مجله خبری لحظه نما| اخبار روز، آشپزی، دکوراسیون، سبک زندگی
کد خبر: ۲۳۳۶۱
تاریخ انتشار: ۲۳ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۰:۳۰
تعداد بازدید: ۹۸۱
با نوجوانان چطور برخورد کنیم؟ راه برقراری ارتباط دوستانه و صحیح با نوجوانان چندان آسان نیست؛ البته گاهی هم نوجوانان به گونه ای رفتار می کنند که والدین چاره ای جز ابراز خشونت ندارند. چه کار باید کرد؟
فروش اسید فسفریک
هیولاهای مرموز
نرخ ارز
انتخاب زبان بدون خشونت با نوجوان
عبور از سرزنش، رسیدن به همدلی
مجله خبری لحظه نما:همه ما خاطراتی از گذشته خود داریم و بعضی از آنها چنان در ذهنمان نقش بسته اند که فکر می کنیم هیچگاه فراموششان نمی کنیم. اغلب این خاطرات شیرین هم مربوط به زمانی است که والدین با مربیانمان بانگاه، کلام، هدیه یا حتی فقط با محبت، ما را تشویق کرده و با ما گفت و گو یا رفتار کرده اند. در واقع نوع زبانی که ما برای رفتارمان به کار می بریم، تعیین کننده میزان تاثیرگذاری آن برای ما خواهد بود: یعنی هنگامی که با عصبانیت و خشم با فرزندمان صحبت کنیم، هم او را می رنجانیم و هم تاثیر مخربی بر شخصیت وی خواهیم گذاشت. یادمان باشد استفاده از «زبان خشونت» یکی از موانع برقراری ارتباط دوستانه با نوجوان است، گرچه راه برقراری ارتباط دوستانه و صحیح با نوجوانان هم چندان آسان نیست؛ البته گاهی هم نوجوانان به گونه ای رفتار می کنند که والدین چاره ای جز ابراز خشونت ندارند. پس چه کار باید کرد؟

باور نوجوان
والدین گاهی نمی توانند نوجوان را باور کنند، بنابراین ترجیح میدهند مدام وی را تحت کنترل داشته باشند تا از او اشتباهی سرنزند؛ درصورتی که لازم است گاهی نوجوان در زندگی خود ریسک کردن را تجربه کند که البته این حرف، به معنای اجازه داشتن وی برای امتحان راه های اشتباه و خطرناک نیست، بلکه باید اجازه داد نوجوان هیجانات خود را به نوعی نشان دهد و ما هم نباید مانع بروز آنها شویم. گاهی نوجوان فقط دوست دارد خودش را بیشتر نشان دهد. بنابراین باید او را درک کنیم؛ در غیر این صورت او پافشاری بیشتری برخواسته های خود خواهد کرد.
هراس های بیهوده والدین
بعضی اوقات والدین به دلیل ترس های بیش از حد خود، مدام نوجوان را از چیزهایی که دوست دارد تجربه کند، محروم می کنند؛ مثلا هرجایی بخواهد برود، از وی توضیح می خواهند و درنهایت هم مکالماتشان تبدیل به جنجال و رفتارهای خشونت آمیزی می شود که نه تنها فاصله زیادی میان آنان به وجود می آورد، بلکه موجب میشود نوجوان دیگر نتواند به والدینش اطمینان کند و انان را محرم راز بداند. متاسفانه گاهی پدر و مادر وقتی حس کنند فرزندشان می خواهد استقلال داشته باشد و دیگر مایل نیست مانند کودکی به آنها وابسته باشد، نگران می شوند و تصمیم میگیرند در مقابل آنان ایستادگی و مقاومت کنند.

نوجوانان نمایندگان ما نیستند!
گاهی والدین فکر می کنند فرزندانشان باید هر کاری که آنها می خواهند، انجام دهند، وگرنه آبرویشان خواهد رفت؛ درحالی که باید بدانیم فرزندان ما افرادی کاملا مستقل و جدا از ما هستند و دلیلی ندارد که همیشه مطابق میل و سلیقه ما رفتار کنند. گاهی هم والدین می خواهند نوجوان، ناکامی های زمان خودشان را برای آنها جبران کند و به همین دلیل دائم با او اختلاف سلیقه دارند و از او ایراد می گیرند؛ گرچه در مواردی دیده می شود علایق و خواسته های نوجوان برخلاف نظر والدینش است. گاهی حتی والدین می گویند: «اصلا تو با من بیرون نیا با این سرووضعی که برای خودت درست کردی، مردم درمورد من چی فکر میکنن!» این نوع برداشتهای والدین از ارتباط با نوجوان تأثیر بسیار مخربی در ذهن او باقی می گذارد و کاری می کند که نوجوان دیگر نتواند محیط خانواده را محیط امنی برای خود بداند و در آن احساس راحتی و آسایش بکند. یادمان باشد فرزندان ما نمایندگان ما نیستند که حتما برطبق میل و علاقه ما رفتار کنند؛ بنابراین اگرکاری هم می کنند که مخالف سلیقه ماست، نباید انتظار داشته باشیم برای اینکه ما احساس خوبی داشته باشیم، حتما انان خواست خودشان را نادیده بگیرند.

به دوران نوجوانی خودمان برگردیم
برای اینکه بتوانیم نوجوان را به خوبی درک کرده و ارتباط بهتری از هرلحاظ با او برقرار کنیم، بهتراست نگاهی به دوران نوجوانی خودمان و خواسته ها و علایقمان در آن دوران بیندازیم. گاهی زبان گفتار ما به درون ما و تجربیاتمان برمی گردد. وقتی با خشونت و تلخی با ما ارتباط برقرار شود، ما هم ناخودآگاه آن را به فرزندانمان منتقل می کنیم. درواقع والدین باید ببینند درتاریخچه خود چاه اندوخته ای دارند و از چه ادبیاتی برای برقراری ارتباط با دیگران استفاده می کردند. درواقع والدین باید به این نتیجه برسند آن فضایی که سالها پیش میان آنان و والدینشان حاکم بود، امروزه دیگر جو دلخواهی تلقی نمی شود؛ ضمن اینکه خود آن ها هم معمولارضایتی ازنوع ارتباط خود با والدینشان نداشته اند؛ ولی بدون اینکه متوجه باشند، دارند مثل انها رفتار می کنند.

نوجوان سالاری
گاهی وقتی والدین می بینند که ارتباطشان با نوجوان خوب نیست، نسخه کار این است که زبان مناسبی را برای گفت وگو انتخاب کنند؛ درواقع والدینی که اقتدار ندارند. از زبان "کرنش" استفاده می کنند، یعنی انگارمی خواهند با تملق نوجوان را به سوی خود جذب کنند.

در بعضی خانواده ها هم نوجوان سالاری حاکم می شود؛ چون والدین ازترس اینکه فرزندشان به سمت دوستانش گرایش پیدا کند، بیش از حد به وی و نیازهایش توجه میکنند؛ درصورتی که این روش هم به نفع نوجوان نیست و نمی تواند نتیجه بخش باشد.

پس یادمان باشد برای اینکه درنهایت نوجوان سالاری در خانواده باب نشود، بهتر است حتما آموزش ببینیم و به «خودآگاهی» بیشتری برسیم و هرکار اشتباهی که انجام می دهیم، علت واقعی آن را از خودمان بپرسیم. مثلا وقتی با خشونت به نوجوان تحکم می کنیم یا برسراوداد می زنیم، از خودمان سوال کنیم که ریشه این رفتار من با فرزندم از کجاست و چرا من چنین کاری کردم؟! البته والدین برعکس این سوالات را هم میتوانند از خود بپرسند و ببینند چرا می گذارند نوجوانان هر کاری که مایلند انجام بدهند.

انتخاب زبان مناسب بین والدین
مهمترین زبان و ارتباط در خانواده، زبان یا ارتباطی است که والدین با یکدیگر برقرار می کنند. درواقع جایی که نوجوان نخستین الگوی خود را انتخاب می کند و از آن تاثیر می پذیرد، محیط خانواده و نوع ارتباطی است که بین والدینش برقرار است. همچنین میزان هماهنگی ای که بین پدر و مادر در انتخاب نحوه برقراری ارتباط با فرزندشان وجود دارد، نقش مهمی در یادگیری نوجوان برای برقراری ارتباط با دیگران ایفا میکند. گاهی مادر از نوجوان حمایت می کند؛ درحالی که پدر، مخالف است و او را شماتت می کند. یادمان باشد بدترین کار این است که والدین با راه انداختن جنگ قدرت بین خود، هرلحظه بخواهند نوجوان را به سمت خود بکشانند؛ چون در این صورت نه تنها مسائل بین خودشان را حل نمی کنند، بلکه مشکلات انان با فرزندانشان بیشتر خواهد شد.

بنابراین اگروالدین مشکلی با یکدیگر دارند، نباید آن را به فرزندانشان منتقل کنند و یا بدترازآن، بخواهند فرزندانشان را وسیله ای برای تلافی مشکلاتشان قرار دهند.

نوجوان فرزند ماست، نه فقط یک دانش آموز
 فراموش نکنیم مورد مهم، کیفیت ارتباطی است که ما با نوجوان برقرار میکنیم، نه کمیت ان. ما می توانیم ساعتها درکنار فرزندانمان باشیم و با گفت وگو به نتیجه درستی برسیم. وقتی هم نتوانیم زبان مناسبی را برای گفت وگو انتخاب کنیم، مدام به فرزندمان می گوییم: «درس هات رو خوندی؟ نمیخوای بری سر درس هات؟ پس کی کارات تموم می شن؟!»

درصورتی که لازم است قبل از هرپرسش درخصوص مدرسه و درس، احوال خودش را بپرسیم و نشان بدهیم که چقدر برای ما مهم است.

ولی والدین تا فرزندشان وارد خانه می شود، او را یک دانش اموز می بینند و نقش ناظم را برایش ایفا میکنند؛ مثلا گاهی نوجوان می خواهند برنامه مورد علاقه اش را ببیند؛ ولی پدر و مادر آن قدر او را سرزنش می کنند که چرا به جای درس خواندن، تلویزیون تماشا می کند که باعث می شوند فرزندشان نه از دیدن فیلم لذت ببرد و نه از درس خواندن . درواقع گاهی ما با رفتار اشتباه خود فقط مانع «لذت بردن» فرزندمان از کاری که می کند می شویم و بدین ترتیب عزت نفس او را هم نابود می کنیم.

جدیدترین روش جوانسازی واژینال
سبک زندگی
کودک وبانوان
گردشگری
فناوری اطلاعات
سلامت
آشپزی
چهره ها
دکوراسیون
رازهای موفقیت
سرگرمی
نام:
ایمیل:
* نظر: