مجله خبری لحظه نما| اخبار روز، آشپزی، دکوراسیون، سبک زندگی
کد خبر: ۲۳۵۳۲
تاریخ انتشار: ۲۱ تير ۱۳۹۵ - ۱۰:۳۰
تعداد بازدید: ۹۸۷
کمبود وقت در زندگی - واقعا کمبود وقت داریم ؟ روزمان را عمدتا برای انجام دادن چه کارهایی می گذرانیم؟ سرگرمیها و مشغولیتهای اصلی مان کدام ها هستند؟
فروش اسید فسفریک
هیولاهای مرموز
نرخ ارز
مجله خبری لحظه نما:بسیاری از ما، از کمبود وقت می نالیم و از اینکه هزار برنامه و هدف برای خودمان درنظرداشته و داریم و روزبه شب میرسد و شب به روز، ولی هیچکدام از برنامه ها، هدف ها، یا آرزوهایمان جامه عمل نمی پوشاند. اشکال کارمان در کجاست؟ آیا واقعا کمبود وقت داریم ؟ آیا برای دستیابی به هدف هایمان تلاش ویژه ای می کنیم؟ روزمان را عمدتا برای انجام دادن چه کارهایی می گذرانیم؟ سرگرمیها و مشغولیتهای اصلی مان کدام ها هستند؟

«وجودم وابسته به اینترنت است. اگر جایی باشیم که اینترنت نباشد، انگار که هیچم. از صبح تا شب باید آنلاین باشیم؛ از شب تا صبح هم هربار که پهلوبه پهلو می شوم، باید سری به گوشی ام بزنم. پیام جدید، پست جدید، طنز، لطیفه، فیلم، عکس و ...، خلاصه هیچ چیز نباید از چشمم دوربماند.»

«ساعت خواب و بیداری ام نظم خاصی ندارد. صبحها هروقت که شد، بیدار می شوم و شبها هم آن قدر بیدار میمانم ودراینترنت چرخ می زنم و ازیک وب سایت به وب سایت دیگرمی روم، تا پلکهایم خود به خود روی هم بیفتد. دیگر خوابیدن و بیدارشدن که نباید در چهارچوب برنامه باشد.»

«دوست دارم خودم را مثل هنرپیشه های معروف درست کنم؛ لباس پوشیدنشان، آرایش چهره و موهایشان، برند لباس و کفش و ماشینشان ... برای شیک بودن و مطابق مد روز بودن هم مسلما باید پول، وقت و انرژی صرف کرد. البته می شود سرسری، یک لباس دم دستی برداشت و پوشید و بی هیچ آرایش و پیرایشی از خانه بیرون زد، ولی من چنین آدمی نیستم.»

«عادت دارم از همه کارهایی که در طول روز انجام می دهیم، عکس بگیرم؛ از غذاهایی که می خورم، از تزئین روی غذاها و دسرها، از لباس هایی که هرروز برای پوشیدن انتخاب می کنم، از مسیر رفت و برگشتم به دانشگاه یا محل کار از مردم، از ماشین ها و از خیلی چیزهای دیگر لطفش هم به این است که همه این عکس ها را در شبکه های اجتماعی، با دیگران به اشتراک بگذارم!»
«وقتی موضوعی باعث نارضایتی و دلخوری ام بشود، باید حتما آن را بیرون بریزم: چون عادت ندارم چیزی را در دلم نگه دارم؛ چه از رفتار خانواده ام ناراحت باشیم، چه گرمای هوا آزارم بدهد، چه با همکار یا همکلاسی ام اختلاف نظر پیدا کرده باشیم ! درددل حضوری با دوروبری ها، درد ودل تلفنی با کسانی که کنارم نیستند، درددل مدرن با استفاده از فناوری روزو ازطریق ایمیل، پیامک و همه شبکه های اجتماعی که عضو هستم...»

«هروقت حوصله ام سربرود، سراغ یخچال می روم تا چیزی برای خوردن پیدا کنیم. گاهی هم زنگ میزنم به پیتزافروشی، کبابی با رستوران و هرچیزی که به فکرم برسد و هوسش را کرده باشم، سفارش می دهم. خیلی موقع ها هم از سوپر محله مان کلی تنقلات، چیپس و ... می خرم و سرخودم را حسابی گرم می کنم. هیچ چیز به اندازه غذا خوردن، حوصله سررفته ام را سرجایش نمی آورد. مشکل اینجاست که این حوصله ام هم مدام دسر می رود . »

«یکی از بهترین سرگرمی هایم بازیهای رایانه ای است. به خصوص فوتبال بازی کردن را خیلی دوست دارم و هربار که بازی می کنم، کلی گل میزنم. الان واقعا زیروبم هایی از بازیهای رایانه ای فوتبال بلدم که شاید کمتر کسی بلد باشد. بازی های آنلاین را هم خیلی دوست دارم، به خصوص اگر گروهی باشند!»

«اگر از من بپرسند چه چیزی باعث گرمی و صفای خانه ات می شود، می گویم تلویزیون؛ چون به نظرمن، تلویزیون، چراغ خانه است. از صبح که بیدار می شوم، اولین کارم عوض کردن کانالهای تلویزیون است. صبحانه خوردن، لباس پوشیدن، مسواک زدن و ... همه را جلوی تلویزیون انجام می دهم. عصر که به خانه برمی گردم، باز هم اولین کارم عوض کردن کانال هاست، غذا خوردن و استراحت کردن جلوی تلویزیون؛ چون هیچ لذتی بالاتر از این نیست که جلوی تلویزیون دراز بکشی و تا خود صبح، خوابت ببرد.»

«من اهل این نیستم که مادام تلویزیون تماشا کنم؛ فقط بخش سرگرمی هایش را، آن هم برنامه هایی که زندگی ادم های واقعی را دنبال میکنند، دوست دارم و تماشا می کنیم؛ مسابقه هایی که افراد باید مراحل مختلف را طی کنند تا به مرحله نهایی برسند؛ برنامه هایی که در آن چیدمان خانه افراد را برایشان عوض می کنند؛ رقابت هایی بین افرادی با استعدادهای مختلف: یکی تقلید صدا می کند، یکی شیشه می خورد، یکی میخ به بدنش فرومی کند و ...»

«نمی توانم جلوی علاقه ام به مارک و برند را بگیرم؛ مهم نیست لباس باشد یا سرویس قابلمه، کیف و کفش باشد یا تلفن همراه، عینک آفتابی باشد یا راکت پینگ پنگ، آب معدنی باشد یا آدامس؛ مهم این است که همه شان برند باشند. من وقت زیادی را هم صرفا پیداکردن برندهای محبوبم می کنم!»

«روزانه قسمت عمده گفت وگوهایم با دوست و همکار و خانواده و...، صرف بحث و تبادل نظر درباره اشتباهات و کوتاهی های اطرافیانم می شود. ازنظرمن، این رویه، یک نوع جامعه شناسی خانگی است. همه کار که نباید براساس اصول و مراجع دانشگاهی باشد. خودمان هم می توانیم مرجع باشیم. اسم این کار را که غیبت کردن نمی گذارند، می گذارند؟!»

«یکی از بهترین و جالب ترین بخشهای برنامه های تلویزیون، پیامهای بازرگانی آن است. برای من، آگهی های بازرگانی، از خود فیلمها و برنامه های تلویزیون، جذاب تر هستند. کلا آگهی ها را دوست دارم؛ چه تلویزیونی و چه غیرتلویزیونی، هروقت فرصتی پیش بیاید، محض سرگرمی، نیازمندیها یا آگهی های مجله ها با روزنامه ها را ورق میزنم.»

«دوست واشنا زیاد دارم و هر روز با چندتایی ازان ها، چند ساعتی مراوده و معاشرت دارم؛ البته معاشرت با بیشترشان، چیزی به من اضافه نمی کند؛ نه معلومات بیشتری دارند، نه حرفه و فن خاصی بلد هستند تا به من هم یاد بدهند. اما همین برایم کافی است که دیگران بدانند دوروبرم دوست و رفیق، زیاد است».

«عادت دارم هرروز یا لااقل بیشتر روزها، آراسته و پیراسته، اگرشد همراه با دوستانم، اگر هم نشد، به تنهایی، به مراکز خرید بروم؛ چرخی بزنم؛ هوایی بخورم؛ خریدی بکنم یا  نکنم؛ بستنی، قهوه، یا آب میوه ای بخورم و به خانه برگردم.»

مجموعه تجربه هایی که با هم خواندیم، پاسخ عادی افرادی معمولی، مثل خودمان است، به چیزی مشابه دو پرستش مطرح شده در یادداشت ابتدای مقاله: «روزمان را عمدتا به انجام دادن چه کارهایی می گذرانیم؟» و «سرگرمی ها و مشغولیتهای اصلی مان چه چیزهایی هستند؟»

آیا عادتهای تفریح ها و سرگرمی های دیگری از نوع موارد بالا به ذهنمان می رسد؟ مسلما موارد دیگری هم به ذهن می رساند، اما شاید بهتر باشد به بیان نیایند؛ دست کم در اینجا.

اگر عین سوال های بالا را از افراد موفق و کسانی که به واقع الگوی پشتکار و پیشرفت هستند بکنیم، چه جوابی خواهند داد؟ افراد موفق و کسانی که به بسیاری از هدفهای خود رسیده اند و همچنان برای دستیابی به هدفهای بعدی، گامهایی مؤثر برمی دارند، یک نکته مشترک دارند: هرگزو به هیچ قیمتی وقت گرانبهایشان را تلف نمیکنند. برای این افراد، حتی تفریح کردن هم با برنامه ریزی و هدفمند است؛ پس پاسخ این افراد به پرسشهای بالا هرچیزی می تواند باشد، جز نمودهایی از هدردادن عمرگرانمایه. البته نمونه هایی که در بالا آوردیم، همیشه و در همه موارد، منفی و نشانگربه هدردادن وقت نیستند. گاهی لازم است بسته به نیاز، حتی ساعتهای طولانی را صرف جست و جوی مطالب در اینترنت، زیروروکردن آگهی های روزنامه، گفت وگوی تلفنی با یک دوست، یا تماشای برنامه های تلویزیونی کنیم. بیشتراین کارها، البته نه همه آنها، اگر منطقی و عقلانیتی پشت تصمیم گیری هایمان باشد و اگر دچار زیاده روی نشویم، می توانند در جای خود مثبت و مفید و راهگشا باشند. فقط لازم است با خودمان، صادق باشیم. تنوع و تفریح و سرگرمی، بسیارهم نیکو و ضروری است، اما اینکه انتخابامان چه باشد، اینکه قصد داریم با انجام آن چه نتیجه ای عایدمان بشود و اینکه چه موقع و چه مدت زمانی را به آن اختصاص بدهیم، همه و همه، مواردی تعیین کننده هستند.

اگر برنامه روزانه خود را مرور کنیم، چه مقدار از آن صرف انجام دادن کارهای بیهوده می شود؟ آیا اصولا برنامه روزانه ای داریم که بخواهیم مرورش کنیم؟ انیمیشن معروفی را تماشا میکردم به اسم «کاربیهوده». بخشی ازدیالوگ آن که می تواند مثال ضرب المثلی، ماندگار شود این بود: «بنشسته و گذر عمر خود بدیدم؛ زیاد هم بیهوده نبود؛ کاری بیهوده ترنداری؟» مراقب گذر عمر گرانمایه خود باشیم.

جدیدترین روش جوانسازی واژینال
سبک زندگی
کودک وبانوان
گردشگری
فناوری اطلاعات
سلامت
آشپزی
چهره ها
دکوراسیون
رازهای موفقیت
سرگرمی
نام:
ایمیل:
* نظر: