مجله خبری لحظه نما| اخبار روز، آشپزی، دکوراسیون، سبک زندگی
کد خبر: ۲۳۳۶۵
تاریخ انتشار: ۲۴ خرداد ۱۳۹۵ - ۰۹:۰۰
تعداد بازدید: ۹۹۹
تغییر در سبک زندگی - چگونه با پرسیدن سه سوال سبک زندگی خود را تغییر دهیم؟
فروش اسید فسفریک
هیولاهای مرموز
نرخ ارز
مجله خبری لحظه نما:مهمترین مشکلی که در زندگی افراد وجود دارد، این است که آنها به جای اینکه به دنبال زندگی دلخواهشان بروند، خود را به دست تقدیر می سپارند و خودشان را این طورقانع می کنند که روزگار چنین زندگی ای را برای آنها رقم زده است؛ پس به راحتی تسلیم می شوند و دست از تلاش می کشند. بیشتر اوقات ما انسانها در مواجهه با شرایط دشوار، روشی را انتخاب می کنیم که آسان ترین روش ممکن باشد؛ یعنی روشی که سختی نداشته و نیازی هم به صبر و شکیبایی نداشته باشد. سپس به خود می گوییم که ما تنها یک انسان هستیم و بیش از این کاری از دستمان برنمی آید. این گفته و این انتخاب ناآگاهانه به آن معناست که ما به راحتی اجازه می دهیم اتفاقات بد برایمان پیش بیاید. هنگامی که یک پیشنهاد شغلی به ما می شود، تنها بعد مالی آن را درنظرمی گیریم و بدون آنکه واقعا فکر کنیم آیا این شغل همان چیزی است که ما همیشه می خواستیم و به دنبال آن بودیم، به راحتی آن پیشنهاد را می پذیریم. مشکل اینجاست که اگر چنین الگوی رفتاری به مرور زمان درون شما نهادینه شود و شما هم خوش شانس باشید، یک روز از خواب بیدار می شوید و با تعجب از خود میپرسید که چرا من به یک چنین موقعیت شغلی تن داده ام؟ چگونه چنین جایگاهی را پذیرفته ام که فرسنگها از خواسته های واقعی من دور است؟ آیا این همان زندگی ای است که من برای خود می خواستم؟ این زندگی چه کسی است که من دارم آن را بازی می کنم؟ برای انکه بتوانید مسیر زندگی خود را به سوی انچه که خودتان می خواهید تغییر دهید، لازم است از این الگوهای رفتاری اشتباه دست بکشید. درواقع شما نیازمند آن هستید که در شیوه تفکر خود یک تجدید نظراساسی داشته باشید. شما میتوانید این کار را با پرسیدن سه سوالی که در زیر مطرح می شود، انجام دهید. این سوالات را هرروز از خود بپرسید. پاسخ به این سوالات می تواند مانند نقشه ای عمل کند که در یک جاده ناآشنا در اختیارتان قرار گرفته و این
احتمال کم است که شما با دردست داشتن این نقشه بازهم در مسیرهای انحرافی بیفتید.

سوال أول:
من چه می خواهم؟
ایا تاکنون این سوال را صادقانه از خود پرسیده اید؟
من با افراد بسیاری در سراسر دنیا سروکار داشته ام و با اطمینان می گویم که تعداد اندکی از انسانها این سوال را از خود می پرسند و کمترازده درصد آنها هم پاسخ صادقانه ای به آن می دهند.

خواسته شما از زندگی تان چیست؟
این زندگی متعلق به شما و حق شماست؛ بنابراین باید این سوالات را با صدایی بلند از خودتان بپرسید و به آنها پاسخ دهید: من از این زندگی چه می خواهم؟ دوست دارم کجا و در چه محیطی زندگی کنم؟ می خواهم با چه قشری از افراد در رابطه باشیم؟ دوست دارم که هرروز چه کاری انجام بدهیم؟ بزرگ ترین هدف و خواسته من در زندگی چیست؟ چگونه باید به ان دست یابم؟ سعی کنید پاسخ صادقانه ای به تمام این سوالات بدهید؛ چرا که پاسخ شما به آنها امری حیاتی و مهم است که آینده شما را می سازد؛ البته ممکن است که شما همین امروز که این سوالات را از خود می پرسید، پاسخی برای آنها نداشته باشید. حتی ممکن است فردا، هفته بعد و حتی تا پایان سال هم پاسخ صادقانه ای برای آنها پیدا نکنید. اما این مهم نیست، بلکه مهم، پرسیدن این سوالات از خودتان ست. شما بالاخره پاسخی برای آنها پیدا می کنید.

اکنون که این سوالات را از خود پرسیدید، دفعه بعد که پیشنهاد شغلی به شما شد، تنها یک بعد را درنظر نمی گیرید. فرض کنیم شغلی که به شما پیشنهاد می شود، شغلی بسیاروقت گیر باشد. این بارچون می دانید که چه می خواهید و به دنبال چه چیزی هستید، قبل از پذیرفتن این پیشنهاد به راحتی از خود می پرسید آیا این همان شغلی است که من به دنبالش بودم؟ اگر پاسخ شما مثبت بود که هیچ، اما اگر پاسختان منفی بود، می توانید به راحتی آن را رد کنید؛ چرا که شما قبلا از خود پرسیده اید که چه می خواهید و به آن هم پاسخ داده اید. ازآنجایی که خواسته خود را میدانید، مجهز به ابزار قدرتمندی به نام «توانایی نه گفتن» هستید؛ بنابراین به راحتی از پذیرفتن این پیشنهاد خودداری میکنید.

سوال دوم
من به چه کسانی می توانیم خدمت کنم؟
در اینجا ما به رازی اشاره می کنیم که شما می توانید ازطریق آن به احساس بسیار خوبی دست یابید و من براین باورم که می توانید ازطریق آن، هرآنچه را که در زندگی می خواهید، به دست آورید. شما می توانید افرادی را که با مشکلات دست وپنجه نرم می کنند، پیدا کرده و به آنها کمک کنید.

این ویژگی، عادت معمول انسان های شایسته است. حتی همه کسب وکارهای موفق به این دلیل موفق هستند و به این دلیل وجود دارند که می توانند به انسان ها خدمت کنند.
نگاهی به افرادی که در اطرافتان هستند، بیندازید. بی شک افرادی در میان آنها وجود دارند که سزاوار کمک کردن هستند. افرادی که با وجود مشکلات فراوان همچنان انرژی مثبت به شما می دهند و شایسته است شما به آنها توجه کنید و گامی در  جهت حل مشکلاتشان بردارید. از آن ها درمورد مشکلاتشان سوال کنید؛ یعنی از آنها بپرسید که چه موضوعی خواب شب را ازآن ها گرفته است و درنهایت بپرسید که چه کاری از دست شما در جهت حل این مشکل برمی آید؟

اگر این الگوی رفتاری زیبا را به دیگرالگوهای رفتاری خود در زندگی بیفزایید آن وقت خودتان شاهد این امر خواهید بود که چقدر احساس ارزشمندی می کنید. این احساس زیبا احساسی بی پایان است. احساسی که همیشه همراه شما خواهد بود. مطمئن باشید که حتی اگر کمک کوچکی هم به فردی کنید، این احساس خوب در شما ایجاد می شود و چه احساسی بهتر از احساسی مفید بودن!

شما با داشتن چنین الگوی رفتاری ساده ای این فرصت را برای خود فراهم کرده اید تا انگونه که دوست دارید، زندگی کنید.

من شخصا افراد موفق بسیاری را دیده ام که این الگوی رفتاری شایسته را به زندگی خود وارد کرده و از نتیجه ان هم بسیار راضی بوده اند.

سوال سوم
چرا الان نه؟
هرگز فراموش نکنید که این سوال را هرروز از خودتان بپرسید. هنگامی که ذهن شما با فهرستی از کارهایی که تصمیم به انجام آنها می گیرید مواجه می شود، ناخودآگاه سوالاتی را مطرح میکند که به نوعی با تصمیم شما در تضاد هستند؛ مثلا هنگامی که شما تصمیم میگیرید کاری را انجام دهید، ذهنتان ناخواسته این سوال را مطرح میکند که اصلا چرا باید آن کار را انجام ندهید و حتی گاهی درلحظه آن تصمیم شما را رد میکند. گاهی اوقات هم هنگامی که شما تصمیم میگیرید کاری را درهمان لحظه انجام دهید، ذهن شما این سوال را مطرح میکند که چرا الان؟ چرا فردا، نه؟ و درنتیجه شما هم به نوعی انجام ان کار را به تعویق میاندازید. این کار مغزاست که گاهی در شما تردید ایجاد کند؛ بنابراین سعی کنید خود را عادت دهید که کارها را درلحظه انجام داده و هنگامی که تصمیم به انجام کاری گرفتید، آن را به فردا و روزهای بعد موکول نکنید.

اگرذهن شما شروع به آوردن دلایلی کرد که کاری را در همان لحظه انجام ندهید، تمام ان دلایلی را برروی تکه کاغذی بنویسید و آن را به میزتحریرخود بچسبانید. مطمئن باشید صبح روز بعد که از خواب بیدار شدید و آن تکه کاغذ را دیدید، به تمام آن دلایل می خندید و می بینید که تمام آنها تنها بهانه هایی برای طفره رفتن از انجام کار بوده اند، نه دلایلی منطقی. بنابراین بیایید و چند لحظه به این موضوع فکر کنید که خواسته تان از زندگی خود چیست.

سپس به این فکر کنید که قادر هستید به چه افرادی کمک کنید.

 و در آخرهم این سوال را از خود بپرسید که چرا ازهمین الان شروع نکنم و کار را به فردا موکول کنم. این تنها یک تمرین ساده پنج دقیقه ای است که این توانایی و قدرت را به شما می دهد که سبک زندگی خود را بازسازی کنید.

آیا زمان زیادی است؟
مطمئنم که همین الان آن قدرایده و هدف درذهنتان آمده است که مغزتان درحال انفجار است که البته این بسیارهم خوب است.

این تمرین را هرروز انجام دهید؛ ازشنبه تا جمعه.

شاید درابتدا دایره فعالیت شما در رابطه با این موضوع کوچک باشد؛ مثلا ممکن است تصمیم بگیرید به یکی از دوستان خود ایمیلی بزنید و از او بپرسید که آیا مشکلی دارد که شما بتوانید به او کمک کنید؟ با این کار، به مرورزمان و با تمرین این الگوی های رفتاری، دایره فعالیت شما وسیع تر می شود و همین تمرین ساده به نقشه ای درمسیر موفقیت شما تبدیل خواهد شد و شما را به سوی آینده دلخواهتان هدایت خواهد کرد. این یکی از ساده ترین روش هایی است که شما می توانید ازطریق آن سبک زندگی خود را بازسازی کرده و ازطریق آن، آنگونه که خودتان می خواهید زندگی کنید.

پس همین الان بلند شوید و تمرین را آغاز کنید.

جدیدترین روش جوانسازی واژینال
سبک زندگی
کودک وبانوان
گردشگری
فناوری اطلاعات
سلامت
آشپزی
چهره ها
دکوراسیون
رازهای موفقیت
سرگرمی
نام:
ایمیل:
* نظر: