مجله خبری لحظه نما| اخبار روز، آشپزی، دکوراسیون، سبک زندگی
کد خبر: ۲۳۲۳۴
تاریخ انتشار: ۰۴ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۰:۳۰
تعداد بازدید: ۱۴۵۵
حسین محب اهری می گوید با وجود شرایط سخت بیماری سرطان اما هرگز ناامید نشده است.
فروش اسید فسفریک
هیولاهای مرموز
نرخ ارز
حسین محب اهری می گوید با وجود شرایط سخت بیماری اما هرگز ناامید نشده
اجازه ندادم سرطان خانه نشین ام کند
مجله خبری لحظه نما:پر رنگ ترین تصویر ذهنی بچه های دهه شصت از حسین محب اهری کاراکتر جدی آقای ناظم است که با وجود آن جدیت شیرینی ها و بامزگی های زیادی داشت. حسین محب اهری که این روزها سریال های «معمای شاه»  و «دوردستها» را روی نوروز امسال هم با سریال «بیمار استاندارد شده» در پر از روحیه و انرژی سرطان مبارزه کند و خوشحالیم از اینکه هنوز هم روحیه شان را به خوبی حفظ کرده اند و حالا برای ما از شرایط شان در این چند سال می گویند.

نگذاشتم نا امیدی به سراغم بیاید
من کار هنری ام را از تئاتر و نمایشی شروع کردم و همچنان هم آن را ادامه می دهم، اما هر بازیگری دوست دارد از دریچه دیگری مثل تلویزیون یا سینما هم دیده شود و با مخاطبش در ارتباط باشد. اما فاصله ای که در این میان افتاد بیشتر به دلیل بیماری بود که برای من پیش امده بود و مدتی من را از این عرصه دور کرده بود. البته من در تمام طول مدت بیماری ام هیچ وقت کار هنری ام را رها نکردم و اجازه ندادم بیماری سرطان خانه نشینم کند. گرچه همیشه باید فیلمنامه را بخوانم و نقش برایم جذابیت داشته باشد تا ان را قبول کنم، البته به نظرم گروهی که با هم هماهنگ باشند و همدلی و همراه هم کار کنند نتیجه کارشان هم خوب می شود. حاشیه یکی از مضرات کار هنری است و وقتی بازیگری این ماجرا برایش پیش بیاید یعنی دچار مسیر دشواری شده. خوشبختانه تا به حال گروههایی که من با انها کار کردم همه ویژگی های خوبی داشتند. ضمن اینکه فیلمنامه حرف اول را در استحکام هر اثری میزند، مسیر داستانی که در هر کاری چه یک فیلم سینمایی چه سریال روایت می شود، مشخص میکند در طولی کار چه اتفاقی میافتد و عکس العملی بیننده راجع به آن چیست. من در طول همه سالهای فعالیت ام سعی کردم این نکات را رعایت کنم، حتی زمانی که بیمار بودم. اگر من در طول مدتی که بیماری ام شدید بود می پذیرفتم که نمی توانم مقاومت کنم دیگر نمیتوانستم به کارم ادامه دهم سعی کردم نگذارم هیچ وقت احساس ناامیدی به سراغم بیاید.

بیماری ام چه بود؟
من هم مثل خیلی از بیمارانی که مبتلا به سرطان میشوند ابتدا نمیدانستم دچار این بیماری شدم، به خصوص اینکه پزشک ها نیز در ابتدا تشخیص سرطان ندادند. ماجرا هم از ورم گردن من و غدد لنفاوی ام شروع شد که به مرور افزایش پیدا کرد. آن اوایل بیماری من را یک مریضی عفونی تشخیص دادند و خودم هم فکر می کردم شاید یک سرماخوردگی یا عفونت ساده باشد. اما بعد از مدتی دچار درد شدید شدم و دوباره برای معاینه به دکتر رفتم و سال ۸۰ بود که پزشکها تشخیص دادند من مبتلا به سرطان لنف شدم. همان موقع پزشکم به من گفت باید عمل شوی و غدد لنفاوی ات را تخلیه کنیم. بعد از عمل هم من جلسات شیمی درمانی را شروع کردم که خدا را شکر نتیجه اش خیلی خوب بود و در این سالها کمتر دچار مشکل شدم. البته سال گذشته بیماری ام دوباره عود کرد و مجددا تحت درمان قرار گرفتم و تا الان خوشبختانه مشکلی برایم پیش نیامده اما داروهایم را تحت نظر پزشک مصرف می کنم.

چهار بار شیمی درمانی انجام دادم
 من از سال ۸۱ متوجه بیماری ام شدم و تا به حال چهار بار هم شیمی درمانی و عمل جراحی شدم اما همه تلاشم را کردم که ناامید نشوم چون معتقدم وقتی روی بیماری که به ان مبتلا شدهاید تمرکز می کنید و مدام به فکرش هستید آن هم شما را رها نمی کند. اتفاقا به نظر من بهترین راه این است که فکرمان را مشغول کارهای دیگری کنیم و نقاط مثبت دیگر در زندگی مان را تقویت کنیم. این قضیه را تجربه به من ثابت کرده و کاملا درکش می کنم. من حتی زمانی که بیماری ام شدید بود وقتی روی صحنه نمایش بودم چون به بیماری ام اصلا فکر نمیکردم اصلا درد نداشتم و وقتی اجرایم تمام میشد احساس می کردم کمی اذیت شدهام یا انرژی ام کم شده است.

سخت است اما نا امید نشوید
در تمام طول مدت بیماری ام هم با برنامه ریزی به کار هنری ام می رسیدم چون دوست نداشتم این بیماری روی من و روحیه ام تاثیر بدی بگذارد. حفظ کردن روحیه برای کسی که به یک باره متوجه میشود به بیماری سرطان مبتلا شده سخت است و من شرایط کسانی که این اتفاق برایشان می افتد را کاملا درک می کنم، اما معتقدم شرایط هر چقدر سخت و دشوار هم باشد نباید ناامید شد هرچند کوچک باید روزنه امیدی پیدا کرد. به نظرم تنها چیزی که می شود در این زمان تقویت کرد روحیه و امید به زندگی است چون این دو ویژگی واقعا می تواند به فرد کمک کند تا طور دیگری زندگی را ببیند و از ان ناامید نشود. به نظرم با سرطان باید مثل یک رقیب سرسخت مبارزه کرد و شکست اش داد، کاری که من در طول این ۱۵ سال انجام دادم و واقعا تا حد زیادی توانستم این بیماری را از پای در بیاورم درست است که در مقاطعی خودم سختیهایی کشیدم و اذیت شدم اما وقتی حس شکست بیماری در تو زنده می شود دوست داری باز هم امید داشته داشته باشی و تلاش کنی.
جدیدترین روش جوانسازی واژینال
سبک زندگی
کودک وبانوان
گردشگری
فناوری اطلاعات
سلامت
آشپزی
چهره ها
دکوراسیون
رازهای موفقیت
سرگرمی
نام:
ایمیل:
* نظر: