مجله خبری لحظه نما| اخبار روز، آشپزی، دکوراسیون، سبک زندگی
کد خبر: ۲۳۱۳۴
تاریخ انتشار: ۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۵ - ۰۹:۰۰
تعداد بازدید: ۲۴۱۹
بیوگرافی امیر علی نبویان از زبان خودش. در یک گفت و گوی ضربتی و شبانه گپی با امیر علی نبویان زدیم. مرد جذاب و خوش تیپی که در این روزهای جوانی حسابی مورد توجه است
فروش اسید فسفریک
هیولاهای مرموز
نرخ ارز
چرا تا به حال ازدواج نکرده ام؟
مجله خبری لحظه نما:شاید کمی خطرناک باشد اما کاش به اندازه نوجوانی بی شیله پیله بودیم.

در یک گفت و گوی ضربتی و شبانه گپی با امیر علی نبویان زدیم. مرد جذاب و خوش تیپی که در این روزهای جوانی حسابی مورد توجه است و طرفداران زیادی دارد. اصل قرار برای این بود که درباره عشق و جوانی و ازدواج حرف بزنیم و حاشیه را کنار بگذاریم. امیر علی ایده های عجیبی درباره عشق و حاشیه های آن در جوانی دارد و با توجه به اینکه زیاد می خواند و می نوسید به راحتی آنها را تبیین می کند. امیرعلی از عشق و عشق نوجوانی و ازدواج گفت و حتی خبر داد که تصمیماتی هم دارد. برای اینکه چیز بیشتری لو نرود خودتان گفت و گو را بخوانید.

عشق چیست
بگذارید این جور شروع کنیم. عشق از نظر من یک جور بیماری و عارضه است. در یک سنی که مجموعه ای از عواطف و تاثیرات هورمونی به آدم هجوم می آورد درگیر عشق می شود. اگر سریال دایی جان ناپلئون را دیده باشید، می بینید که ناصر تقوایی باهوشمندی لیلی داستان را انتخاب کرده در مقابل سعید کنگرانی شاخ شمشاد. تقوایی دارد این را میگوید که اصلا مهم نیست لیلا چه فاکتورهایی دارد، اصلا مهم نیست پولدار است یا سواد دارد، اصلا حتی مهم نیست که زیبا باشد، او اولین زنی است که یک نوجوان با او برخورد کرده و هجوم عواطف و هورمونها عشق را برایش پدید می آورد. در ادبیات کلاسیک ما هم اين هست. در افسانه لیلی و مجنون هم لیلی اصلا دختر زیبایی نیست، اما چون حس خوبی میدهد و شوق و شعفی در ادم به وجود می آورد ماندگاری زیادی پیدا می کند و آدمها تا سالهای سال به دنبال تکرار آن احوالات هستند.

عشق؛ موهبت الهی
با اینکه عشق را یک اختلال می دانم و شاید شما فکر کنید نگاهم ماتریالیستی است اما همین اختلالات هورمونی و هجوم عواطف هم لطف و موهبت الهی است. عشق درواقع مرز آدم شدن است. ان حس بزرگ و حماسه عظیم یک نعمت الهی است اما عشق از نظر من وابسته به همان تاثیراتی است که گفتم.

تکرار بی فایده عشق
آدم ها یک بار عاشق می شوند. دفعات بعدی تنها یک تلاش بیهوده برای تکرار آن حس قدیمی است. در ادبیات ما هم داستانهایی مثل شیخ صنعان هست که به عشق پیرانه سری هم می رسد.

اما عشق پیرانه سری هم شاید باز یک جور تحت تاثیر اختلالات هورمونی است که در آن سن و سال سراغ آدم می آید. از نظر من عشق یک بار اتفاق می افتد و دفعات بعدی تنها تلاش برای ادای آن حس قدیمی را در آوردن است. در بعضی ها آنقدر عشق به یک اختلال تبدیل می شود که در رابطه های تازه به دنبال کسی شبیه عشق قبلی می گردند. پس عشق بیش از یک بار اتفاق نمی افتد.
 
عشق با ازدواج جور در نمی آید
یک جاهایی زندگی شوخی بردار نیست. به دست اوردن هر چیزی به هر قیمتی ارزش ندارد. ما باید برای هر تصمیمی که می گیریم فکر کنیم و محاسباتی داشته باشیم. همیشه به این فکر میکنم که اگر عشقی بین من و دختری پولدار به وجود بیاید و به ازدواج برسد سر سفره عقد نگاه پدر من چطور خواهد بود. به چه چیزی فکر می کند وقتی پدر و مادر داماد کادو میدهند و درونش چه اتفاقی میافتد. به هر حال ما از یک خانواده متوسط هستیم. من حاضر نیستم خانواده ام را به خاطر چنین عشقی خجالت زده کنم حتی اگر آن طرف ماجرا رفاه خیلی عجیب و غریبی باشد.

«قیافه» یک ماه جذاب است
زیبایی چھرہ آدمی که می خواهد وارد زندگی توشود مسلما اهمیت دارد، اما به نظرم شکل و قیافه تا یک ماه جذاب است. همان چهره زیبا با بدخلقی ها و کج خلقی هایش به یک موجود غیرقابل تحمل تبدیل می شود که دلت می خواهد ازدستش فرار کنی . اما یک چهره معمولی با خوش خلقی و ارامشی که می توانی در کنارش داشته باشی به زیباترین ادم روی زمین تبدیل می شود. خب البته بعضی ها دوست دارند برای اینکه نسل های بعدی شان خوش قیافه باشند با آدمهای خوش چهره ازدواج کنند و بالطبع ایرادی هم ندارد.

اگه عشقت برگرده...
هر بار که آدمی تصمیم میگیرد با آدمی ازدواج کند یا ارتباطی داشته باشد و به هر دلیلی رابطه ادامه پیدا نمیکند و قطع می شود، آسیبها و تجربیاتی را از رابطه قبلی با خود به رابطه بعدی می برد. حتی می تواند خودش رابطه ای را تجربه نکند اما از دیدن رابطه آدمها در مهمانی یا حتی تاکسی هم دریافت هایی داشته باشد. آدمها به همین خاطر در طول زمان به آدمهای دیگری تبدیل می شوند و حتی ممکن است به مقوله دوست داشتن بی اعتماد شوند؛ به خاطر همه دروغ ها یا خیانت هایی که دیده اند، به خصوص در رابطه هایی که پشت چراغ قرمز و در خیابان اتفاق می افتد. من هم در سنین نوجوانی عشق را به صورت عجیب و غریبی تجربه کردم که حاضر بودم همه چیزم را برایش بدهم اما به همه دلایلی که گفتم ان ادم سابق نیستم. ممکن است در ۱۰ دقیقه اول همان احساسات سراغم بیاید اما بعد از آن به خیلی چیزها فکر می کنم. مثل اینکه خانواده های مان به هم می آیند یا اینکه شرایط مان برای ازدواج جور است یا نه؟! اصلا به یک چیز مثل هم فکر می کنیم؟ شاید حرفی که میزنم خطرناک باشد اما کاش به همان اندازه دوران نوجوانی بی شیله پیله بودیم. البته شاید همین تجربیات در کنار اعتقادات دینی و مذهبی که داریم باعث تصمیمات و انتخاب های بهتری در زندگی مان شود.

نگاه خوشبینانه به ازدواج
من ازدواج را کار درستی می دانم. دوست دارم خانواده داشته باشم. اما دلیل اینکه تا به حال ازدواج نکردم این است که مدام در شرایطی قرار گرفتم و فرصت معاشرت کردن را از دست دادم؛ حتی با دوستانم و اصلا شاید وقتی نداشتم که بخواهد به ازدواج برسد. دوستی در صداوسیما دارم که خودش هم از مجری ها و تهیه کنندگان تلویزیون است و هنوز هم مجرد است و از من چندین سال بزرگ تر است. او همیشه به من می گفت منتظری این اردیبهشت پرفشار تمام شود تا بروی زندگی ات را سروسامان دهی؟ نمی شود! خرداد هم مثل اردیبهشت است. ابان هم مثل خرداد است. سال بعد هم مثل امسال است و این فشار تمامی ندارد. زندگی همین است، یک بار تصمیم بگیر و ازدواج کن و تمام. اگر نکنی می شوی مثل من و واقعا این موضوع من را تکان داد. اما تا به حال که نشده به سمت این ماجرا بروم.

ترسی از ازدواج ندارم!
من کلا نمی ترسم نه فقط درمورد ازدواج بلکه در مورد هر کاری باید آنچه از دستت برمی آید، انجام دهی، هر چیزی را باید منطقی درست جلو برد تا آخر خدا برایت بهترین را بخواهد. من حتی نگاهم به طلاق هایی که به درستی اتفاق می افتد هم همین است. حتما خیری دران است که خدا اجازه این کار را میدهد. برای همین هیچ گاه اگر مقدمات کاری را درست چیده باشی نباید از ورود به آن بترسی، الخير فى ما وقع.

الهامات عاشقانه
در نوشتن های من هم شاید این الهامات عاشقانه تاثیر داشته و در ادامه همان ادا درآوردنی است که گفتم. اما بدون عشق هم می توان نوشت چون دیگران منبع تفکر یا قریحه ای درمان کشف شده و برای ادامه دادن نوشتن هایم نیازی به تجدید عشق نیست. این ماجراها فقط در دورهای آدم را هل میدهد. الان در این سن و سال عشق را بیشتر می شناسم و نیازی به این ندارم که برای نوشتن یا در وصال یار باشم یا در فراق یار.

عشق فیس بوک و اینستاگرام
دوستانی داشتم که از همین طریق با هم آشنا شدند و حتی ازدواج هم کردند و خدا را شکر تا همین الان هم همه چیز خوب است. اما به این معنی نیست که این ماجرا قابل تعمیم به کلی رابطه هایی است که در این فضاها اتفاق می افتد. باید نگاه آماری داشت. از بین صدها هزار رابطه عاطفی که در این فضاها شکل می گیرد تعداد خیلی کمی هستند که ختم به خیر می شوند. پس فضای خیلی قابل اعتمادی نیست. اگرچه از نظر من این فضاها اصلا مجازی نیست و اتفاقا خیلی هم واقعی است. تنها آدمها نقاب زده اند.

خیانت
بگذار برایت یک مثال بزنیم. مهم ترین جمله فیلم درباره الی «یک پایان تلخ بهتر از یک تلخی بی پایان است» نیست. اگرچه جمله قشنگی است. مهمترین جمله فیلم وقتی است که صابر ابر به دنبال الی می آید و از آدم هایی که آنجا هستند، می پرسد: نگفت نامزد داره؟ از نظر صابرابرو شرایطی که در آن لحظه دارد نمکدون سر سفرهای هم که ترانه علیدوستی به شهاب حسینی می دهد یعنی خیانت و حتی برایش در آن لحظه بیشتر از حال الی و سرنوشت او مهم است که بداند الی گفته نامزد دارد یا نه! حالا بیا داستان را برگردانیم. فرض کن آن اکیپی که به شمال رفتند قرار بود جای شهاب حسینی خوشتیپ از آلمان آمده که احتمالا بنز هم دارد الی را با صابرابر آشنا کنند. صابرابری که یک پراید دارد و خیلی مثل شهاب حسینی شاخ شمشاد نیست و کمی هم اعصاب ندارد. احتمالا الی در همان ۱۰ ثانیه اول به او می گفت که نامزد دارد. نمی دانم چه بگویم اما متاسفانه شاید هیچ گاه نمی توانیم به سادگی و زلالی دوران نوجوانی برگردیم.

شیطنت های جوانی
من از خراب شدن می ترسیم. دوست ندارم این توجهاتی که بابت هر چیزی در اطرافم وجود دارد، باعث شود رضایت درونی ام را از دست بدهم. اینکه تنوع طلب شوم یا افسارگسیختگی عجیبی درونم را بگیرد. اگر وقت ازدواج کردن باشد دقیقا همین الان است. لحظه لحظه فکر می کنم که اگر خدا بخواهد در یک لحظه می تواند همه چیز را از من بگیرد. الان حداقل این تصمیم را دارم. نمی خواهم درگیر شیطنتهای دوران جوانی شوم.

غیرتی شدم
طبیعی است که من هم مثل هر کسی روی عشق و کسانی که دوست داشتم، غیرت داشتم و غیرتی شدم. اما هیچ گاه متعصب نبودم. در غیرت عمق و دانشی هست که در تعصب نیست. تعصب همان جور که از ریشه اش پیداست از عصبیت و جهل می آید. شاید این عبارت از گزارشگران فوتبال به ما منتقل شده باشد که برای تعریف از بازیکنی روی سکو به او میگوییم با تعصب. در حالی که با این کلمه به او فحش می دهیم.

ازدواج سال دیگر
فکر می کنیم در سنی هستیم که وقت ازدواج است. البته این به آن معنا نیست که کسی را زیر سر دارم. با خودم قول و قرار گذاشته ام و به قول خارجی ها برای خودمDeadline  گذاشتم. اما به این معنی نیست که حتماً این اتفاق می افتد و همه چیز همان گونه که می گویم منطقی پیش میرود. من اصولا در ابراز احساسات خیلی قوی نیستم. بیست بار در طول عمرم مادرم را بغل نکرده ام. می دانم عیب است اما این عیب را دارم. در درونم اتفاقات عظیمی میافتد و جاهای دیگری ثابت می کنم که دوستشان دارم. نمود بیرونی رفتارهایم منطقی و حساب شده است.

حرف آخر
هر مشکلی که در روابط اجتماعی وجود دارد نتیجه عدم صداقت است. قرآن بخوانید. راست بگویید. خدا حرف الکی نمی زند و میگوید که راست بگویید و خودش هم راست می گوید؛ صدق الله العلی العظیم.

بیوگرافی امیر علی نبویان از عشق نوجوانی تا ازدواج
جدیدترین روش جوانسازی واژینال
سبک زندگی
کودک وبانوان
گردشگری
فناوری اطلاعات
سلامت
آشپزی
چهره ها
دکوراسیون
رازهای موفقیت
سرگرمی
نام:
ایمیل:
* نظر: