مجله خبری لحظه نما| اخبار روز، آشپزی، دکوراسیون، سبک زندگی
کد خبر: ۲۳۴۱۳
تاریخ انتشار: ۳۱ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۰:۳۰
تعداد بازدید: ۲۶۸۲
تعطیلات تابستان را چگونه بگذرانیم. شما تعطیلات تابستانی دارید؟ قرار است آن را چطور بگذرانید؟ مثل پارسال؟ این یادداشت درباره کارهایی است که ما می توانیم در تابستان انجام بدهیم
فروش اسید فسفریک
هیولاهای مرموز
نرخ ارز
چند قاچ موفقیتی به هندوانه سربسته تابستان
مجله خبری لحظه نما:شما تعطیلات تابستانی دارید؟ قرار است آن را چطور بگذرانید؟ مثل پارسال؟ این یادداشت درباره کارهایی است که ما می توانیم در تابستان انجام بدهیم، کارهایی که هم خستگی مان را در کنند و هم به درد باقی سال بخورند.

هیچ کاری نکنیم
یکی از نقاط قوت زندگی این است که برای گذراندش اصلا لازم نیست کارخاصی انجام بدهیم. زندگی، خودش، خود به خود می گذرد؛ بنابراین اگر شما برای تابستان برنامه خاصی نداشته باشید و هیچ کاری هم نکنید، باز هم تابستان، خودش بی سروصدا می آید و می رود. باور کنید من این حرف را از روی تجربه میزنم. به قولی امروزی ها تجربه زیستی من حاکی از آن است که روزها خودشان به طور خودکار شب می شوند و گرما روزی ۱۴ ساعت بخوابیم و بقیه اش را فیلم تماشا کنیم و خوراکی بخوریم، برای تابستان هیچ فرقی نمیکند. تابستان می آید، گیلاس ها و زردآلوهایش را بساط می کند و وقتی شارژ باطری خورشیدی اش تمام شد، بلند میشود و می رود. سرکه بچرخانید، ۱۵ تیراست، بعد ۱۵ مرداد می شود و علی القاعده به چشم برهم زدنی ۱۵ شهریور هم از راه می رسد و باید بروید انتخاب واحد ترم بعد را بکنید. تابستان از دور طولانی به نظر می رسد اما هنوز شروع نشده، ته می کشد. تنها اشکال هیچ کاری نکردن این است که نباید توقع داشته باشید چیزی تغییر کند؛ یعنی شرایط اول مهربه احتمال زیاد همان شرایط اول تیر خواهد بود. چیزی عوض نمی شود چون ما برای تغییر داد ناش کاری نکرده ایم. راستش را بخواهید زمان مرهم هر دردی نیست، بعضی از دردها را بدتر هم می کند. برای مثال شما اول تابستان هنوز چهارتا فرمول یادتان هست اما بعد از اینکه توی تابستان روزی ۱۴ ساعت جلوی کولرلم دادید و پوست هندوانه را با قاشق تراشیدید، همان چهارتا فرمول هم یادتان می رود. یک شاعر قدیمی بود که می گفت: «باید پارو نزد واداد! باید دل را به دریا داد» شما پارونزن، وابیده! دل را به دریا بده آن وقت می بینی که یا قایق جایی میرود که نمی خواستی یا کلا غرق می شود و خلاص. این است وضع ما، تجریه زیستی ما، شوخی است مگر؟ زندگی است دیگر تمام کنیم.

به نظرم امسال تابستان دیگر هیچ کار تازهای را شروع نکنیم، بلکه همان کارهای قبلی مان را تمام کنیم. همان کارهایی که نصفه و نیمه پشت سـرمان رها کرده ایم مثل یک بار سنگین با خودمان این ور و آن ور می کشیم. نه دلمان می آید که بی خیالشان شویم و نه همت می کنیم که یک بارو برای پیش ببریمشان که بالاخره یک روز تمام شوند. این را هم دارم از روی تجربه زیسته ام می گوییم اگر کارهای نیمه کاره را تمام نکنید آن ها (دور از جان) شما را تمام می کنند. فرض کنید که کارهای نیمه کاره یک دسته سبزی است که باید پاکشان کنید حتی اگر بهشان دست نزنید و همان جورگوشه اشپزخانه ولشان کنید، آنها خود به خود پاک نمی شوند. ممکن است پلاسیده بشوند و از بین بروند، اما یک کاره نیمه کاره تا وقتی که شما تمامش نکنید همینطور گوشه ذهن شما باقی می ماند و انرژی شما را نه یک بار که صد بار صرف خودش می کند.
برای همین اگر تابستان وقت آزاد بیشتری دارید، اول به سراغ کارهای نیمه کاره بروید و اگر هنوز برایتان ارزشمندند آنها را تمام کنید. البته همین جا بگویم که نصفه و نیمه ماندن بعضی از کارها خیلی هم تقصیر ما نیست؛ مثلا شما یک کلاس هنری را شروع می کند اما بعد از یک مدت موسسه دیگر آن کلاس را ارائه نمی دهد، کلا تعطیل می شود یا خانه شما جابه جا می شود و دیگر برایتان صرف نمی کند که هر روز چند ساعت توی ترافیک باشید. زندگی همه ما پر از این نیمه کاره مانده هاست. کارهایی که قرار است یک روز بالاخره انجامشان بدهیم. استادی داشتیم که می گفت: «اگر فقط ۵ سال از عمرتان را با جان ودل صرف انجام دادن کاری کنید، به چنان مهارتی می رسید که دیگر کسی به گرد پایتان هم نمی رسد. حیف که بیشترتان آنقدر صبرندارید تا محصول دانه ای را که کاشته اید، برداشت کنید. همه چیززود دلتان را می زند و سراغ یک کار تازه می روید!»

شاخ و برگ بدهیم
باور کنید این را هم دارم از روی تجربه زیسته ام می گوییم. به جای اینکه مدام از این شاخه به آن شاخه بپرید، به همین کاری که دارید انجام می دهید، شاخ و برگ بدهید. گرچه فصل شاخ و برگ دادن درخت ها بهار است، اما بیشترما تابستان ها فرصت داریم تا مهارت های تازه ای را یاد بگیریم که به کارمان مرتبط است. من خیلی به این موضوع فکر کرده ام که چرا بعضی ها تا این حد از ما موفق ترند. با اجازه بزرگان باید بگوییم آن ها از همان اول می دانستند چه کاری می خواهند انجام بدهند؛ درعوض ادم های کمتر موفق اگرچه می دانستند چه کارهایی را می توانند انجام بدهند، اما هیچ وقت نفهمیدند که بالاخره از بین آن کارها، کدام یک را باید انتخاب کنند؛ به زبان ساده، آن کسی که موفق نشده است، انرژی اش را بین چند کار مختلف تقسیم کرده و در همه آنها به سطح متوسطی رسیده است. به زبان ساده تر برای موفق شدن باید به یک کاربچسبید و آن را تا آخر ادامه بدهید. از تابستانها برای شاخ و برگ دادن به مهارت هایتان استفاده کنید. با نرم افزارهای تازه آشنا بشوید. روش های جدید را یاد بگیرید و به دنبال سرگرمی هایی بروید که درنهایت به شما کمک میکند تا کارتان را بهتر انجام دهید. فرض کنیم که شما به نوشتن علاقه دارید. خب، نوشتن یک بخشش ذوقی است و بقیه اش مطالعه و تمرین است. حالا به همین نوشتن چطور می شود شاخ و برگ داد؟ واقعیت این است که اگر بخواهید یک نویسندہ درست وحسابی بشوید باید از خیلی چیزها سر دربیاورید، از دستورزبان و ایین نگارش فارسی گرفته تا ویراستاری و تایپ ! علاوه براین باید اطلاعات عمومی تان را هم بالا ببرید و تاریخ، روان شناسی اصول داستان نویسی و اگر پیش آمد، اسطوره شنسایی وعلوم غریبه بخوانید. منظور من از شاخ و برگ دادن همین است. برای خودتان هدفی مشخص کنید و کارها را طوری سازمان بدهید که درنهایت به آن هدف ختم شوند. تابستان وقت این کارهاست.

صفا کنیم.
خب تا اینجا به اندازه یک کتاب از تجربه های زیست هام برایتان حرف زده ام، حالا وقت استراحت است. اصلا تعطیلات تابستانی را گذاشته اند تا ما یک نفسی بکشیم. اگر قرار بود تمام طول سال یک بند درس بخوانیم و لابه لای جزوه ها شنا کنیم، تلف میشدیم، تابستان فصل استراحت و تفریح است البته جز برای آنهایی که پشت کنکور هستند یا امتحان وکالت و تخصص و... دارند. این روزها آنقدر کلاس های جورو و جور و دوره های مختلف توی تابستان برگزار میشود که گاهی سرآدم از سال تحصیلی هم شلوغ تر میشود. شکر خدا روزها هم طولانی تر است و از صبح تا شب کلاس های بیشتری می شود رفت، از شنا و بدمینتون تا زبان و منبت کاری اینکه یادمان برود که قرار بوده ما تابستانها استراحت کنیم خیلی هم خوب نیست. از نفس می افتیم لابه لای این همه کلاس فرسوده میشویم و تازه یکی دو هفته اول مهر باید خستگی تابستان را در کنیم. استراحت کردن با هیچ کاری نکردن فرق میکند؛ چون کاری نکردن ما را دچار بطالت می کنند و آدم برای خلاص شدن از ابطالت گاهی دست به کارهای خطرناک میزند. چند وقت پیش داشتم مقاله ای درباره شخصیت شرلوک هلمز می خواندم که در آن نوشته بود. هلمز وقت هایی که دچار ابطالت می شد پرونده های خطرناک قبول می کرد با دست به شرارتهای کوچک میزد. استراحت کردن هم به برنامه ریزی احتیاج دارد. دوره ای است که ما درآن خودمان را از فشارِ زندگی روزمرہ محیط کار یا درس رها میکنیم تا ذهنمان انرژی اش را به دست بیاورد. راستش را بخواهید اینکه ما چطور استراحت و تفریح می کنیم  نسبت مستقیمی با جیبمان پیدا میکند اما این به آن معنی نیست که اگر ما درآمد کمتری داشته باشیم، نمیتوانیم تفریح کنیم به دوروبرتان نگاه کنید و ببینید انجام چه کارهایی خوشحالتان میکند. همانها را انجام بدهید و برای خودتان شادیهای کوچک بیافرینید.

جدیدترین روش جوانسازی واژینال
سبک زندگی
کودک وبانوان
گردشگری
فناوری اطلاعات
سلامت
آشپزی
چهره ها
دکوراسیون
رازهای موفقیت
سرگرمی
نام:
ایمیل:
* نظر: