مجله خبری لحظه نما| اخبار روز، آشپزی، دکوراسیون، سبک زندگی
کد خبر: ۲۳۴۹۲
تاریخ انتشار: ۱۴ تير ۱۳۹۵ - ۱۲:۰۰
تعداد بازدید: ۱۴۰۹
سوگل طهماسبی بازیگر سریال «برادر» از مریم تجربه بازی در نقش خبرنگار و زندگی شخصی اش می گوید.
فروش اسید فسفریک
هیولاهای مرموز
نرخ ارز
مجله خبری لحظه نما: سوگل طهماسبی بازیگر سریال «برادر» از مریم تجربه بازی در نقش خبرنگار و زندگی شخصی اش می گوید.

مهم، حال خوب من است
نزدیک ترین تصویری که از سوگل طهماسبی در خاطرمان است نقش آفرینی او در سریال «کیمیا» ست. حالا این شبها او را در مجموعه مناسبتی شبهای ماه مبارک رمضان شبکه دو یعنی سریال «برادر» می بینیم. سریال «برادر» سومین همکاری سوگل طهماسبی با جواد افشار است، مجموعه ای که او در آن نقش دختری مذهبی که حرفه اش خبرنگاری است را بازی می کند. طهماسبی از همکاری با گروه سازنده این سریال خرسند است و می گوید دوست دارد در کارهایی بازی کند که حالش را خوب کند و «برادر» از ان کارهاست. جذابیت های این سریال برای طهماسبی به جز حضور بازیگران مورد علاقه او و کارگردان آن خود نقش مریم و ویژگی های آن از جمله همان خبرنگار بودنش هم بوده که در گفت و گویش باما از آنها بیشتر گفته است.

چطور بازیگر برادر شدم؟
به نظرم بازی من در سریال «کیمیا» و همکاری ام با آقای افشار و گروه شان در حضورم در مجموعه «برادر» بی تاثیر نبوده، طبیعی است که آقای افشار در مقام یک کارگردان ذهنیتی از من به عنوان بازیگر، بازی ام و کاراکتر شخصیتی ام داشته باشند و بر همین اساس هم پیشنهاد همکاری دوباره را به من بدهند. فکر میکنم از همان زمان که فیلمنامه آماده شده بودند و کار در مرحله پیش تولید بود من برای نقش مریم در نظر گرفته شده بودم. تا جایی که خودم اطلاع دارم اولین گزینه برای این نقش بودم چون تا به حال درباره گزینه دیگری چیزی نشنیدم. در هر حال اقای افشار به من لطف داشتند که از ابتدا من را برای نقش مریم در نظر گرفتند.

حاشیه و حلقه و حدیث همیشه وجود دارد و به قول شما ممکن است بعد از دو همکاری پشت سرهم با جواد افشار برخی بگویند سوگل طهماسبی بازیگر ثابت کارهای این کارگردان شده و مدام با او همکاری می کند، اما من معتقدم نباید به این حرف ها زیاد توجه کرد و مهم این است که هر کس با چه حالش خو است.

مریم برایم جذاب و دوست داشتنی بود
وقتی سریال «برادر» و نقش مریم به من پیشنهاد شد من ابتدا فیلمنامه را خواندم و از کاراکتر مریم به عنوان دختری که در یک خانواده مذهبی و سنتی بزرگ شده خوشم آمد و از طرف دیگر وجه شخصیت اجتماعی او به عنوان یک دختر خبرنگار نیز برایم جذاب بود. اینها همه به فیلمنامه و نقش مربوط می شد اما از سوی دیگر بازیگرانی که دوستشان دارم هم در این سریال حضور داشتند. در واقع بازیگران بنام و حرفه ای که در کست این مجموعه قرار گرفته بودند و حتی عوامل پشت دوربین همه و همه دست به دست هم داده بودند تا انتخاب و پذیرفتن این سریال برای من آسان تر شود چون معتقدم گروهی که قرار است چندین ماه با آنها همکاری یا بهتر بگویم زندگی کنی خیلی مهم هستند. مخصوصا اینکه سریال ما مناسبتی بود و میدانستیم ممکن است گاهی اوقات باید فشرده تر کار کنیم اما همچنان با انرژی خوب سر کار بیاییم. خدا را شکر که در این کار بیشتر بازیگرانی که حضور داشتند همان دوستانی بودند که در «کیمیا» با هم همکاری داشتیم و حالا اینجا هم در کنار هم قرار گرفتیم. همکاری با آقای افشار برای سوم هم برایم جالب و دوست داشتنی بود. وقتی همه این موارد را کنار هم می چینیم فکر می کنم برای یک بازیگر کافی باشد تا بازی در کاری را قبول کند و حالا من خوشحالم که در این کار حضور داشتم.

همه چيز برایم ملموس و واقعى بود
شخصیت مریم از ابتدا که با آن مواجه شدم به نظرم جذاب آمد، او تنها دختر خانواده است و رابطه اش با  برادرش به نظرم جالب و ملموس پرداخته شده است. مریم ارتباط بهتر و نزدیک تری با برادر بزرگترش دارد یا حتی با ناصر هم رابطه خوبی دارد و من این روابط را در میان اطرافیانم و از نزدیک دیدم و برایم عینیت داشته اند. توانستم با شخصیت مریم و دایره ارتباطاتی که دارد ارتباط برقرار کنم.

من و برادر واقعی ام
من خودم هم در دنیای واقعی یک برادر دارم و اتفاقا خیلی هم رابطه خوب و صمیمی با هم داریم. اما اصولا رابطه خواهر و برادرها تا زمانی که مجرد هستند شاید شکل متفاوت تری داشته باشد، معمولا وقتی برادرها مجردند رابطه ویژه تری با خواهری که کوچکتر از خودشان است برقرار میکنند. من دو خواهر بزرگتر از خودم دارم، بعد برادرم وسطی است و من هم فرزند کوچکتر خانواده هستم. ما همیشه با هم یک رابطه خوب خواهر و برادری داشتیم و الان هم داریم ولی خب طبیعی است که وقتی برادرها ازدواج می کنند دیگر نمیتوان توقع گذشته را از آنها داشت که مثل قبل همان توجه و ارتباط را داشته باشند چون حالا دیگر به جز مادر و خواهر فرد دیگری به نام همسر وارد زندگی اش شده و باید توجه را حالا بین سه نفر تقسیم کرد، یا شاید گاهی اوقات توجه به مادر و همسر مهم تر باشد. شاید به همین دلیل باشد که رابطه به طور ناخودآگاه به این شکل درمی آید که مثلا برویم خانه همدیگر و یکدیگر را ببینیم یا بیشتر تلفنی جویای احوال همدیگر شویم. شاید قبلا بیشتر این فرصت بود تا بنشینیم و ساعتها درباره مسائل مختلف با هم حرف می زدیم و همین باعث رابطه ای صمیمی تر می شد اما به هرحال شکل ارتباط ها ممکن است به دلایل مختلف تغییر کند البته فقط شکل آن نه عمق و حس آن رابطه.

رابطه دوستانه من و برادرم
راستش من و برادرم رابطه خیلی دوستانه و صمیمی با هم داشتیم و شاید به جرات بتوانم بگویم برادر من همیشه یکی از دوستان نزدیک زندگی من بوده و به همین دلیل فضای ارتباطی که ما در دنیای واقعی با هم داشتیم را شاید نمیتوانستم به شکل کامل در سریال و ارتباطم با پارتنرهایم در این مجموعه داشته باشم. مثلا رابطه مریم با مسعود در عین اینکه رابطه ای صمیمی است اما شاید بیشتر مبتنی بر احترام به عنوان برادر بزرگتر باشد، ویژگی که به نظر من به عنوان بازیگر نقش مریم کاملا بارز بود. اما من و برادرم در عین احترام با هم خیلی صمیمی بودیم و از آنجایی که فاصله سنی مان کم بود و پشت سر هم به دنیا آمده بودیم از همان بچگی همه بازیها و شیطنت هایمان باهم بود.

حال خوب من مهم تر از حاشیه است
حاشیه و حرف و حدیث همیشه وجود دارد و به قول شما ممکن است بعد از دو همکاری پشت سر هم با جواد افشار برخی بگویند سوگل طهماسبی بازیگر ثابت کارهای این کارگردان شده و مدام با او همکاری می کند، اما من معتقدم نباید به این حرفها زیاد توجه کرد و مهم این است که هر کسی با چه حالش خوب است. واقعیت این است که حاشیه اسمش رویش است و همیشه در گوشه و کنار و دور از متن اصلی قرار می گیرد و کسی توجه چندانی به آن نمی کند، پس ما هم نباید توجه زیادی به آن بکنیم چون از مسیر اصلی دورمان می کند. برای من مهم تر است سرپروژه ای بروم که همکارهایم را دوست دارم و آنها هم حس خوبی به من دارند و درواقع یک انرژی دو طرفه بین مان رد و بدل می شود که تاثیر مثبتی روی هر دو طرف می گذارد و درنهایت هم به بهتر شدن نتیجه کاری که انجام می دهیم می انجامد. برای من هم این موضوع اهمیت بیشتری دارد تا اینکه برخی فکر کنند مثلا من در باند اقای افشار رفتم و این حرفها... البته گله و انتقاد برخی از دوستان درباره کم کاری شان درست است چون واقعا پروژه زیادی تولید و ساخته نمی شود که همه بخواهند مشغول باشند و مثل گذشته همکاری داشته باشند. تا چند سال قبل علاوه بر سریال های مختلف تله فیلمهای زیادی هم ساخته میشد و بیشتر دوستان به صورت مداوم سرکار بودند اما الان شرایط تغییر کرده و تولیدات و سریال ها کاهش پیدا کرده اند. طبیعتا وقتی این اتفاق می افتد تعداد بازیگرانی هم که سر کار می روند انگشت شمار می شوند.

اقطار مهمانان خانواده ها هستیم
در اینکه سریالهای مناسبتی ماه مبارک رمضان بیشتر از بقیه کارها دیده می شوند شکی نیست، من فکر میکنم اگر مخاطب سریال های ایرانی در مواقع عادی بین ۶۰ تا ۷۰ درصد است این تعداد در ماه رمضان به ۹۰ یا حتی ۱۰۰ درصد هم می رسد. مخاطب همیشه مهم است و طبیعتا هر بازیگری هم دوست دارد در کاری بازی کند که بیننده بیشتری دارد و این اتفاق در مجموعه های ماه مبارک رمضان بیشتر نمود پیدا می کند. خانواده ها در این ماه بیشتر دور هم جمع میشوند و موقع افطار همه اعضای خانواده در کنار هم هستند و دوست دارند سریالی که فضایش به حال وهوای این ایام می خورد را تماشا کنند.

وقتی سوگل خبرنگار می شود
من در طول سالهای فعالیت هنری و بازیگری ام با خبرنگارهای زیادی سروکار داشتم و حالا خودم در این سریال شخصیت یک خبرنگار را جلوی دوربین بردم البته خبرنگاری متفاوت چون دوستانی که من با آنها سروکار داشتم حوزه فعالیتشان هنری است و مریم در حوزه اجتماعی کار می کند. راستش باید بگویم ارتباط داشتن با دوستان خبرنگار ناخودآگاه رفتار و برخورد آنها در ضمیر ناخودآگاه آدم می ماند و حک میشود و اینکه بخواهی بگویی من هیچ الهامی از آنها نگرفته ام شاید خیلی درست نباشد. ممکن است آن لحظه نکته ای به طور مشخص خاطرت نباشد اما آن انرژی که از او گرفته ای حتما در ذهنت می ماند و ممکن است جایی در بازی ات استفاده شود. نکته دیگر اینکه زمانی که بازی من در این سریال قطعی شد در زمان یک ماهه پیش تولید با دوستان مجموعه همشهری رفت وآمد داشتم تا از نزدیک در جریان کارهای آنها قرار بگیرم. این شغل، طرز فکر دوستانی که در این حرفه مشغول به کارند، دغدغه ها و نوع نگاهشان همیشه برایم جذاب بوده و قبل از بازی نقشم هم آنها را مورد بررسی قرار دادم. شاید به همین خاطر هم بود که نقش مریم و ریزه کاریهایش برایم جذاب و دوست داشتنی بود. البته هدایت درست آقای افشار هم در بهتر ایفا کردن این نقش طبیعتا بی تاثیر نبوده.

به نظر من لازم است در ماه رمضان هم سریال کمدی ساخته شود و هم کارهای ملودرام و اجتماعی اما فکر میکنم به خاطر فضای معنوی که این ماه مبارک دارد طبع خانواده ها سریال هایی با فضای خانوادگی و ملودرام را بیشتر می طلبد. گرچه میدانم مخاطبان دوست دارند کارهای طنز راهم ببینند تا روحیه شان شاد شود. واقعیت این است که سریال ها با هر درونمایه ای که ساخته شوند من شخصا به عنوان یک بازیگر احساس میکنم هر شب مهمان سفره افطار خانواده ها هستیم. خودمان هم کار را هر شب سر صحنه می بینیم، افطار میکنیم و بعد دور هم سریال را تماشا میکنیم و مجددا کار را از سر می گیریم.

سوگل طهماسبی چطور بازیگر سریال برادر شد؟
جدیدترین روش جوانسازی واژینال
سبک زندگی
کودک وبانوان
گردشگری
فناوری اطلاعات
سلامت
آشپزی
چهره ها
دکوراسیون
رازهای موفقیت
سرگرمی
نام:
ایمیل:
* نظر: