مجله خبری لحظه نما| اخبار روز، آشپزی، دکوراسیون، سبک زندگی
کد خبر: ۲۳۱۶۸
تاریخ انتشار: ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۵ - ۱۳:۰۰
تعداد بازدید: ۲۳۱۰
امیرحسین مدرس و همسرش بهار بهاردوست زوجی که اولویت اول شان برای انتخاب همسر محبت و صداقت بوده و حالا نزدیک به سه سال است در خوشبختی درکنار هم زندگی می کنند.
فروش اسید فسفریک
هیولاهای مرموز
نرخ ارز
درکنار هم به آرامش رسیدیم.
مجله خبری لحظه نما:همه مشاوران خانواده و پژوهشگرانی که درباره رابطه زوج ها تحقیق کرده اند بر این نکته تاکید داشته و دارند که مهمترین اصل زندگی مشترک بر مبنای محبت و صداقت بنا شده است. بدون داشتن محبت و اعتماد که حاصل همان صداقت و راستگویی است شاید زندگی زناشویی شکل بگیرد اما قطعا بدون دوام خواهد بود.

دراین مطلب میزبان امیرحسین مدرس و همسرش بهار بهاردوست شدیم. زوجی که اولویت اول شان برای انتخاب همسر محبت و صداقت بوده و حالا نزدیک به سه سال است در آرامش و خوشبختی درکنار هم زندگی می کنند.

ریسک شبکه نسیم
امیرحسین مدرس: در روزهای عید اجرای مسابقه «هوش برتر» را روی آنتن شبکه نسیم داشتم که در کنار برنامه «خندوانه» و سایر برنامه های خوب این شبکه جزو برنامه های پرمخاطب بودند. خوشبختانه این شبکه بسیار هوشمندانه عمل کرده و جای خود را در میان مخاطبان باز کرده است. این شبکه ریسک پذیر است و در روزهای نوروز هم وارد میدان شد و به احترام به خواست و سلیقه مردم برنامه هایی را تولید کرد که همه انها پرمخاطب بودند.

عشق به بازیگری
امیرحسین مدرس: بازیگری را خیلی دوست دارم اما دلم نمیخواهد به هر قیمتی در این عرصه حضور داشته باشم وازانهایی نیستم که دوست داشته باشم حتما در کارهای تصویری دیده شوم و به اصطلاح از یاد مردم نروم پیشنهادهایی این اواخرداشته ام اما آنچنان که باید مرا جذب نکرده اند و با تعریفی که من از حضور خوب وموثردریک سریال دارم مطابق نیستند؛ ضمن اینکه شرایط مالی پروژه ها هم برایم مهم است. دوست ندارم تعهد کاری ام یک طرفه باشد. در قراردادی که ما بازیگران آن را امضا می کنیم بندهای متعددی وجود دارد که مارا ملزم می کند در ساعت خاصی بیاییم و برویم، در زمان فیلمبرداری در کار دیگری حضور نداشته باشیم و... و اگر هر کدام از بندها را رعایت نکنیم باید خسارت بدهیم اما در هیچ جای این قرارداد نوشته نشده است اگر تهیه کننده یا شبکه به تعهداتش سروقت عمل نکند چه خواهد شد؟ به همین خاطر از نخستین پرسش های من از تهیه کننده این است که شرایط مالی پروژه چطور است؟

تفاوت اجرا و بازیگری
امیرحسین مدرس: معتقدم اجرا با بازیگری قابل مقایسه نیست. هر کدام از اینها فضا و ویژگیهای خاص و متفاوت خود را دارد. اجراهایم را نمی توانم با نقشهایی که داشته ام مقایسه کنم و تنها وجه اشتراک اینها این است که در هر دو کار شما قرار است جلوی دوربین قرار بگیرید. من هم اجرا را دوست دارم و هم بازیگری را ودرهر زمینه پیشنهاد خوب داشته باشم می پذیرم.

ازدواج دوم ما
بهار بهاردوست: آشنایی ما به واسطه یک دوست مشترک بود که ما را به هم معرفی کرد. بعد از آن رفت و آمد خانوادگیمان شروع شد و چند ماهی به این شکل معاشرت داشتیم. تا اینکه تصمیم به ازدواج گرفتیم .

امیرحسین مدرس: سال ۹۲عقد کردیم. ازدواج من و بهار ازدواج دوم ماست و هردو سالها پس از ازدواج اول مان مجرد بودیم.

ملاکهای انتخاب ما
امیرحسین مدرس: پیش از ازدواج وقتی با بهار صحبت می کردم بارها تاکید می کردم که من به شدت اهل خانواده ام و دلم میخواهد کسی که قرار است مرا همراهی کند هم همین ویژگی را داشته باشد. شغل من به شکلی است که اگر سرکار باشم تمام حواسم معطوف به آن می شود. من برای کارم مطالعه، فکر و ایده پردازی می کنم و در کل وقت زیادی می گذارم تا کارم را به بهترین شکل انجام دهم. طبیعتا این روال، کلی انرژی طلب می کند و ممکن است تا مدتی نتوانم به خانه و خانواده ام رسیدگی کنم. حتی ممکن است کارم در شهرستان باشد و برای مدتی کلا از خانه دور باشیم؛ به همین خاطر دوست داشتم همسری کنارم باشد که در نبودم غصه نخورم و با خود بگویم درست است که من در خانه حضور ندارم اما نیمه دیگر وجودم آنجاست و خیالم راحت است.

مساله دیگری که همیشه با بهار در مورد آن صحبت می کردم این بود که نگاهی منطقی به اتفاقات زندگی داشته باشیم و با هرمشکل کوچکی آشفته نشویم و صبر را سرلوحه زندگی مان قرار دهیم. اغلب مشکلات با صبر گفت و گو و گذشت حل میشود و اگر هم نتوان آنها را حل کردم می توان مانند جویبار از کنارشان به آرامی گذاشت. جویبارهرگز به خاطر وجود سنگ بر سر راهش از حرکت متوقف نمی شود و بالاخره راهی برای دورزدن مانع پیدا می کند. انسان ها هم می توانند در مقابل مشکلاتی که به نظر غیر قابل حل هستند همین رویکرد را داشته باشند. ایمان داشتن واحترام به مسائل مذهبی، مدیریت خانه و خانواده، مهربانی، صداقت، تعامل خوب با مردم و اطرافیان و البته دستپخت خوب از دیگر اولویتهایم برای انتخاب همسرم بود.(می خندد)

بهار بهاردوست: خواسته های ما از زندگی مشترک کاملا تشابه داشت. یکی از ملاک هایم داشتن آرامش در زندگی زناشویی بود و دوست داشتم با کسی زندگی کنم که در کنارش آرامش پیدا کنم. تا پیش از ازدواج حسابی آدم پرشروشوری بودم. (میخندد) اما وقتی کنار امیرحسین می نشستم و صحبت می کردیم آرامش ذاتی او به من هم منتقل می شد؛ به شکلی که می توانستم تا ساعتها در کنارش بنشینم وگپ بزنیم، امیرحسین بسیار مهربان و صادق است و به هیچ عنوان حاضر نمی شود حتی به خاطر به دست آوردن دل کسی به او دروغ بگوید.

علاقه به شغل همسرم
بهار بهاردوست: تا پیش از ازدواج با خودم فکر می کردم شغل امیرحسین جوری است که شاید شرایط را برایم سخت کند چون شغل من از این حرفه دور بود و آشنایی زیادی با این حرفه و مشکلاتش نداشتم اما پس از ازدواج خیلی راحت با او همراه شدم و حالا در برنامه هایی که در آنها اجرا دارد کنارش هستم. حتی خودش اغلب مواقع پیشنهاد می کند با اوسراجرا برم، از بودن در کنار همسرم لذت می برم و دیدن امیرحسین وقتی روی استیج در حال اجرای برنامه است جزو بهترین لحظات زندگی ام است.

عکسی که به سرقت رفت
بهار بهاردوست: ما صرفا برای اطلاع رسانی به دوستانمان عکس عقدمان را در صفحه فیس بوک قراردادیم و این عکس در مدت بسیار کوتاهی در شبکه های اجتماعی منتشر شد. واقعا می توانم بگویم آن عکس به سرقت رفت و پس از پخش شدن ان دار سایت ها ما با موجای از قضاوتهای عجیب مواجه شدیم. ابتدا خیلی ناراحت شدم ولی وقتی با امیرحسین صحبت کردم به این نتیجه رسیدم که نباید به این حرف و سخن ها اهمیت داد.

امیرحسین مدرس: ماهیچ مراسمی نگرفتیم و فقط یک عقد ساده داشتیم با حضور خانواده درجه یک مان، حتی دوستان مان هم از ازدواج ما خبر نداشتند و ما فقط برای اطلاع انها عکس عقدمان را روی صفحه فیس بوک قراردادیم.

 بهار بهاردوست: بعضی از مردم منتظرند ببینند در زندگی دیگران و به خصوص قشر هنرمند چه می گذرد تا شروع کنند به حرف زدن در مورد آن و قضاوت کردن، اگر کسی واقعا خدا را قبول داشته باشد به خود اجازه نمیدهد دیگران را به راحتی قضاوت کرده و در موردش حرف بزند. خدا در انحصار قشر خاصی نبوده و متعلق به کسانی است که او را می پرستند و دوست دارند. من همیشه خدا را در زندگی مدنظر داشته ام و خدا هم همیشه به من لطف داشته و تا به حال هرخواسته ای داشتم برآورده کرده است و از این بابت شاکرم.

امیرحسین مدرس: تعریف من از این مقوله تعریفی است که بزرگانی مانند امام موسی صدر و سید مهدی قوام دارند. افسوس میخورم به حال کسانی که خط کش معیارشان تنها ۳۰ سانتیمتر است. کسی که خط کشی ۳۰ سانتی دارد از وجود لیزری که اگر آن را به سمت آسمان بگیرید معلوم نیست تا کجا پیش میرود بی خبر است. این آدمها عادت کرده اند همه عالم و کائنات را با همان خط کشی ۳۰ سانتی متری شان اندازه گیری کنند. اینها همان کسانی هستند که پیامبر اسلام برای هدایت شان مبعوث شد اما حتی پیامبر (ص) را هم با همان خط کشی ۳۰ سانتی اندازه گرفتند.

علاقه به تهران گردی
بهار بهاردوست:علایق مشترک زیادی داریم. هردو عاشق سفر هستیم؛ به خصوص دیدن اماکن تاریخی و شهرهای پرقدمت مورد علاقه مان است. در این سه سالی که از ازدواج مان می گذرد ایام عید همیشه تهران بودیم و تهران گردی کردیم و هنوز هم در همین شهر خودمان جاهایی وجود دارد که ندیده ایم و به اصطلاح کشف نکرده ایم.(می خندد) .

امیرحسین مدرس: همان طور که بهارجان گفتند خیلی اهل سفر هستیم.روزهای عید که تهران گردی می کنیم. از محله امامزاده یحیی (ع) و بازار بزرگ تهران و... شروع می کنیم تا کاخها و موزههای شمال تهران و به شهرهای مختلفی مثلی مشهد، کاشان، اصفهان، شیراز، کیش و... در این مدت سفر کرده ایم. رستوران گردی هم جزو علایق مان است. (میخندد) در انتخاب رستوران هم به غذای خوب فکر می کنیم نه به پز خوب.(میخندد).

مردم دار و مردمی
بهار بهاردوست: اوایل ازدواجمان به اینکه مدام زیر نگاه مردم باشم عادت نداشتم چون همیشه در محافل عمومی راحت رفت و آمد داشتم وهیچوقت با چنین مساله ای برخورد نکرده بود م؛ مثلا برایم سخت بود که وقتی به رستوران میرویم همیشه چند چشم مراقب مان باشند ونتوانیم راحت قاشق را ببریم سمت دهان، (می خندد) ولی الان کاملا راحت هستم و خودم را معذب نمی کنم. مردم به ما لطف دارند و امیرحسین هم ارتباط خیلی خوبی با مردم دارد و همیشه با گرمی با آنها حرف میزند. حتی گاهی پیش میآید امیرحسین متوجه شخصی که میخواهد با او عکس بگیرد نمی شود و من به او اطلاع میدهم. گاهی خودم با دوربین یا گوشی هایشان از آنها عکس می گیرم.
البته یک وقت هایی ماهم دوست داریم حریم شخصی مان را داشته باشیم؛ مثلا چند وقت پیش سفری به ابیانه داشتیم و هر قدمی که در این روستا برمی داشتیم امیرحسین را گوشه ای می کشیدند تا با او عکس بگیرند. (می خندد) تا اینکه من بالاخره گفتم: «خواهش می کنم عینک آفتابی بزن تا راحت بتوانیم تو روستا راه بریم.»(میخندد)

امیرحسین مدرس: ارتباطم با مردم خیلی خوب است و از بودن در جمع مردم لذت میبرم. من به راحتی وارد قهوه خانه می شوم و چای می خورم یا وارد ساندویچ فروشی های بدون میز و صندلی می شوم و ایستاده ساندویچ میخورم. به طباخی و کله پاچه فروشی هم می رویم و سیراب شیردان می خوریم. (می خندد) من مغز قلم خیلی دوست دارم واگر به رستورانی بریم که در غذایمان قلم باشد ان قدران را به قاشق می کوبم تا مغزش را بخورم. این مواقع بهار می گوید: «وای خاک به سرم زشته.» (می خندد)

بهار بهاردوست: با خودم فکر میکنم اگر کسی هنگام کوبیدن قلم به بشقاب یا قاشق از ما عکس بگیرد چه؟(می خندد)

همه بچه های ما
امیرحسین مدرس: من از ازدواج اولم یک پسر ۱۳ ساله به اسم ایلیا دارم که عاشقش هستم. ارتباط ما ارتباطی کاملارفاقت آمیز است. شاید در بعضی خانوادهها ارتباط پدر و فرزند ارتباطی خشک ورسمی  باشد و پدرها از موضع بالا به فرزند خود نگاه کنند اما در خانه ما این طور نیست. من و پسرم باهم شوخی می کنیم و از سرو کول هم بالا میرویم. (میخندد)

بهار بهاردوست: شعار دادن راحت است و هر کسی می تواند بگوید که فرزند همسرم را مثل بچه خودم دوست دارم ولی به نظرم باید درعمل این حرفها را به اثبات رساند. کسانی که از نزدیک با مادر ارتباط هستند می دانند که من هم عاشق ایلیا هستم و او را فرزند خودم میدانم اوایل من را بهارجان صدا می کرد و من هیچ وقت از اونخواستم به من مامان بگوید چون معتقد بودم باید خودش حس کند من می توانم مادرش باشیم تا مرا به این نام خطاب کند  خوشبختانه این حس شکل گرفت و پسرم به شدت به من وابسته است و اگر کلمه زیبای «مامان » را می گوید واقعا ازصمیم قلب است. من از ازدواج اولم دو پسر به نام های پژمان و امیرحسین دارم که عاشقشان هستم. خوشبختاه آنها هم ارتباط خیلی خوبی با اایلیا دارند و همدیگر را داداش صدا می زنند.

جعبه گلهای من
بهار بهاردوست: ارزش معنوی هدیه ها همیشه برایم مهم تر از بهای مادی شان است. من یک جعبه دارم و تابه حال هر گلی که امیر حسین برایم خریده خشک کرده و در آن جعبه نگه داشته ام و این بهترین هدیه ای است که از همسرم گرفته ام.

امیرحسین مدرس: شاید برای دوستانی که این گفت و گو را میخوانند. این مطالب جالب باشد. در زندگی هر فردی فراز و نشیب هایی وجود دارد چون در مقاطعی از زندگی برایم پیش آمده که بی پول بوده ام اما برخی تصور میکنند ما بسیار ثرونمند هستیم و قراردادهای میلیونی میبندیم و... ولی واقعا به جز چند نفر که تعداد شان از انگشتان دست هم فراتر نمیرود از این خبرها نیست. پیش آمده مثلا روز زن باشد و من پولی برای خرید هدیه نداشته ام و به بهار جان گفته ام هدیه ات باشد طلبت (میخندد)

بهار بهار دوست: بدون اغراق می گویم همین که امیرحسین روز تولد یا روز زن را به من تبریک بگوبد برایم کافی است و بیشتر از هر هدیه ای خوشحالم میکند.

عشق به موسیقی
امیرحسین مدرس: سالهاست در زمینه موسیقی فعالیت می کنم و تا به حال ۵ آلبوم موسیقی با صدای من منتشر شده است. سه تار، تنبور و دف میزنیم. تعداد زیادی تیتراژ برنامه و سریال خوانده ام و سال پیش هم در برج میلاد کنسرت داشتم. خوشبختانه از این کنسرت استقبال شد و اجرایی خوب و حرفه ای داشت. مجموعه بچه هایی که در آن کنسرت حضور داشتند از دوستان حرفه ای بودند و با وجود ناهماهنگی ها و مشکلاتی که در سالن برج میلاد برای برگزاری کنسرت وجود دارد این اجرا بسیار موفق بود. بسیاری از افرادی که در عرصه موسیقی فعالیت دارند مهمان ما بودند و نحوه اجرا را دوست داشتند و اگر هم نقدهایی داشتند بسیار سازنده بود. اگر امکانش فراهم شود خیلی دوست دارم بازهم برای دوستداران موسیقی کنسرت داشته باشم.

بهار بهاردوست: تا پیش از ازدواج مان بیشتر اهل موسیقی پاپ بودم اما بعد از ازدواج مان بیشتر اهل موسیقی پاپ بودم اما بعد از ازدواج بیشتر با موسیقی سنتی آشنا و به آن علاقه مند شدم به صورتی که الان بیشتر موسیقی سنتی گوش می کنم. صدای امیرحسین را هم خیلی دوست دارم همینطور نوای سازش را، البته بعضی وقت ها بدجنسی می کند و کم ساز می زند. (می خندد)

عشق در امتداد عقل قرار دارد
بهار بهاردوست: ازدواج مان عاقلانه و عاشقانه بود و منطق و عقل مان در یک مسیر موازی پیش رفتند. پیش از ازدواج خوب همدیگر را شناختیم. البته برای من اینطور نبود که با خودم فکر کنم چون عاشق امیرحسین هستم باید اگر فلان ایراد را داشته باشد بپذیرم و سعی کردم در مواجهه با همه چیز منطق را هم لحاظ کنم. شاید ازدواج برای خیلی از افراد مساله ای سهل و راحت باشد اما درواقع پروسه ای سخت و پیچیده است اینکه شما کسی را انتخاب کنید که یک عمر را درکنار او سپری کنید نیاز به فکر و احساس توام با هم دارد. ارتباط زناشویی وقتی زیباست که طرفین بتوانند برای هم دوستان خوبی باشند و خوشبختانه من چنین حسی نسبت به همسرم دارم.

امیرحسین مدرس: من برخلاف تاریخ ادبیات مان که عقل و عشق را دربرابر هم قرار داده اند فکر می کنم اتفاقا عشق در امتداد عقل قرار دارد، یعنی عشق منزلگاه نهایی عقل است. به این دلیل که شما تا وقتی با عقل تان کسی را انتخاب نکنید و با او آشنا نشوید امکان عاشق شدن میسر نخواهد شد. عقل به شما امکان آشنایی و قدرت تصمیم گیری می دهد. وقتی در نهایت عقلانیت انتخاب کنید می توانید مدعی باشید که عاشق هم شده اید.

ازدواج دوم امیرحسین مدرس و همسرش
جدیدترین روش جوانسازی واژینال
سبک زندگی
کودک وبانوان
گردشگری
فناوری اطلاعات
سلامت
آشپزی
چهره ها
دکوراسیون
رازهای موفقیت
سرگرمی
نام:
ایمیل:
* نظر: