مجله خبری لحظه نما| اخبار روز، آشپزی، دکوراسیون، سبک زندگی
کد خبر: ۲۳۴۱۹
تاریخ انتشار: ۰۲ تير ۱۳۹۵ - ۰۹:۳۰
تعداد بازدید: ۱۱۳۰
چگونه انسانی بزرگ باشیم؟ تعداد کمی از انسان ها بزرگ آفریده می شوند، درحالی که بیشتر آنها بزرگی را به دست می آورند؛ پس می توان نتیجه گرفت بزرگی را هم می توان به دست آورد
فروش اسید فسفریک
هیولاهای مرموز
نرخ ارز
مجله خبری لحظه نما:تعداد کمی از انسانها بزرگ آفریده می شوند، درحالی که بیشتر آنها بزرگی را به دست می آورند؛ پس می توان نتیجه گرفت بزرگی را هم می توان به دست آورد، به شرط آنکه بخواهیم و باورداشته باشیم که لایق بزرگ شدن و بزرگ بودن هستیم. بدانیم که برای بزرگ شدن، لازم است بزرگ هم بیندیشیم، رویاهای بزرگ را در سر بپروانیم و با آدمهای بزرگ نشست و برخاست کنیم.

کمی تامل، تفکرو چند پرسش از خودمان می تواند ما را به خود بیاورد و شاید به این نتیجه برساند که لازم است ضمن اصلاح مسیرمان، اهدافمان را تغییر دهیم و با آدمهای دیگری هم معاشرت کنیم. یادمان باشد که شخصیت، نوع تفکرو نگرش ما چکیده و برایند پنج نفری است که با آنها بیشترین مراوده و معاشرت را داریم، راستی این پنج نفراطراف ما چه کسانی هستند؟

انسان های بزرگ لزوما خانه ها و قامتشان بزرگ نیست و ثروتشان هم بیشتر نیست، بلکه افکار و اهدافی بزرگ دارند و به دنبال طرح پرستش از خود هستند، نه زیرسوال بردن دیگران ودرنهایت آنها مسئله ای را خلق کرده و بعد برای حل آن و کشف ناشناخته ها تلاش می کنند.

در ذهن ما هم مردمانی بزرگ هستند که اهداف بزرگی دارند؛ به عبارتی می توان گفت عظمت یک شخص، با بزرگی و کوچکی اهدافش اندازه گیری می شود. در این قسمت می خواهم حکایتی را بازگو کنم تا از آن، درس بگیریم و البته یادمان باشد در مثال مناقشه نیست؛ پس از همان ابتدا جبهه گیری نکنیم که انسان، با یک حیوان مقایسه شده است، بلکه بدانیم این داستان و بسیاری از وقایعی که در حیات وحش رخ میدهند، حاوی پیامهای آموزنده ای هستند که ما متاسفانه به سادگی از کنارشان می گذریم، شاید پس از مطالعه این داستان نگاهمان به محیط اطرافمان تغییر کند و بیاموزیم که آموختن فقط در کلاس و از کتاب شکل نمی گیرد، بلکه می توان ازطریق مشاهده رخدادهای طبیعی هم موارد لازم را آموخت.

و اما حکایت:
در دهکده ای، یکی از کشاورزان سگی داشت که همیشه کنار جاده می نشست و منتظروسایل نقلیه ای می شد که از آن مسیررد می شدند و به محض اینکه ماشینی سر می رسید، سگ به دنبال آن تا پایین جاده می دوید و با سروصدای خود، سعی میکرد از آن ماشین جلو بزند!
روزی، همسایه کشاورز از او پرسید: «فکر می کنی بالاخره روزی سگت موفق می شود از یکی از این ماشینها سبقت بگیرد؟» و کشاورزهم پاسخ داد: «این موضوع مهم نیست. آنچه مهم است، این است که اگر روزی از یکی از این ماشینها سبقت بگیرد، چه چیزی به دست خواهد آورد؟!»
راستی چرا انسانی که اشرف مخلوقات است، گاهی فعالیتها و اموری را انجام می دهد که در شأن او نیست؛ یعنی نه برای خودش فایده ای دارد و نه برای دیگران و وقتی هم از او پرسیده می شود که چرا این کار را انجام می دهی، درپاسخ می گوید: «انجام میدم دیگه !»

این عادتهای بیهوده و این تلف کردن های عمر باید یک روزویک جایی با فکر بکری متوقف شود و لازم است ما هم به خودمان بیاییم و خود را زیر سوال ببریم! بیایید درخصوص موارد زیرتأمل جدی کنیم:

۱. از دهکده مهاجرت کنیم
حتی اگر لازم است، جسارت کنیم و شجاعانه محل زندگی خود را تغییر دهیم. گاهی اوقات برخی از آدمهایی که در شهرهای بزرگ زندگی می کنند، با مهاجرت به روستاها، کسب وکارشان رونق می گیرد و بالعکس. این فرایند، واقعیتی را نشان میدهد که می گوید ما درحال سکون و درجازدان هستیم و باید شهامت تحول و تغییر را در خود به وجود بیاوریم. گاهی ان قدردریک محله خودمان را حبس کرده و آن قدر دایره معاشرتمان را محدود می کنیم که حتی ازیک دهکده هم کوچک تر می شود و نمیدانیم که قدرت مانور، ریسک پذیری و خلاقیتمان در چنین فضایی به شدت کاهش می یابد؛ پس یادمان باشد باید برای صید مروارید به قعر اقیانوسها برویم، خطر کنیم و از ساحل امن و دهکده خود ساخته خودمان خارج شویم.

۲. دنباله رو نباشیم
برخی، یک عمرحساب وکتاب داشته های دیگران را میکنند؛ یعنی وقتی به رستوران یا مطب پزشک می روند، تعداد مشتری ها و بیماران را میشمارند و با چند عمل ساده ریاضی به یک عدد نجومی در روز ماه و سال میرسند و مثلا تخمین میزنند که این رستوران یا این پزشک چقدر درامد دارد! و بعد هم بدون آنکه متوجه باشند که خودشان یکی از همان مشتری ها هستند، با پرداخت وجه، مکان را ترک می کنند. می دانید انسان های بزرگ در چنین شرایطی چگونه فکر میکنند؟ در اولین گام آنها صاحب آن شغل و درآمدش را تحسین میکنند و در گام دوم از خود می پرسند که چطور میتوانند از وی درس بگیرند تا از او بهترشوند و درآمدشان نیز ازان فرد بیشتر شود؟

آن ها به دنبال این هستند که یکی از رهبران و پیشروان باشند تا دیگران به آنها غبطه بخورند، نه اینکه تمام عمر در حسرت داشته های دیگران زندگی کنند و فقط درپی لقمه نانی باشند تا روزگارشان سپری شود و به قولی گوشت را ازبغل گاو ببرند وازان، بهره بگیرند؛ درواقع انان می خواهند خودشان صاحب عظمتی شوند تا دیگران بخواهند از قبل آنان ارتزاق کنند.

۳. بالاخره چی؟
این کار، فعالیت و برنامه ای که الان در حال انجام آن هستیم، آخرش به کجا ختم می شود؟ یکی از رموز موفقیت انسانهای بزرگ این است که وقتی وارد عرصه ای می شوند و می خواهند شغلی را انتخاب کنند و یا وقتی می خواهند حرفه ای را بیاموزند، قبل از هر اقدامی سراغ پیشکسوتان ان عرصه، شغل و حرفه می روند تا ببینند عاقبت کاربه کجا ختم می شود و آیا کسی که آن راه را رفته، خرسند است یا نه؟! آنان نمی خواهند مصداق این گفته باشند که می گوید: «درحال ورود به کوچه ای بودم که پیری گفت: من رفته ام، بن بست است، نرو! ولی توجه نکردم، رفتم و وقتی برگشتم، خودم پیرو ناتوان شده و عمری را هدر داده بودم!» این متن می تواند به کسانی که می خواهند، تلنگری بزند تا تحولی عظیم در وجودشان رخ دهد، اما فقط به کسانی که می خواهند!
جدیدترین روش جوانسازی واژینال
سبک زندگی
کودک وبانوان
گردشگری
فناوری اطلاعات
سلامت
آشپزی
چهره ها
دکوراسیون
رازهای موفقیت
سرگرمی
نام:
ایمیل:
* نظر: