مجله خبری لحظه نما| اخبار روز، آشپزی، دکوراسیون، سبک زندگی
کد خبر: ۲۳۲۳۳
تاریخ انتشار: ۰۴ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۰:۰۰
تعداد بازدید: ۱۵۰۹
سرطان غریب و آشنا نمی شناسد. وقتی آمد نمی پرسد آقا یا خانم شما بازیگرید؟ خواننده یا فوتبالیست هستید؟ مشهورید؟ محبوبیت دارید؟
فروش اسید فسفریک
هیولاهای مرموز
نرخ ارز
نگاهی به افراد مشهوری که با سرطان مبارزه کردند
مجله خبری لحظه نما:کاری به این ندارد که شغلت چیست، خانواده ات کیست و کجای زندگی ایستاده ای! هر کجای زندگی باشی، ناشناس و سرشناس باشی، مرد باشی یا زن، جوان باشی یا پیرو حتی اگر کودک باشی ممکن است به سراغت بیایید. سرطان غریب و آشنا نمی شناسد. وقتی آمد نمی پرسد آقا یا خانم شما بازیگرید؟ خواننده یا فوتبالیست هستید؟ مشهورید؟ محبوبیت دارید؟ و اگر جواب مثبت بود او سرش را بگیرد پایین و برود! شاید آدمها گاهی تعجب کنند که چرا فلانی باید به این مرض مبتلا شود اما خود بیماری بین بیمارانش تبعیض قائل نمی شود! همه ممکن است میزبان این میهمان ناخوانده شوند! نمی دانم این قصه را شنیده اید یا نه ولی قبل از اینکه ادامه این گزارش را بخوانید به این قصه واقعی گوش کنید.

محمدرضا شجریان
همین چند وقت پیش بود. درستت در روز اول عید که استاد بزرگ موسیقی و آواز ایران با پخش کلیپی که به قصد تبریک عید منتشر کرده بود همه علاقه مندانش رابهت زده کرد. شجریان با آن موهای پرپشت و زیبایش اینک با سری تراشیده با مردم سخن میگفت. استاد شجریان و سرطان؟ آنهم در این سن اما سرطان که استاد سرش نمی شود حتی اگر بدسلیقه باشد تازه هم نیامده بود همه تازه فهمیده بودیم به گفته شجریان او ۱۵ سال است که با سرطان در حال مبارزه است. به قول خودش حالا دیگر با این میهمان ناخوانده دوست شده است و سالیها توانسته اند در کنار هم زندگی کنند. شجریان مبتلا به سرطان تری غنای کلیه است سرطان متاستاتیک کلیه به مغز استاد شجریان تهاجم کرده و وی اکنون در حال گذراندن دوره پرتودرمانی و شیمی درمانی است. ۱۵ سال دست و پنجه نرم کردن با سرطان در مشهور و محبوب ترین استاد آواز ایران اما آوازه این سرطان به گوش کسی نرسیده بود. میتوان مشهور بود و کسی از درون او باخبر نباشد. شاید قدرت هنر و اوای دلنشین موسیقی و آوای استاد باعت شده تا سرطان بر سراشیاوار نشود و تا اینچنین استاد هنر ایستادگی و مقاومت در برابر اهریمن درون را نیز به اوازی باشکوه بدل کند.

زندگى يک قهرمان تنيس
بهترین و افسانه ای ترین تنیسور جهان آرتور اش هنگامی که برای جراحی قلب خود در بیمارستان بود با سهل انگاری پرستاران با تزریق خون آلوده به بیماری ایدز مبتلا شد. طرفداران آرتور از سراسر جهان نامه هایی محبت آمیز برایش فرستادند. یکی از دوستداران وی در نامه خویش نوشته بود: چرا خدا تو را برای ابتلا به چنین بیماری خطرناکی انتخاب کرده؟ آرتور اشیدر پاسخ این نامه چنین نوشت: در سراسر دنیا بیش از ۵۰ میلیون کودک به انجام بازی تنیسی علاقه مند شده و شروع به آموزش میکنند. حدود ۵میلیون از آنها بازی را به خوبی فرا میگیرند. از ان میان قریب ۵۰۰ هزار نفر تنیس حرفه ای را میآموزند و شاید ۵۰ هزار نفر در مسابقات شرکت می کنند. ۵هزار نفر به مسابقات تخصصی تر راه می یابند. ۵۰ نفر اجازه شرکت در مسابقات بین المللی ویمبلدون را می یابند. ۴نفر به مسابقات نیمه نهایی راه می یابند و ۲ نفر به مسابقات نهایی، وقتی که من جام جهانی تنیس را در دستهایم می فشردم هرگز نپرسیدم که خدا یا چرا من؟ و امروز وقتی که از این بیماری لاعلاج درد می کشم باز هم اجازه ندارم که از خدا بپرسم: چرا من؟ قصه بالاحکایت بسیاری از افراد مشهور است که با همین نگرش به جنگ با این اهریمن درون رفتند و آن را شکست دادند و برخی هم از پا درآمدند جوانمردانه بازی را باختند.

غلامرضا صنعتگر
قطعه «میشه ضامنم بشی» او که درباره امام رضا (ع) خوانده آنقدر به دل ها نشسته که که خوش اخلاقی اش نیز بر محبوبت او افزوده او نیز با سرطان دست و پنچه نرم کرده و دو مرحله سخت را در شیمی درمان را از سر گذرانده وبا آنکه بیماری به معده و کلیه اش پیشروی کرده بود با مقاومت و امیدوراری توانست به سلامت از این مراحل سخت عبور کند. صنعتگر که در جشنها و ویژه برنامه های مناسبتی تلویزیون هم حضور داشت و برنامه اجرا می کرد بعد از ان نیز علی رغم اینکه در حال مبارزه با این بیماری بود جلوی دوربین رفت و برای مردم خواند. قطعات «عطرنرگس»، «میشه ضامنم بشی»، «سینه سرخ جنوب» و «میهنم ایران» از مهمترین آثار با صدای «غلامرضا صنعتگر» است که به تکرار از شبکه های مختلف صدا و سیما پخش شده است. سابقه بیماری من به چند سال قبل برمی گردد. صنعتگر درباره بیماری خودش گفته: این بیماری، نارسایی کبد است که مورد سهل انگاری من واقع شد. از یک سال قبل این بیماری حاد شد و به جایی رسید که کبد کار تصفیه خون را انجام نمی دهد و همین امر باعث شد تا عروق بدنام بسته شوند. من در حال حاضر مشکل عروق دارم و همچنین اسید اوریک بدانم خیلی بالاست و بعد هم بیماری کبد دارم. امیدوارم معجزهای رخ دهد، جون از عمل جراحی پیوند کبد بسیار وحشت دارم. خوشبختانه این معجزه به همت و مقاومت خودش رخ داده و این خواننده بندر عباسی همچنان برای مردمش می خواند.

ابوالفضل پورعرب
وقتی عکسش در یکی از مراسم های سینمایی منتشر شد خیلی ها او را نشناختند. سرطان چنان چهره ا ش را درهم پیچیده بود که کسی گمان نمی کرد او همان جوان اول سینمای ایران در دهه ۷۰ است. همان داماد خوشی تیپ فیلم عروسی، ابوالفضل پورعرب در اواخر سال ۸۹ به دلیلی بیماری سرطان در بیمارستان بهمن تهران بستری شد و تا سال ها برای درمان از بازی کناره گیری کرد. اما در مهرماه ۹۱ هنگامی که عکسی از چهره تکیده او منتشر شد تازه خبر بیماری او بر سر زبانها افتاد. هرچند این اخبار اندکی با حاشیه همراه شد اما حقیقت آن بود که این بازیگر معروف سینما در این سالها با بیماری سرطان درگیر بوده و توانسته آن را شکست دهد. وی پس از این شکست و بهبود جسمانی خود با سریالی شهرزاد به عرصه بازیگری بازگشت تا در عرضه زندگی نیز نقش یک قهرمان را بازی کرده باشد. او درخصوصی چگونه پی بردن به بیماری اش گفت: در جریان فیلمبرداری یک فیلم در خارج از کشور بودم که به شکم من ضربهای وارد شد و حالم بد شد و مرا به بیمارستان منتقل کردند. در آن زمان چون شرایط عمل جراحی من در آن کشور مهیا نشد به ایران منتقل شدم. نکته جالبی که پورعرب به آن اشاره کرده این بود که پزشکان هم از این بهبودی تعجب کردند. سرطان در اثنی عشر و کبد من بود که به گزارشی پزشکان از بین رفته است. این ستاره دهه ۷۰ سینمای ایران می گوید: بیمارانی که سرطان خوش خیم دارند با پیگیری و درمان مطمئنا خوب می شوند و بیمارانی که هم سرطان انها بدخیم است می توانند امیدوار باشند، علم پزشکی در حال پیشرفت است و باید به معالجه خود امیدوار باشند. سرطان خوش خیم با جراحی و مداوای سریع و به موقع به سلامت ختم خواهد شد.

حسین محب اهری
کسی که او را به عنوان معلم مبصر چهارساله به یاد می آوریم در مبارزه با سرطان نیز معلم خوبی برای ماست. این بازیگر تئاتر و چهره سرشناسی تلویزیونی از اوایل سال ۷۱ دریافت که سرطان دارد. توموری در ناحیه گردنش دیده شد و تحت درمان قرار گرفت. او با بیماری اش جنگید و توانست آن را مهار کند. اما در سال ۹۱ ناراحتی ای در ناحیه پایش احساس کرد که باید برایش زیر تیغ جراحی می رفت و شیمی درمانی را از سر می گرفت. پس از این دوره درمان تومور از بین رفت. اما ۶ ماه بعد باز هم سلولهای سرطانی در ریه، شکم و گردنش دیده شد. او پس از دوسال ونیم درمان، باز هم پشت این بیماری را به خاک مالید خودش می گوید: «سرطان مثل هر بیماری دیگری است مثل سرماخوردگی، میگرن و... هر کسی ممکن است گرفتارش شود، منتها وقتی بیماری سرطان به سراغ آدم می آید کمی بیشتر از برخی بیماریها با بدن انسان کلنجار می رود. مهم این است که شما میخواهید به این کلنجار ادامه دهید یا نه. من می خواستم.» خواستن توانستن است. محب اهری اراده کرده بود که سرطان را شکست دهد و همیشه انسان زمانی که اراده می کند می تواند مشکلات خود را اداره کند حتی اگر این مشکل هيولاى سرطان باشد.

پیام دهکردی
پیام دهکردی از بازیگران خوب نئاتر و سینما که مدرسی فن بیان هم است در سال ۸۵ متوجه شد که به سرطان مغز استخوان مبتلا شده و تنها ۴درصد شانس برای زنده ماندن دارد. بازیگر فیلم شهریار و یک تکه نان در ابتدا امید خود را از دست داده بود اما در کمال ناباوری توانست
بر این بیماری غلبه کند و بهبودی اش را به دست آورد.

به همین دلیل احسان علیخانی از او دعوت کرده بود تا در برنامه ماه عسل شرکت کند و از چگونگی مبارزه اشی با این بیماری حرف بزند. او با گفتن اینکه دردها نقص ها را کامل می کنند و وقتی که دردی می آید ما فرقی یگانه خواهیم داشت، قصه خود را آغاز کرد: «سال ۸۵ شرایط جسمی ام ناگهان دگرگون شد و به بیمارستان منتقل شدم و حال بسیار بدی داشتم و پس از آزمایشات مکرر متوجه مشکل خونی من شدیم این در حالی بود که من در زندگی برای رسیدن به تئاتر و درس سختیهای بسیاری کشیدم به طوری که فقط در راه اصفهان - تهران و اراک بودم. پس از نمونه برداری از مغز استخوانم بیماری برای من به طور کامل نمود پیدا کرد و متوجه شدم دیگر وقت ندارم، اما در یک شب که در بیمارستان بستری بودم با خودم بسیار حرف زدم و گفتم آلان که زنده ام پس می خواهم همین را ادامه بدم با هر مریضی که هست و این موضوع کیفیت زندگی من را دگرگون کرد و هر لحظه را که زندگی می کنم به خود میگویم که این آخرین لحظه زندگی است پس باتمام عشق زندگی کن.

حسین معززی نیا
شاید خیلی ازشما حسین معززی نیا را نشناسید، و روزنامه نگار ومنتقد معروف سینماست اما اگر بگویم وداماد شهید سید مرتضی آوینی است شاید به یاد آورید. مدتی پیش هم او به اتفاق همسرودختر کوچکش در برنامه خندوانه حضور یافت. فکرش را بکنید که از یک طرف پدر شوید و از طرف دیگر متوجه شوید سرطان خون گرفته اید. موقعیت تلخ ودشواری است اما معززی نیا توانست با صبوری و آرامش با این بیماری کنار بیاید و حالش رو به بهبود رود. وقتی خبرسرطانش در رسانهها پیچید خیلیها در فیس بوک برایش پیامهای همدلانه گذاشتند و او هم که اهل قلم بود متن زیبایی در پاسخ به آنها نوشت که خواندنی والبته آموختنی است. بخش کوتاهی ازنامه اورامی خوانید «رفقای عزیزم، همه ی دوستان دیده و نادیده تصمیم گرفتم خودم از همین جا، از توی بیمارستان گزارش مستقیم ماجرا را بدهم: بله، من چند روز است در بیمارستان شریعتی بستری شده ام. چرا؟ چون بعد از چند آزمایش و چند هفته مراجعه به دکترهای آنکولوژیست، گفتند تو مبتلا به سرطان خون هستی، اسم تخصصی اش لوسمی حاد مغز استخوان است. علائم خاصی داشتم؟ نه، فقط چند شب تب کرده بودم، مگر می شود به همین سادگی؟ بله، ظاهر میشود به همین سادگی، حالا چه می شود؟ می گویند باید چند دوره شیمی درمانی کنی، دورههایی که شاید ۶ ماه تا یک سال طول بکشد و بعد پیوند مغز استخوان انجام شود و چند ماه بعدش ایزوله باشی، اما بگذارید این را بگویم که رفتار اطرافیانم در این چند روز برایم تکان دهنده بوده. از خانواده و نزدیکانم گرفته تا دوستانم و کسانی که اصلا نمیشناسم شان اعتراف می کنم به مخیلهام هم خطور نمیکرد می توانم چنین جایی در دل شما داشته باشم. چه آنها که آمدند برای ملاقات، چه آنها که برایم متنی نوشتند و حضوری آوردند و چه کسانی که تلفن زدند، اساماسی فرستادند یا در
همین فیس بوک متنی ارسال کردند.»

سرطان بیماری سختی است اما سخت تر از آن انسانی است که با امید و مقاومت می تواند آن را شکست دهد. سرطان دامن هنرمندان را هم می گیرد اما هنر آن است که خود را نیازیم و صبورانه و قدرتمند به تدریج این هیولای اهریمنی را از بدن خود دور کنیم). یادتان باشد سرتان را در برابر سرطان بالا بگیرید و بگویید من از تو قوی ترم! مطمئن باشید وقتی او، روحیه مقاومت و ایستادگی شما را ببیند کم کم پا پسزا میکشد و از سرزمین وجود شما می رود. هنر زندگی را که بلد باشید مرگ هم نمی تواند شکستتان دهید! شک نکنید.

بهنام صفوی
بهنام صفوی متولد سال ۶۲ در شهر شیراز است که تحصیلات تکمیلی خود را در رشته عمران به پایان رسانده است. وی موسیقی را از سنین کودکی با نواختن پیانو و در کنار آن نواختن سازهای کوبهای آغاز کرد و از آن زمان تاکنون به صورت مستمر در حوزه موسیقی و نوازندگی به فعالیت خود ادامه داد. صفوی سال ۸۵ با انتشار قطعه «تمنا» خود را به جریان رسمی موسیقی پاپ ایران معرفی کرد که استقبال مردم از این اثر این انگیزه را در او ایجاد کرد که دو سال بعد از انتشار این قطعه، البوم «عشق من باش» را در بازار موسیقی منتشر کند. او در سال ۹۱ آلبوم «آرامش» و در سال ۹۳ آلبوم «فوق العاده» را روانه بازار موسیقی کرد. برگزاری کنسرتهای مختلف داخلی و خارجی و همچنین تولید چندین تک آهنگ از جمله فعالیتهای این خواننده در حوزه موسیقی است. خبر ابتلای او به بیماری سرطان نیز سال گذشته و مدتی بعد از مرگ مرتضی پاشایی منتشر شد که علاقه مندانش را نگران کرد اما خوشبختانه او سخت و محکم ایستادگی کرد و چند عملی سنگین جراحی را به سلامت پشت سر گذاشت و آخرین آلبومش را هم در اردبیهشت سال جاری منتشر کرد.

جدیدترین روش جوانسازی واژینال
سبک زندگی
کودک وبانوان
گردشگری
فناوری اطلاعات
سلامت
آشپزی
چهره ها
دکوراسیون
رازهای موفقیت
سرگرمی
نام:
ایمیل:
* نظر: