتار کنم که تحت تاثیر اتفاقی قرار نگیرم اما واقعا این اتفاق تلخ، مات و مبهوتم کرد وشوکی به من وارد شد که تا چند هفته نمیتوانستم از آن خارج شوم.

چطور؟
خودم دختر دارم و وابستگی دخترها به پدرها را درک می کنم و این خیلی من را تحت تاثیر قرار داد.

معمولا کمتر کسی از زندگی شخصی شما به عنوان یک مربی سرشناس اطلاع دارد؟
چون هیچ وقت دوست نداشتم از زندگی شخصی ام حرف بزنم

با عملکردی که در پرسپولیس داشتید و همین طور اتفاقاتی که پیرامون کارلوس کی روش رخ داده از شما به عنوان کاندیدای جانشینی این مربی پرتغالی نام برده می شود؟
بازگشت من به تیم ملی؟ نمی دانم شاید یک روز این اتفاق بیقتد اما قبل از آن روز من کارهای دیگری دارم که باید انجام بدهم. جالب است و نباید جدی گرفت.

رفته رفته به نوروز باستانی ایران نزدیک می شویم. خاطراتی از این جشن سنتی ایرانی ها دارید؟
کم نه(با خنده) اما دوست ندارم راجع به این خاطرات حرفی بزنم. نوروز باستانی ایرانی ها با آن سفره هفت سین جالبش همیشه در ذهن من باقی مانده و از اینکه یک بار دیگر این فرصت نصیبم شد تا  در ایران باشم و جشن ها را ببینم خوشحالم چون دلم برای این سفره هفت سین باستانی حسابی تنگ شده بود. امیدوارم که بتوانم آن روزها در ایران باشم.

پرسپولیس، هم دربی برگشت را پیش رو دارد هم هفته های پایانی لیگ برتر را عیدی شما به طرفداران، بردن دربی است با قهرمانی لیگ؟
گفتم که عیدی ما به طرفداران پرسپولیس به موقع از راه می رسد آن هم یک عیدی ویژه پس تا آن زمان طرفداران در هر بازی که برای ما حکم فینال را دارد باید یار دوازدهم پرسپولیس باشند. درست مثل هفته های گذشته.

کارنامه برانکو ایوانکوویچ از زبان خودش
جدیدترین روش جوانسازی واژینال
سبک زندگی
کودک وبانوان
گردشگری
فناوری اطلاعات
سلامت
آشپزی
چهره ها
دکوراسیون
رازهای موفقیت
سرگرمی
نام:
ایمیل:
* نظر: