مجله خبری لحظه نما| اخبار روز، آشپزی، دکوراسیون، سبک زندگی
کد خبر: ۲۲۸۲۷
تاریخ انتشار: ۰۷ فروردين ۱۳۹۵ - ۱۲:۳۰
تعداد بازدید: ۱۸۹۰
مدتی بود تصمیم داشتم مشاوره ای پزشکی از دکتر هاشمی بگیرم. چراکه سابقه ایشان در امر پزشکی بر کسی پوشیده نیست.
فروش اسید فسفریک
هیولاهای مرموز
نرخ ارز
مجله خبری لحظه نما:مدت کوتاهی است که ممنوع الکاری اش رفع شده است. ولی در همین مدت کوتاه فعالیت های متعددی داشته از برگزاری کنسرت، رونمایی کتاب و انتشار تقویمی که در ان 366 جمله به همراه نقاشی هایش استفاده شده است. و آلبومی که قرار است سال آینده وارد بازار شود. مریم حیدرزاده همه این فعالیت ها را بعد از رفع ممنوع الکاری اش انجام داده است. شاعره ی روشندلی که بسیاری از هم نسلانش با ترانه های او خاطره بازی می کنند. ولی مهم ترین اتفاقی که ما را بر آن داشت تا به سراغ حیدرزاده برویم؛ دیدار وی با دکتر هاشمی؛ وزیر بهداشت و درمان بود. دیداری که برای مشورت درمان مریم است و باید منتظر بود تا آقای وزیر نظر نهایی را برای درمان وی بدهد. به امید روزهای روشن برای عاشق ترین  شاعره این روزها...

فقط می خواستم مشورت کنم.
مدتی بود تصمیم داشتم مشاوره ای پزشکی از دکتر هاشمی بگیرم. چراکه سابقه ایشان در امر پزشکی بر کسی پوشیده نیست. از انجایی هم که مدتی بود با پزشکان خارج از کشور درحال مشورت بودم، مدارک پزشکی را جمع آوری کردن تا با ایشان نیز مشورت کنم. آقای هاشمی هم گفتند تا مدارک را نبینند نمی توانند نظری بدهند. البته سال ها پیش که ایشان رئیس کلینیک نور بوند مرا معاینه کردند. سال 81 و 82 بود که ایشان گفتند هنوز علم پزشکی به آن صورت پیشرفت نکرده است که بتوان در مورد من کارخاصی انجام داد.

هنوز زود است.
این مدارک شامل نظرات مختلف پزشکی می شود. برخی پزشکان درصدهای متفاوتی برای بهبودم داده اند.  برخی دیگر هم گفتند که هنوز برای این عمل جراحی زود است. ما می خواهیم اجماعی صورت بگیرد تا به نتیجه برسیم. با توجه به اشراف خودم نسبت به نظرات و مدارک فکر می کنم هنوز کمی زود است و کمی باید صبر کنم.

دو جراحی سنگین در پیش دارم
من باید دو جراحی سنگین انجام بدهم که علم پزشکی هنوز به قطعیتی در این عمل نرسیده است. ولی من و پزشکانی که با هم مکاتبه داریم نمیخواهیم براساس احتمالات کاری انجام دهیم. بلکه تصمیم داریم کاری را انجام دهیم که به بهبود من بیانجامد. فعلا در حال رایزنی هستیم. آگر هم نتیجه نهایی این باشد که باید صبر کنم حتما این کار را می کنم، من که این همه صبر کرده ام.

پلنگ صورتی و دسته گل عروسی خاله
سه سال ونیمه بودم که به دلیل آب مروارید سادہ عمل جراحی کردم و منجر به نابینایی ام شد. هر کدام از چشمهایم را سه بار عمل کردم. از آن جایی که سه ونیم سال ابتدای زندگی ام توانایی دیدن داشتم؛ تصاویر زیادی در ذهنم باقی مانده است. به طور مثال تصویر پلنگ صورتی را یادم هست که با عینک ذره بینی خیلی ضخیم تماشا می کردم. یا حتی از دسته گل عروسی خاله ام که در دو سالگی دیده بودم تصویر واضحی در ذهنم است. یادم هست رنگش قرمز بود، فکر می کنم از کودکی پرسپولیسی بودم(می خندد). رنگ ها در ذهنم خیلی بیگانه نیستند. همچنین از اتفاق هایی که برایم جذابیت داشته تصاویری به خاطر دارم.

کینه ای هستم
نابینایی من ناشی از یک اشتباه پزشکی بود. البته آن دکتر دیگر در دنیا نیستند و دلم نمیخواهد چیزی درباره شان بگویم. به هر حال، فکر می کنم اتفاقی که مقدر شده بود باید رخ می داد و از بد حادثه به ایشان سپرده شده بود. ولی امیدوارم روحشان قرین آرامش باشد. چون هیچ کینه ای از ایشان ندارم. با اینکه آدم کینه ای هستم ولی ایشان سوگند پزشکی خورده اند و هیچ عمدی در این کار وجود نداشته. یک حادثه بوده که دیگر کاری نمی توان کرد. کینه به دل گرفتن من هم تأثیری در شرایطم ندارد. جالب است که ایشان پروفسور مشهوری در این رشته بودند ولی به هر حال جلوی برخی از اتفاق ها را نمی توان گرفت.

صبورم
اگر این پروسه درمانم به سرانجام نرسد به هیچ عنوان ناراحت یا ناامید نمی شوم. بزرگترین خصوصیت اخلاقی من صبرم است. در همه زمینه ها این صبر را دارم. هیچ وقت هم نتیجه منفی از این صبرم نگرفته ام.

آدم لحظه هستم
این دیدار و هیچ کدام از مکاتباتم با پزشکان خارج از کشور من را امیدوار نکرده است. چون نه آقای دکتر هاشمی نه پزشکان دیگر حرفی که بی جهت من را امیدوار کند نزدند. بی شک نتیجه هر چیزی باشد؛ تغییر در روند زندگی من ایجاد نمی کند. نه ناامیدی اش و نه هیجانش زندگی مرا متوقف می کند. الان هم به هیچ عنوان فکرش را نمی کنم. چون معتقدم باید در لحظه زندگی کرد. عمدتا ادم اینده نگری نیستم. خاطرم هست از بچگی از قلک ام متنفر بودم. با این که پولی داخلش بود را نمی خواستم، از شکستن قلک ام لذت می بردم. برای همین نمی توانم پیش بینی کنم اگر این عمل به بهبودی من بیانجامد در روند کاری و حتی زندگی من چه تغییری ایجاد می کند. من آدم لحظه هستم. چون معتقدم هیچ تضمینی برای طلوع خورشید فردا صبح نیست. پس ترجیح میدهم از همین الانم لذت ببرم.

سخت تر از 1 +۵ که نبود!
خوشبختانه مدتی است که ممنوع الکاری من رفع شده است. این دولت برخلاف دولت قبلی که همکاری با من نداشتند؛ نگاه فرهنگی داشت؛ به همین دلیل برای همکاری بستری فراهم بود. من هم از آن جایی که دوست داشتم در داخل ایران کار کنم صبر کردم و در این دولت برای رفع ممنوعیت اقدام کردم. اگر سالهای پیش بستر این همکاری فراهم بود بی شک زودتر از این اقدام می کردم. ولی در این دولت به شکل منطقی گفت و گو کردیم و به توافق رسیدیم. فکر نمی کنم سخت تر از ۱+۵ بود(میخندد).

مشکل اصلی، پیوند سلولهای بنیادی است
از آن جایی که علم پزشکی در خصوص سلولهای بنیادی به شدت در حال پیشرفت است نمی توان زمان دوری برای این عمل مشخص کرد. در عین حال پیش بینی زمانی هم نمی توان کرد. باید همه چیز را به دست گذشت زمان سپرد. من دو عمل جراحی باید انجام دهم. یکی پیوند سلولهای بنیادی و دیگر پیوند خود چشم است. پیوند سلولهای بنیادی بستری را فراهم می کند برای عمل پیوند چشم. مشکل اصلی من شبکیه چشم است. این مشکل باید توسط سلولهای بنیادی ترمیم شود و رشته عصبی که از مغز به چشم متصل میشوند و بر اثر اشتباه پزشکی قطع شده بود را به هم پیوند بزنند. در ادامه کل چشم پیوند بخورد. پیوند چشم را به تنهایی در اسپانیا و آلمان انجام می دهند. ولی مشکل اصلی ما پیوند سلولهای بنیادی است. اگر قرار باشد این دو عمل جراحی را انجام بدهم باید برای درمان به خارج از کشور بروم ولی هنوز تجربه پزشکی پیوند سلولهای بنیادی درباره چشم به قطعیت نرسیده است و می توان گفت هنوز در مرحله ازمایش هستند. البته درمان بیماری های دیگری مانند سرطان به نتیجه رسیده است. ولی من تا پیوند سلولهای بنیادی را با موفقیت انجام ندهم؛ نمی توانم عمل پیوند چشم را داشته باشم. پیوند چشم قرار است با یک چشم طبیعی باشد. ولی برای من مهم است این عضو از طرف چه کسی باشد ولی ترجیح میدهم به این مسائل در همان لحظه فکر کنم.

آقای ظریف یک جنتلمن است
با خودم گفتم اگر کارم برای رفع ممنوع التصویری سخت شود باید به دکتر ظریف مراجعه کنم. چون ایشان را خیلی دوست دارم و خوشحال می شوم دیداری هم با ایشان داشته باشم. به نظرم ادم دوست داشتنی و قابل احترامی برای همه مردم ایران هستند. تصوری که همیشه از ایشان دارم این است که فردی مهربان، دانا و جنتلمن است. هیچوقت تصوری از چهره ایشان در ذهنم نبوده ولی به نظرم آدم دوست داشتنی هستند. اگر روزی بتوانم ببینم اولین چهره ای که دوست دارم ببینم کسی است که عاشقشم و بیشتر از همه دنیا دوستش دارم.

بهاری که دوستش ندارم
آلبومی که شامل دکلمه اشعار خودم است تا دو یا سه ماه آینده وارد بازار می شود. البته دوست داشتم که در زمستان منتشر شود ولی متاسفانه قرار است در بهاری که اصلا دوستش ندارم عرضه شود. به نظرم بهار بدترین فصل دنیا است. کم کم می خواهم فعالیت ام را با خواننده های داخلی شروع کنم ولی از آن جایی که هنوز به قطعیت نرسیده نمی توانم اسمی ببرم.

 بینایی مریم حیدرزاده باز می گردد؟
جدیدترین روش جوانسازی واژینال
سبک زندگی
کودک وبانوان
گردشگری
فناوری اطلاعات
سلامت
آشپزی
چهره ها
دکوراسیون
رازهای موفقیت
سرگرمی
نام:
ایمیل:
* نظر: