مجله خبری لحظه نما| اخبار روز، آشپزی، دکوراسیون، سبک زندگی
کد خبر: ۲۲۸۱۹
تاریخ انتشار: ۰۷ فروردين ۱۳۹۵ - ۰۹:۰۰
تعداد بازدید: ۱۳۴۹
اوج گیری این رفاقت هم در تئاتری بود که سال گذشته بهاره رهنما کارگردانی کرده بود و بهنوش بختیاری برای اولین بار با آن روی صحنه حاضر شد
فروش اسید فسفریک
هیولاهای مرموز
نرخ ارز
مجله خبری لحظه نما: بهاره رهنما و بهنوش بختیاری علاوه بر اینکه در بین هنرمندان دیگر رفقای خوبی دارند و رفقای خوبی برای دیگران هستند، خودشان هم با هم رفیق اند. اوج گیری این رفاقت هم در تئاتری بود که سال گذشته بهاره رهنما کارگردانی کرده بود و بهنوش بختیاری برای اولین بار با آن روی صحنه حاضر شد و بعد گفت کسی که دلگرمی اش بوده برای حضور بدون استرس روی صحنه،مهربانی و هدایت های بهاره بود. آنها البته سال موفقی را هم پشت سر گذاشتند: بهاره رهنما، علاوه بر حفظ روندی که در موفقیت هایش دارد، تهیه کننده گروه موسیقی نقطه دار شد که ترانه های خودش را می خوانند و بهنوش بختیاری برای اولین بار کاندیدای بهترین بازیگر نقش مکمل زن جشنواره شد و همچنان رکورددار پرفالوئرترین ستاره در اینستاگرام. با این دو هنرمند درباره دوستی هایشان، علایق و مشغله هایشان و البته حاشیه های زندگی و خانواده شان حرف زدیم.


رابطه دوستانه بهنوش بختیاری و بهاره رهنما

در بین هنرمندان، شما دو نفر جزو کسانی هستید که علاوه بر پرکار بودن، آنقدر در خیریه ها و اتفاقات اجتماعی دیگر حضور دارید که به نوعی، علاوه بر بازیگر و آرتیست، فعال اجتماعی محسوب می شوید؟ این فعالیتهای اجتماعی را به چه عنوان انجام می دهید: در راستای کارتان است، در راستای علاقهمندی تان است، برای خودتان رسالت اجتماعی تعریف کردید یا به نوعی نمایش است؟
رهنما: به نظرم همه اینها با هم است. همه ادمهایی که با هم فعالیت اجتماعی انجام میدهند، در درصدهای مختلف همه اینها که گفتی را دارند. هر آدمی از اینکه با وجهه خوب دیده شود لذت می برد و هر که بگوید نه، دروغ گفته است اما درصد این ماجرا چقدر است و در آدمهای مختلف چه انگیزه هایی وجود دارد فرق می کند. ضمن اینکه من خیلی کم کار هستم و کار تصویرم خیلی کم شده، الان من سالی یک سریال و یک فیلم سینمایی بازی می کنم و آن هم شاید و تمرکزم بیشتر در جاهای دیگر است.

بیشتر متمرکز هستی روی تئاتر و نوشتن و اصولا از آن آدمهایی نیستی که اگر کار تصویر هم نداشته باشی بیکار باشی، هیچ کاری هم نداشته باشی می نشینی داستان می نویسی
رهنما: بله. همینطور است.

بختیاری: من میخواهم بگویم که اگر دغدغه فعالیت اجتماعی نداشته باشی و به بهانه های دیگر به دنبال این کار باشی، نهایتا یک سال و دو سال در آن عرصه هستی و زود خسته می شوی، آدم باید صد درصد دغدغه داشته باشد تا این همه مدت بتواند فعالیت اجتماعی اش را داشته باشد. بهاره جان سالهاست که فعالیت اجتماعی دارد و این نشان می دهد که دغدغه اش را دارد چون اگر غیر از این بود این همه دوام نمی آورد.

من تعدادی از افراد موفق که از نظر مالی اوضاع شان خوب است را میشناسم که اهل کارهای خیر هستند و لذت پول داشتن را بخشیدن میدانند و می گویند می خواهند هرچه بیشتر داشته باشند تا هرچه بیشتر ببخشند. اینکه شما می توانید هرچه بیشتر در نهادها و بنیادهای مرتبط با خیریه حضور پیدا کنید هم جزو لذت شهرت است. شما این امکان را داری که همیشه در حال فعالیت اجتماعی باشی
رهنما: آنچه من دیده ام این است که اغلب افراد خیلی خیلی پولدار خیلی سخت می بخشند بنابراین به تو تبریک میگویم که چنین دوستانی داری، اینجور ادمها خیلی کم هستند و نمی دانم چرا بعضی ها هرچه بیشتر دارند سخت تر از دست میدهند. بنابراین من با آن حرفت موافق نیستم. از آن طرف هم این را بگویم که این به نوعی انتخاب استایل زندگی است که بعضی ها برایشان مهم است و دارند و بعضی ها هم ندارند. قطعا وقتی یک سلبریتی در یک کار خیریه حضور پیدا می کند باید شو بکند چون تمام فایده ای که به ان انجمن یا نهادی که با آنها همراه شده است میتواند برساند همین است. او به این کار دعوت شده تا طیف زیادی از طرفدارانش را دعوت کند که به آن سمت بیایند. اگر یک چهره شناخته شده بنشیند در خانه اش و مثل آدمهایی که شناخته شده نیستند کار خیر بکند و ترجیح بدهد کسی نفهمد از یک لحاظ کار درستی است ولی واکنشی که برمی انگیزد چیز خاصی نیست. ما باید کاری بکنیم که عده زیادی از مردم تأسی کنند از رفتار ما،

اتفاقا من آن سوال اول را پرسیده بودم که به این نکته برسیم که کاری که یک ستاره میکند به نوعی تبلیغ برای کار خیر است. خارج از کشور هم همین است...
بله. مردمی که او را میشناسند متوجه جایی که ان ادم روی ان دست گذاشته می شوند و چون عده زیادی از مردم به ان ادم مهردارند، خود به خود این مهر به ان جایی که او در ان فعالیت می کند منتقل می شود.

بهنوش خانم. من از قبل وقتی با شما صحبت می کردم همیشه ابراز می کردید که خیلی به بهاره رهنما علاقه دارید. دلیل این علاقه تان چه بود؟
بختیاری: من بهاره را از صمیم قلب دوست دارم برای اینکه بهاره را خیلی متمدن تر از دنیای امروز میدانم. بهاره یک زن متمدن و به معنای واقعی کلمه روشنی است. از همه مهمتر اینکه این همه تلاشش را هم تحسین می کنم، بهاره جزو معدود هنرپیشه هایی است که سواد خیلی خوبی دارد و این خیلی خوب است که یک هنرپیشه بسنده نکند به اندکی دانایی اش، لیسانس را میگیرد و می رود سراغ فوق لیسانس و دو مرتبه می رود سراغ یک چیز دیگر که باز هم به آگاهی اش اضافه شود.

این به بیش فعال بودن ایشان مربوط نمیشود؟(خنده)
بختیاری: بیش فعال ها خیلی کارهای دیگر می کنند. خانم هایی را می شناسیم که هر ماه می روند اکستنشن مویشان را عوض می کنند و ... اما بهاره علاقه و عطش عجیبی برای رشد دارد و این خصیصه اش همیشه برای من الگو بوده و هست. احترام خاصی برایش قائل هستم و این را همه جا و پشت سرش هم می گویم. در فضایی که همه دنبال پول هستند بهاره تئاتر کار می کند و کارهایی می کند که از دست کسی برنمی آید. بهاره برای من الگو است و من خودم را خیلی خیلی خیلی کمتر از بهاره می دانم. او می تواند برای خیلی از خانم های ما الگو باشد چه به لحاظ مادری و چه به لحاظ سواد، کار خیر، فعالیتهای گسترده اجتماعی و... این همه کار کردن و موثر بودن کار هر کسی نیست. این کارها یک انرژی درونی و خدایی میخواهد که به نظر من بهاره دارد.
شما گفتید که خانم رهنما خیلی متمدن است و من یک نکته را اضافه کنیم که علاوه بر این،

خصلتهای دیگری هم دارد که بعضی وقتها آدم فکر می کند که خیلی سنتی است. مثلا بعضی از کارها و نگاه ها که مثل یک مادر و بانوی سنتی است. خودت اینطوری فکر نمی کنی؟
رهنما: نه. من اصلا اینجوری که می گویی نیستم اما ذهنم یک ته مایه مذهبی دارد و شاید این نوع نگاه من است که باعث چنین فکری می شود

منظورم بعضی از علایقی بود که دارای مثل فال یا اعتقادات ماورایی...
رهنما: به فال که علاقه ندارم اما ماورالطبیعه همیشه برایم عجیب و جذاب بوده و هست. این ربطی به سنت ندارد. نه اینکه بگویم سنتی بودن بد است اما من اساسا اصلا یک آدم سنتی نیستم.

شاید اشتباه از من است. تصوری که ما از یک زن مدرن داریم زنی است که مثلا خیلی درگیر وظایف مادری اش نیست وچندان در گیرودار وابستگیهای  خانوادگی نیست اما شما این وابستگی ها را داری...
راهنما: به نظر من این تعریف تعریف غلطی است. شاید مدرن بودن درواقع هندل کردن و جلو بردن موقعیتهای مختلف اجتماعی یک زن است که بتواند به همه شان رسیدگی کند؛ تحصیل، کار، خانواده و... . دلیلی ندارد که یک زن اگر مدرن است درگیر خانواده نباشد یا حس مادری اش را پنهان کند. این تعریفها که در جهان سوم وجود دارد تعریفهای مخدوش و غلطی است. ضمن اینکه من خیلی از بهنوش بابت این لطفش ممنونم و همیشه به خودش هم گفتم که صداقت و جسارتش همیشه برایم جذاب بوده، فکر می کنم منظور بهنوش از این نکته که درباره من گفت، بیشتر فضای ذهنی من است. یعنی من تقریبا دچار قضاوت نیستم و سعی می کنم خیلی راحت هم با یک سری از مسائل که شاید برای یک زن در جامعه امروز سخت باشد کنار بیایم یا از آنها یک راه جدید بسازم. بیشتر، انتخابه ای یک زن است که نشان می دهد او مدرن فکر می کند یا سنتی.

اولین کاری که شما به هم خیلی نزدیک کارکردید تئاتر «دورهمی زنان شکسپیر» به کارگردانی شما بود، درست است؟
رهنما: نه، قبلش در ده رقمی با هم همکار بودیم. ما سابقه کار با هم زیاد داشتیم.

بختیاری: در خوب بد زشت هم با هم همبازی بودیم.

رهنما: در ده رقمی من خواهرش بودم و بهنوش نقش اصلی تری داشت.

بختیاری: خیلی سر به سر من می گذاشتی (خنده). اولین کار تئاتری که انجام دادم و روی صحنه رفتم به کارگردانی بهاره بود.


رابطه دوستانه بهنوش بختیاری و بهاره رهنما

  یادم هست که آن موقع با هم صحبت می کردیم و گفتی که حضور بهاره رهنما آنقدر به من اعتماد به نفس داد که بتوانم روی صحنه بروم.
بختیاری: واقعا همینطور است. من تمام بدنم میلرزید و واقعا از صحنه تئاتر می ترسیدم ولی بهاره آنقدر راهنمایی های خوبی کرد و آنقدر حضورش به آدم اطمینان می دهد و آنقدر کارگردان خوبی است که من رفتم روی صحنه. موقع کارگردانی آنقدر جدی است که ادم از او میترسد.(خنده)
رهنما: (خنده) بهنوش این را درآورد که آدم از او میترسد.

بختیاری: موقع کارگردانی خیلی جدی است و دوستی کاملا کنار می رود. آدم هم از او میترسد و حساب می برد و هم اینکه راهنمایی های درستی می کند. من خودم یک سری حرکتهای اضافه داشتم که همه آنها را از من گرفت و آنجوری که همه می گفتند این نقش آنقدر خوب شده بود که خیلی خوشحال بودم اینکه می گویم متمدن است در کارگردانی اش هم مشهود است. در مورد خودم به من گفته بود که تمام دیالوگهایم را در نیمرخ بگویم بدون هیچ حرکت اضافه ای و همان باعث به وجود آمدن یک کاراکتر عجیب و متفاوت شد. بهاره به خاطر سواد، شناخت و کتاب خواندنش انقدر به نکات ریزی توجه می کند که اینها باعث متفاوت شدن کاراکتر و کارش می شود.

رهنما: ما با آن کار شهر را به هم ریختیم. بگذاردلیل اینکه بهنوش را انتخاب کردم بگویم. من در این پنج، شش تئاتر که کارگردانی کردم یک اعتقاد شخصی دارم و آن اینکه با یک صدای بالای متوسط و بیان حتی متوسط به بعد کارگردان می تواند بازیگر را روی صحنه هدایت کند ولی چیزی که برای انتخاب بازیگر در تئاتر مهم است این است که بازیگر روحیه تئاتری داشته باشد. بهنوش با اینکه روی صحنه نبود اما خودش میداند که من از یکی دو سال قبل به او گفته بودم که تو باید تئاتر کار کنی چون روحیه کار جمعی در او بود. او وقتی سر یک کار هست فکر نمی کند که چون بازیگر است فقط باید بازی کند و اگر از دستش بربیاید با صلاحدید طراح صحنه میرود به او هم کمک می کند. یا مثلا قرار باشد که گروه نرود و دو سه پلان اضافه بگیرد اولین کسی که استقبال می کند بهنوش است. حس غرغرو بودن و انفرادی کار کردن در او نیست و این چیزی است که هیچ کارگردانی نمی تواند به یک بازیگر یاد بدهد. یعنی یک بازیگر اگر تربیت تئاتری نداشته باشد، شما بهترین بازی را هم از او بگیری پشت صحنه برزخ می شود. حسن آن کار این بود که ما با شش، هفت ستاره روی صحنه کار کردیم با چندین روز یک اجرا و تقریبا یک ماه تمرین و در این مدت حتی یک کلمه انتقاد امیز هم بینشان رد و بدل نشد. اینقدر همه ما توانسته بودیم فضا و محیط را خوب جلو ببریم.
فکر کنم به خاطر حضور خودت به عنوان کارگردان بود که با همه شان دوست بودی.

بختیاری: همینطوره. بهاره پر از انرژی مثبت است.

رهنما: ممنون، بچه ها هم همه شان خیلی اخلاق حرفه ای خوبی داشتند.

بختیاری: من قبل از این کار چندان به اهمیت صدا توجه نداشتم و بهاره تمریناتی به من داد که برای من خیلی غریب بود اما باور کن که از آن به بعد نظرم راجع به صدا عوض شد، چه روی صحنه و چه در کار سینما، تازه فهمیدم صوت چقدر می تواند روی بازیگر تأثیر داشته باشد و نقش اش را متفاوت کند. این را هم از بهاره دارم.

رهنما: در فیلمی که امسال بازی کردی هم همه می گفتند که صدای بهنوش برای ما عجیب بود. نه اینکه صداسازی کرده باشد اما از یک قابلیت دیگری از صدایش استفاده کرده بود.

یعنی بیانش بهتر شده بود؟
رهنما: نه. در آن کاری که بهنوش انجام داده بود بیشتر لحن بود.

بختیاری: واقعا با عوض شدن صدا، شخصیت بازیگر هم تغییر می کند. من این را در تئاتر یاد گرفتم. من بعد از آن، دو تئاتر دیگر هم کار کردم اما بیشتر از همه کار بهاره به من چسبید.

رهنما: چون خیلی به ما خوش گذشت.

نمی خواهی در همین راستا و با همین گروه کار دیگری روی صحنه ببری؟
رهنما: سهراب حسینی برای همین شخصیت ها دارد نمایشنامه ای می نویسد که سال دیگر پیش تولیدش را شروع می کنیم و اگر مشکلی پیش نیاید در آن همان تیم زنان شکسپیر بازی می کنند. قصه هم یک بازی مافیاست و تعدای خانم  که دارند روی صحنه مافیا بازی می کنند.همین بازی دورهمی که الان در مهمانیها خیلی باب شده است. زنان بازی می کنند و مردان زندگی شان در آن بازی نیستند اما در فیلمی که روی صحنه نشان داده می شود ما مردها را می بینیم.

الان سوژه و قصه را لو دادی؟
رهنما: لو دادم برای اینکه دوست دارم عنوان بشود که سهراب حسینی هشت ماه است که دارد این متن را می نویسد اما متاسفانه این طرف و آن طرف شنیدم که کارهای دیگری هم با همین مضمون انجام می شود. برای من مهم نیست. با سهراب هم صحبت کردم و فکر میکنم ما انقدر تیم قدرتمندی داریم که می توانیم حرف متفاوتی بزنیم.

طرح خود شما بود؟
رهنما: طرح سهراب حسینی بود و بعد با صحبت با هم کمی پرورشش دادیم.

فکر می کنی مثل دورهمی زنان شکسپیر مورد استقبال هم قرار بگیرد؟
رهنما: فکر میکنم استقبال از این کار بیشتر هم هست چون کار عجیبی است چون جنایی و مخوف و در عین حال اجتماعی و طنز تند اجتماعی و به روزتر است. در دورهمی موضوع لباس و اینا خیلی مطرح بود و منتقدانی که آمده بودند می گفتند طراحی آن لباسها در حد کارهای هاليوودى بود. یعنی یک بخش جذابیتش جدای از خود بازیگرانش، لباسها بود.

بختیاری: خود بهاره هم طراح لباس بود.
رهنما: هفت، هشت ماه هم طول کشید تا آن لباسها را آماده کردیم. این دفعه شاید به روز بودن کار را جذاب تر کند.

شما پارسال در یک کار تئاتر نقش یه پیرزن را داشتید و همان شب در نمایش خودت یک نقش متفاوت با آن را داشتی و من در حد شاخ در آوردن تعجب می کردم که چطور می توانی چنین کاری را انجام دهی...
رهنما: باورت نمی شود که وقتی خودم به این موضوع فکر می کردم می ترسیدم که قاطی کنم.
بختیاری: تازه ان کار که در ان نقش پیرزن را داشت یک  وقتایی دو اجرا داشت و واقعا بی نظیر بود بهاره که این هر دو را با هم اینقدر خوب بازی می کرد. این کارها فقط از بهاره بر می آید. ماشالله..
راهنما: بهنوش خودش هم ماشاالله خوب فعال است و اتفاقا من با او در این باره صحبت کردم که اینجا سرزمینی است که آدمها هر چه پرکارتر باشند بیشتر فحش می خورند و این مساله مرا عصبی می کند و من این را کالبدشکافی روانکاوانه کردم. چون ما اکثرا نژاد تنبل و منفعلی هستیم از اینکه ببینیم یک آدم توان و انرژی این را دارد که چند کار را با هم انجام بدهد و در یکی، دو تای آنها کاملا موفق شود عصبی می شویم. بعضی وقتها بازخوردی که در فضای مجازی می گیرم این است که بعضی ها کلافگی عجیبی از پرکاری من به انها عارض می شود که برای من احمقانه و تاسف برانگیزاست.

من که البته کلافه نشدم و همیشه تحسینت کردم.
رهنما: در کشورهای دیگر آژانسها و مدیر برنامه سعی میکنند برای آرتیست ها فعالیت اجتماعی بتراشند و مجبورشان کنند که اگر هنر دیگری دارند ارائه کنند برای اینکه مخاطب دوست دارد وجوه مختلف یک آرتیست را ببیند. اگر آنجلینا جولی نمایشگاه عکس می گذارد قطعا این ادعا را ندارد که عکاس است ولی یک تلاش است در یک وجه دیگر که انجام داده و محترم است. این خیلی هم پذیرفته است و شاید خود عکاسان هم ممکن است خیلی به آن بها بدهند. نه اینکه فکر کنند او آمده که جای آنها را بگیرد. در این مملکت هر وقت آدمها فهمیدند که کسی جای کس دیگری را نمی گیرد، یک پله بالا میرویم ولی فکر میکنم این اتفاقی حالاحالاها نمی افتد.

درحالی که حضور یک ستاره سینما می تواند توجه به عکاسی را زیاد کند و مردم یاد بگیرند که می توانند به نمایشگاه عکاسی هم بروند. چقدر برخی از فیدبکهای بد فضای مجازی روحیه ات را خراب می کند؟
رهنما: زیاد تاثیری ندارد اما من چون اراکی هستم و روحیه جنگجویی دارم، یک وقت هایی که می بینم به یک چیزی گیر می دهند برعکسش را رفتار می کنم. یعنی اگر بگویند چرا خیلی عکس می گذاری شروع میکنم به عکس گذاشتن (خنده)، کلا یک روحیه جنگجو و لجبازی در ناخودآگاه من وجود دارد که البته چیز خوبی نیست ولی بعضی وقتها هم باعث میشود که آدم پشتکارش بیشتر شود. وقت هایی که عمیقا ناراحت می شوم وقتی است که به پدر و مادرم یا پریا توهین می شود. این خیلی بی انصافی است. طرف می تواند از من انتقاد کند یا حتی حالش خیلی بد است و پر از عقده است به من فحش بدهد اما وقتی به پدر و مادر آدم یا بچه آدم نه تنها توهین که بعضی وقتها حالت نفرین می کنند و کلمات عجیب و غریب به کار میبرند واقعا بیمارند. من که معمولا می روم توی صفحات شان و همان چیزهایی را که نوشته اند کپی پیست می کنم، خیلی هم کار خوبی است به نظرم.

شما که فکر کنم افسرده می شوی
رهنما: هر دوی ما عادت کردیم.

بختیاری: من که در ارتباط با مردم کرگدن شده ام (خنده) چند وقت پیش که یک پست گذاشتم و نوشتم ببخشید که گفتم عاشقتونم. فکر کنم دروغ بزرگی گفته ام. چون چگونه میتوانم عاشق بعضی آدمهای حقیر کوتوله و تا این حد پست باشم. من اشتباه کردم گفتم عاشقتونم تاحدی که از بعضی هایتان تنفر هم دارم. آن روز که داشتم این مرد که داشت سگه را اذیت می کرد، میدیدم، با خودم گفتم شاید این آدم هم در اینستاگرام باشد. با خودم گفتم بهنوش آن آدمی که بدون هیچ دلیل و سر یک عقده الکی به تو فحش رکیک می دهد چنین آدمی است. لابد یک بیماری دارد که چنین کاری می کند. چرا ما باید فکر کنیم که همه تحصیلکرده و درست و حسابی و انسانهای شریف هستند. یک ادم روانی که سگ را ان طوری اذیت می کند هم می تواند در اینستاگرام باشد و دیگران را با نوشته اش آزار بدهد.

رهنما: بعضی از عزیزان هم فکر میکنند که ما آدم آهنی هستیم. یکی واژه های رکیکی درباره مامان من به کار برده بود و من عین همان که برایم نوشته بود را کپی پیست کردم روی صفحه خودش تا دوست و آشناهایش ببینند که  یک آقا چنین چیزی را درباره یک خانم  نوشته خیلیها آمدند گفتند ما از شما تعجب کردیم شما چرا چنین کاری کردی. راست می گویند شاید اما من نه معصومم  و نه اینقدر می توانم خودم را کنترل کنم تا روشی را که سیره ائمه بوده را پیش بگیرم. من یک آدم هستم که سعی می کنم بازخورد اجتماعی کارم بازخورد زننده ای نباشد ولی به هرحال یک لحظه هایی آنقدر تحت تاثیر قرار می گیرم که به هم میریزم. البته ناگفته نماند که اکثر این آدمها وقتی می روی توی صفحه شان می بینی یک فالوئر دارند و صفر پست و معلوم است که فیک هستند.

بختیاری: این نکته را هم بگویم مردمی که لطف دارند و به ما انرژی مثبت میدهند یا حتی محترمانه و مهربانانه انتقاد می کنند آنقدر زیادند که این چهار نفری که این رفتارهای زشت توأم با عقده را نشان میدهند ناچيز است و همین جا می خواهم از مردم عزیزمان تشکر کنم که اینقدر مهربان و بزرگوارند.

رهنما: اکثریت کسانی که به صفحه های ما می آیند لطف دارند و مهربانند و حتی اگر انتقادی می کنند و نظری می دهند محترمانه و دوستانه است.

جدیدترین روش جوانسازی واژینال
سبک زندگی
کودک وبانوان
گردشگری
فناوری اطلاعات
سلامت
آشپزی
چهره ها
دکوراسیون
رازهای موفقیت
سرگرمی
نام:
ایمیل:
* نظر: