مجله خبری لحظه نما| اخبار روز، آشپزی، دکوراسیون، سبک زندگی
کد خبر: ۲۳۵۳۳
تاریخ انتشار: ۲۱ تير ۱۳۹۵ - ۰۹:۰۰
تعداد بازدید: ۱۵۶۴
آنهایی که معتقدند برای تغییرات بزرگ اول باید از خودمان شروع کنیم. پای ثابت کمپین هایی هستند که هدفشان اصلاح فرهنگ عمومی است.
فروش اسید فسفریک
هیولاهای مرموز
نرخ ارز
اندر احوالات کارزارهای مجازی چند روزه
کمین کمپین ها
مجله خبری لحظه نما:آنهایی که معتقدند برای تغییرات بزرگ اول باید از خودمان  شروع کنیم. پای ثابت کمپین هایی هستند که هدفشان اصلاح فرهنگ عمومی است.  اما کمپین چیست و چرا راه می افتد؟

حشما شما هم این روزها با فراخوان های مجازی مواجه شده اند که از شما دعوت میکند در یک فعالیت اجتماعی مشارکت کنید؛ مثلا نزدیک عید که می شود همه درخواست می کنند کسی ماهی قرمز نخرد. برای همین صبح که از خواب بیدار می شوید، گوشی موبایلتان پراز عکس ماهی قرمز در ژستهای مختلف است. ماهی قرمز درحال جان دادن روی آسفالت کف کوچه، ماهی قرمزدرحال بدو بیراه گفتن درتنگ، ماهی قرمزدرحالی که بقچه اش را زیربغلش زده و به سوی دریا روان است و ماهی قرمزی که یک آدم را توی تنگ انداخته است و دارد برایش خرده نان می ریزد. هدف همه این تصاویر، یادداشت ها، درخواستهای دوستانه و هشدارهای بهداشتی که به آنها ضمیمه می شود، یادآوری یک نکته است: «ماهی قرمز نخرید!» به هرحال این کمپین یا به فارسی «کارزار» تبلیغاتی یا به فارسی خودمانی ترش این قرار اجتماعی چند روزی توی شبکه های اجتماعی داغ است و بعد بسته به فصل تغییر می کند و جایش را چیز دیگری مثل کمپین صرفه جویی در مصرف آب می گیرد. درمقابل هر کمپین یک ضد کمپین هم وجود دارد؛ مثلا اگر شما معتقدید که کسی نباید ماهی قرمزی خرد و جای آن بهتراست نارنج درتنگ آب بیندازد، کسانی هم هستند که با یادآوری سرنوشت غم انگیزماهی سفره شب عید و انواع و اقسام حیواناتی که ما درطول سال به دندان می کشیم. با نظر شما مخالفت می کنند و معتقدند ماهی قرمز شادی سفره هفت سین است و جای خالی اش با هیچ نارنج و پرتقالی پر نمی شود. کمپینهای مجازی بیشتر اوقات بر سر موضوعاتی راه میی افتند که مردم درباره آن ها اتفاق نظر دارند و حالا تصمیم گرفته اند توجه عمومی و رسانه ها را نسبت به آنها جلب کنند. بعضی از کمپین ها دوره کوتاهی دارند و بعضی به دنبال ایجاد تغییرات بزرگ تر و اساسی تردر جامعه هستند؛ تغییراتی که قرار است به دست خود مردم و آهسته آهسته انجام شود.

# آشغال نریزیم.
یکی از آخرین فراخوان های مجازی که این روزها همه درباره آن تبلیغ می کنند، کمپین آشغال نریزیم یا نه به زباله است. حتما شما هـــــم عکس های گروههای دانشجویی و حامی محیط زیست را دیده اید که فردای سیزده بدر پلاستیک به دست توی درودشت راه می افتند تا از روی زمین لیوان یک بار مصرف، بطری آب معدنی، پاکت های پلاستیکی و قوطی نوشابه جمع کنند. آنها همه جا هستند، از ساحل دریای خزر، جنگل های گلستان، کویر مرنجاب، کلوت های کرمان گرفته تا مناطق جنگی جنوب و ساحل خلیج فارس. حتی دیدہ شده است گاهی تا قله دماوند و ارتفاعات سبلان و زاگرس هم بالا رفته اند تا پوسته پفک جمع کنند. دستشان درد نکند. اما گستره جغرافیایی وسیعی که این دوستان در آن فعالیت می کنند باعث می شود آدم در فکر فروبرود و از خودش بپرسد اگر این بچه ها ناچار هستند از سراسر ایران زباله جمع کنند، این یعنی یک عده ای دورتادور ایران آشغال می ریزند؟ کمپین «نه به زبالله» از همین جا به وجود آمد. به جای اینکه یک عده از مردم بروند و زباله ها را از روی صورت طبیعت پاک کنند، چه خوب می شد اگر کسی اصلا آشغال نمی ریخت؛ چون این طور راحت تر است و از عهده همه هم برمی آید. درست است که ترکیب پوست هندوانه تفاله چای و باقی مانده خورشت قيمه ظاهر خوبی ندارد و اگر چند ساعتی توی صندوق عقب بماند، بویش عالم را برمی دارد، اما مگربردن چند پلاستیک زباله قاطی آن همه باروبندیل چقدر زحمت دارد؟

مگرتا اولین استراحتگاه بین راهی، پمپ بنزین یا جایی که بشود زباله را توی سطل انداخت چقدر راه است؟ کمپین آشغال نریزیم، نه به ریختن زباله های جلوى مغازه توى جــوى آب، نه به رها کردن ظرفهای نذری گوشه خیابان، نه به غرق کردن استادیوم های فوتبال زیر بارته مانده ساندویچ، نه به پرت کردن پوست پرتقال از شیشه ماشین و نه به شوت کردن هسته زردآلو از اتاق پذیرایی به ظرفشویی و به زبان خودمانی کمپین برق انداختن چهارگوشه ایران است !

# بین خطوط برانیم
چراغ سیز شده اما ماشین ها هنوز نیم متر هم تکان نخورده اند. از پشت سرتان صدای سوق ممتد می آید اما نمیدانید روبه رویتان  چه خبر است و انگار ماشینها را به زمین چسبانده اند. توی همین اوضاع و احوال، درست وقتی رادیو دارد آهنگ مورد علاقه تان را پخش میکند ماشین جلویی به اندازه چهار وجب برایتان جا باز کرده، سروکله یک سمند خوش رنگ پیدا می شود که قصد دارد دقیقا خودش را بین شما و ماشین جلویی، توی همان یک وجب جا بچپاند و به این ترتیب همه چیز توی هم گره میخورد. از روی رانندگی بعضی ها می شود فهمید که وقتی بچه بودند. خیلی علاقه داشته اند که روی لبه جوی آب راه بروند و توازنشان را حفظ کنند. منظورم آن بزرگوارانی است که علاقه دارند دقیقا روی خط کشی های خیابان رانندگی کنند و صف بقیه ماشین ها را به هم بزنند!  بعضی از دوستان هم فکر می کنند که اتوبان زمین فوتبال است و ماشینشان ساق های مسی آن ها وظیفه خودشان میدانند که همه را از عابر پیاده گرفته تا ماشین های دیگر و علائم رانندگی دریبل کنند و با این کارشان هم گره ترافیک را کور می کنند. و هم آمار  تصادف ها را بالا می برند. کمپین بین خطوط برانیم یک کمپین برچسبی است یعنی کسانی که آن را تبلیغ می کنند یک برچسپ پشت شیشه عقب می چسبانند تا همه را به راندن بین خطوط دعوت کنند، رفتاری که گفته می شود می تواند 60 درصد حجم ترافیک را کم کند.  مردم خیلی از کشورهای دنیا به این معروفند که خوب رانندگی نمیکنند و شهر را به هم می ریزند. گرچه آنها توی این بی نظمی به نظم رسیده اند و با اخلاق رانندگی ها کنار می آیند اما حسابی وقت و پولشان را هدر میدهند و جان همشهریانشان را به خطر می اندازند بین خطوط برانیم تلاشی است برای خارج کردن اسم ما از فهرست این کشورها.

#کالای ایرانی بخریم
مدتی پیش بحث تعطیلی یکی از کارخانه های قدیمی تولید وسایل خانگی ایران سر زبانها افتاد. آه حسرت همه به آسمان رفت، شبکه های اجتماعی پرشد از عکس ها و خاطرات مردم از محصولات این کارخانه و متخصصان درباره دلایل تعطیلی یا واگذاری اش حرف زدند و تحلیل های جورو واجور ارائه دادند. واقعیت این است که بعضی از مردم دنیا هیچ وقت این حس را تجربه نمی کنند ومعنی آه کشیدن برای از بین رفتن یک صنعت یا کالای ملی را نمی دانند. روی کره زمین مناطقی هست که از سس مایونز تا رب گوجه، پنکه و آیفون در خانه شان را وارد می کنند. آن ها عادت دارند تا به جای دیدن عبارت ساخت وطن، عبارت بسته بندی شده در وطن را ببیند. درست است که رونق صنعت ملی، کشاورزی ملی و هنرملی برنامه ریزی، مدیریت و بودجه می خواهد و کالای تولید وطن باید آن قدر مرغوب باشد که بتواند در یک بازار رقابتی دوام بیاورد و رقبای خارجی اش را شکست بدهد. درست است که چرخ اقتصاد با تعارف کردن و من بمیرم و تو بمیری نمی چرخد و بازار سرمایه خیلی با مفاهیمی مثل وطن پرستی اشنا نیست و هرجا سود بیشتری باشد، همان جا بساطش را پهن می کنند، اما اگر ماموقع انتخاب بین یک کالای ایرانی خوش ساخت و نمونه خارجی خوش نام و نشانش همیشه دست روی جنس خارجی بگذاریم، دیگر چیزی از تولیدات داخلی باقی نمی ماند. در دوره ای که واسطه ها و دلال ها چین را کشف کرده اند و راه فروختن اجناس بی کیفیت را به چند (صد) برابر ارزش واقعی اشی به ما یاد گرفته اند. در روزهایی که پيداکردن کاردغدغه اصلی خیلی هاست، قصد آنهایی که کمپین خرید کالای ملی را راه انداخته اند، نجات ما از آینده ای است که در آن پیدا کردن کالای ساخت ایران حکم کیمیا را دارد.
جدیدترین روش جوانسازی واژینال
سبک زندگی
کودک وبانوان
گردشگری
فناوری اطلاعات
سلامت
آشپزی
چهره ها
دکوراسیون
رازهای موفقیت
سرگرمی
نام:
ایمیل:
* نظر: