مجله خبری لحظه نما| اخبار روز، آشپزی، دکوراسیون، سبک زندگی
کد خبر: ۲۳۴۱۶
تاریخ انتشار: ۳۱ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۲:۰۰
تعداد بازدید: ۸۲۷
آیا با شناخت ضعف هایمان بهبود می یابیم؟
باورهای نادرست در روانشناسی مثبت - یکی از نظریات مرتبط با نگرش روانشناسی مثبت نظریه کلیفتن و نلسن، دو تن از متخصصان روانشناسی مثبت است
فروش اسید فسفریک
هیولاهای مرموز
نرخ ارز
مجله خبری لحظه نما:یکی از نظریات مرتبط با نگرش روانشناسی مثبت نظریه کلیفتن و نلسن، دو تن از متخصصان روانشناسی مثبت است که در این مقاله سعی می کنیم با بیان مثالهایی از نویسنده، این موضوع را شفاف تر بررسی کنیم و آن را هرچه بهتر بسط و گسترش دهیم. ازنظراین متخصصان چهار باور نادرست دربشر امروزی وجود دارد که می توان گفت او را بازیچه خود کرده است:

 ۱. مردم فکر میکنند مشخص کردن یا تصحیح کردن یک نقطه ضعف، باعث قوی ترشدن فرد یا سازمان می شود.

 ۲. مردم تصور میکنند نقاط ضعف متضاد نقاط قوتند و با شناختن خود، ضعف ها به قوت تبدیل خواهد شد.

 ۳. به باورافراد، نیازی به پروراندن توانمندیها نیست؛ چون تواناییها به طورطبیعی شکل میگیرند و رشد می کنند.

4. مردم اعتقاد دارند دستیابی به یک دیدگاه توانمند محور در زندگی، به این معناست که می توانند هر کاری را که به ذهنشان رسید، انجام دهند و فرضی بر این است که هرکسی اگراراده داشته باشد و تلاش کند، می تواند به هرچیزی برسد، اما این باور هم نادرست است؛ زیرا هرکسی فقط مجموعه ای از توانمندیها را دارد که منحصربه فرد است و احتمالا وی را فقط در یک زمینه موفق می کند، نه در همه زمینه ها. به خاطر دارم یک سال در خانه مان کلی مهمان جمع شده بود و یکی از مهمان ها که بسیار هم حراف بود و اجازه صحبت کردن به جمع را نمیداد، درحالی اظهارفضلی بود و مدام از فضایلی خود تعریف می کرد که در این هنگام ناگهان چیزی به ذهن من خطور کرد و آن، این بود که به قدری بدی و خلاف ارزش های انسانی رفتارکردن در جامعه عادی شده است که برخی از مردم، بدی نکردن را خود خوبی میدانند؛ به این نحو که مثلا بستن کمربند ایمنی را جزو فضایل اخلاقی خود می شمارند یا مثلا خانواده ای که فرزند معتاد دارند، به محض رهایی فرزندشان از اعتیاد، همه اقوام و خانواده در جست وجوی همسری برای او هستند و تصور میکنند که برطرف شدن این ضعف در فرد، نقطه قوتی است که به وسیله ان می توانند مسئولیتهای بیشتری را بردوش او بگذارند. درصورتی که این تصور بسیار غلط و آسیب زاست؛ زیرا هرگز برطرف شدن یک نقص اخلاقی، موجب بالارفتن توانایی و مهارت در انسان نمی شود، گرچه می تواند مقدمات ان را فراهم کند. مانند افرادی که کمربند ایمنی خود را می بندند، اما بازهم ممکن است دیگر مقررات راهنمایی و رانندگی را زیر پا بگذارند.

 همچنین این تصور نگرش اشتباه به انسان می دهد و وی را دچار سوگیری می کند؛ یعنی این طور گفته می شود که کسانی که تواناییهای برجسته ای دارند، ضعفی ندارند و همه ضعفهای ان ها پوشیده است! به این مثال توجه کنید؛ شخصی در اجتماع بسیار سرشناس است و تواناییهای زیادی در کسب وکار دارد و به همین دلیل همه مردم شهر او را الگوی کاملی میدانند و انتظار دارند که وی از همه نظر کامل باشد که رولف دوبلی، نویسنده کتاب «هنرشفاف اندیشیدن»، در کتابش این امر را «الگوی کامل» نامیده است و آن را سوگیری ذهن میداند. از آن طرف هم چه بسا افرادی که می بینیم علی رغم وجود ضعف هایی که در خود دارند، انسانهای وارسته ای هستند. یادم می آید کارگری را در یکی از انبارهای اجناسیم استخدام کرده بودم که بسیار به او اعتماد داشتم و بعدا هم متوجه شدم که وی معتاد به مواد مخدر است، اما برخلاف این عادت، هیچ وقت او از من دزدی نکرد و همیشه هم کارهایش را به درستی انجام میداد؛ درصورتی که من بسیار دیده ام افرادی را که اعتیاد یا نقطه ضعف دیگری نداشتند، اما چک های برگشتی شان هنوز بعد از سالها نزد من است. این اشکالی است که در سازمان های ما هم وجود دارد. در بسیاری از سازمانهایی که درآنها حضور داشته ام، یکی از افتخارات مدیر جدید این بوده که مثلا موقع آمدن او، این شرکت ۱۰۰۰ نفر کارمند داشته است و الان ۵۰۰ کارمند دارد؛ یعنی او نقطه قوت خود را فقط کم کردن نیرو می دانست؛ درصورتی که تعدیل نیرو هیچ کمکی به رشد یک سازمان نمی کند؛ چون به قولی یکی از کارشناسان، در یک سازمان کزکارکرد، جذب نیرو با استفاده از رابطه های ناسالم شکل می گیرد و تعدیل نیروهای منابع انسانی هم به همین صورت شکل بوده و بهتر است به جای این امر، ما به تقویت و رشد سازمان و بهبود عرضه و تولید آن فکر کنیم و بعد به فکر تعدیل نیرو باشیم. همچنین این باورهای اشتباه در بسیاری از کتاب و آموزههای مکاتب انحرافی که این روزها بسیاری از افراد، آنها را مکاتب خودشناسی میدانند، مشاهده می شود که در آنها، فقط به تشخیص ضعفهای روانی انسان می پردازند و آن چنان او را در این ضعف ها غرق می کنند که فرد دچارافسردگی شدید می شود و جالب است که در این مکاتب، همین افسردگی شدید را به بیرون ریزی تشبیه می کنند و اینگونه برای او این باوررا به وجود می آورند که ما با شناخت ضعف هایمان بهبود پیدا می کنیم، درحالی که این طور نیست؛ چون ما نمیتوانیم به یک بوکسور فقط ضعفهای او را نشان دهیم، مثلا ضعف دفاعش را برطرف کرده و با همین تکنیک او را در مسابقات پیروز کنیم؛ چون پیروزی یک بوکسور با توان ضربه هایی که می زند حاصل میشود، نه صرفا با دفاع کردن؛ البته یادمان باشد نه اینکه شناخت نقاط ضعف فایده ای ندارد، اما چیزی که باعث رشد و بهبود سبک زندگی یک نفر می شود، فضائل اخلاقی و نقاط قوت او هستند.

 در قرآن کریم، نقل به مضمون، آیه ای است با این معنی: «تو بدی ها را با نیکویی دفن کن.» (آیه ۹۶، سوره مومن)؛ یعنی با شناخت ضعف انسان که حاصل عدم درک حکمت است، بخشش را در خود تقویت کنید. در خاطردارم روزی یکی از شرکای کاری ام در کاربه من خیانت کرده بود و مقداری هم پول دست من داشت. به استادم این موضوع را گفتم و او گفت که خیانت آن آدم درحق تو، به خودش مربوط میشود و من حق ندارم در قبال آن خیانت، پولی را که او دست من امانت دارد، به وی پس ندهم . درواقع شناخت خودم در این شرایط بود که می خواستم کارآن شخصی را با رفتاری مثل خودش جبران کنم؛ اما بنابر گفته استادم، من پولی را به وی برگرداندم که بسیار در رشد روانی و روحانی من تاثیرگذار بود.

 البته نمیتوانیم بگوییم شناخت یک ضعف، مثل بخشیدن آن آدم می توانست به رشد من کمک کند، چون من باید پول را هم به آن آدم برمی گرداندم تا بگویم روی تواناییهای خودم کار کرده و آن را تقویت کرده ام.

جدیدترین روش جوانسازی واژینال
سبک زندگی
کودک وبانوان
گردشگری
فناوری اطلاعات
سلامت
آشپزی
چهره ها
دکوراسیون
رازهای موفقیت
سرگرمی
نام:
ایمیل:
* نظر: