مجله خبری لحظه نما| اخبار روز، آشپزی، دکوراسیون، سبک زندگی
کد خبر: ۲۳۵۴۵
تاریخ انتشار: ۲۳ تير ۱۳۹۵ - ۱۰:۰۰
تعداد بازدید: ۹۷۹
مهارت های ارتباطی در زندگی زناشویی - قدرت کلام به حدی است که باید برای ادای آن، بسیار بکوشیم و به آن توجه کنیم؛ ولی بسیاری از ما به آن بی توجه هستیم و گاه بدون آنکه بخواهیم
فروش اسید فسفریک
هیولاهای مرموز
نرخ ارز
سخن قاطعانه، نظر منصفانه
مهارت های ارتباطی در زندگی زناشویی
مجله خبری لحظه نما:گفت وگو یکی از مهمترین راه های برقراری ارتباط بین افراد، از جمله همسران ، است؛ البته روان شناسان معتقدند ما بسیاری از پیام های خود را از طریق زبان بدن، حرف زدنهای مکرر در ذهن خود و نیز ازطریق پالس های افکارمان به یکدیگر مخابره می کنیم. ولی نوع بیانی که هنگام گفت وگو انتخاب می کنیم هم تا حد زیادی می تواند در نحوه برقراری ارتباط ماموثر واقع شود. گاه انتقال یک کلام، حتی در قالب پیام کوتاه می تواند رابطه ای را با مشکل مواجه کند و به آن پایان دهد و یا برعکس دوباره جان تازه ای به ان ببخشد. درواقع قدرت کلام به حدی است که باید برای ادای آن، بسیار بکوشیم و به آن توجه کنیم؛ ولی متاسفانه بسیاری از ما خیلی به آن بی توجه هستیم و گاه بدون آنکه بخواهیم، به دلایل مختلف با کلام خود، هم به یکدیگر و هم به رابطه مان آسیب های اساسی می زنیم. اما چگونه می توانیم بیشتر مراقب زبان و کلام خود باشیم و از این طریق، ارتباط بهتری را تجربه کنیم؟

ارتباط کلامی و غیرکلامی
به طورکلی کیفیت ارتباط خوب درهر رابطه ای، به ویژه در ارتباط زناشویی، به میزان مهارت دو طرف رابطه بستگی دارد؛ البته گاهی این ارتباط می تواند به طور غیرکلامی نیز ابراز شود؛ یعنی اگر کسی در مورد موضوع مهمی اظهارنظر هم نکند، می توان گفت در سطح غیرکلامی با طرف مقابل در ارتباط است، ولو با توجه منفی. اما اینکه این پیام ها چطور برداشت می شوند، به پیشینه آن فرد و نیز افرادی که در آن خانواده در درکنار هم هستند، وابسته است، مثلا شاید یک غریبه که تازه وارد فضای خانواده می شود این نوع ارتباط را به حساب بی اعتنایی آن فرد بگذارد یا تصور کند بقیه اعضای خانواده خیلی برایش اهمیتی ندارند. گاهی هم افراد در انجام برخی امور دخالتی نمی کنند؛ چون به دیگران اعتماد دارند و نیازی نمی بینند درهمه کارها مداخله کنند. درهرصورت می توان گفت ارتباط، همیشه دردو سطح کلامی و غیرکلامی اتفاق می افتد و ارتباطات غیرکلامی نیز به خیلی چیزها بستگی دارد.

تاثیر نوع ارتباط
بنابر اعتقاد روان شناسان، سطح غیرکلامی ارتباط، تاثیر بیشتری برمخاطب دارد؛ یعنی آن قدر که طرف مقابلتان از رفتارهای غیرکلامی شما می تواند برداشت کند، شاید نتواند روی حرفهای شما حساب کند؛ پس می توان گفت ۷۰ درصد ارتباط، در بخش غیرکلامی صورت می گیرد؛ برای مثال ممکن است درارتباطات زناشویی دوطرف به یکدیگر بگویند که به هم علاقه دارند، ولی درعمل و ارتباط غیرکلامی این علاقه مشهود نباشد. رفتارهای غیرکلامی، شامل زبان یا حالت بدن و نیز حالت چهره ماست؛ پس اگر بتوانیم سطح ارتباط غیرکلامی خود را با حرفی که می زنیم متناسب کنیم، ارتباط موثرتری خواهیم داشت؛ یعنی وقتی با طرف مقابل صحبت می کنیم ولی ارتباط چشمی برقرار نمی کنیم و به چهره او نگاه نمی کنیم، انگار به زور به حرفهایش گوش می دهیم و همین موضوع از تاثیر کلام طرف مقابل کم خواهد کرد.

تاثیرالگوی رفتاری پیشینه ما
هرکس با توجه به ارتباطی که از بچگی بین اعضای خانواده اش وجود داشته و همچنین پیشینه الگوی رفتاری که به ویژه بین والدین خود مشاهده کرده است، مدل ارتباطی خود را مشخص میکند؛ پس می توان گفت افرادی که در خانواده های موفق بزرگ می شوند، یعنی اعضای خانه ارتباط خوبی با همدیگر دارند، راه برقراری ارتباط درست با یکدیگر را یاد میگیرند، درغیر این صورت افراد دراینده در ارتباطات خود دچار مشکل می شوند و این مسئله هم در تمام ارتباطات ما، مانند ارتباط با همسر، همکار دوستان یا سایر اعضای خانواده، مشهود خواهد بود؛ پس می توان گفت ما ناگزیر از برقراری ارتباط با دیگران هستیم و درواقع ارتباط مانند چتری است که ما درهرلحظه و هر ساعت در سایه آن، هستیم و هر شخصی که درمقابل ما قرار می گیرد، به نوعی با او ارتباط برقرار میکنیم، حتی اگر در سطح کلامی هم نباشد.

برقراری ارتباط
اینکه ما از حرف زدن گریزان هستیم یا خیر، به این موضوع برمی گردد که در ارتباط تا چه حد طرف مقابل خود را محق میدانیم و چه چیزهایی را رعایت می کنیم، اصلا چطور میتوان با چنین افرادی که از مذاکره گریزانند، صحبت کرد. با توجه به اینکه ارتباط، دوسویه است، زمانی هم که مشکلی پیش می آید، حتما دو طرف تا حدودی مقصر هستند، ولی با این وجود وقتی یک نفر در ارتباط تغییر می کند، طرف مقابل نیز به ناچار باید خودش را تغییر دهد.

شخصیتهای متفاوت ارتباطات متفاوت
افراد سلطه پذیر
معمولا افراد در ارتباط به چند دسته تقسیم می شوند؛ بعضی افراد سلطه پذیر یا منفعل هستند و احساس می کنند همیشه حق با طرف مقابل است؛ حتی اگرواقعا این موضوع را قبول نداشته باشند، طوری وانمود میکنند که گویای حق با طرف مقابل است؛ البته دلایل مختلفی برای این نوع رفتارها وجود دارد که یکی از دلایل مهم آن ترس از بروز تعارض واختلاف نظربا طرف مقابل است. درضمن این افراد خیلی به خود و احساساتشان بها نمی دهند و معمولا در هر ارتباطی راضی هستند؛ چون حق زیادی برای خود قائل نیستند و به مرورزمان ازلحاظ روحی آسیب می بینند.

افراد سلطه گر
عده ای دیگر، افراد سلطه گرهستند؛ یعنی دقیقا برعکس تیپ قبلی، سعی می کنند در ارتباط حرف خودشان را پیش ببرند و خیلی مستقیم حرفشان را نمی زنند و همیشه از موضع بالا با طرف مقابل برخورد میکنند و بدون اینکه توجه زیادی به درخواستهای طرف مقابل داشته باشند، همیشه، مخصوصا در ارتباط، حق را به خودشان میدهند و سعی میکنند هرطور شده طرف مقابل را متقاعد کنند که حق با انهاست؛ البته این افراد در کوتاه مدت شاید بتوانند موفق باشند ولی در درازمدت حتما شکست می خورند؛ زیرا معمولا پرخاشگری های شدیدی دارند و گاهی دچار افسردگی می شوند، چون به تدریج که ارتباط پیش می رود، ممکن است مخاطب آنها تحمل چنین رفتارها و ویژگی هایی را نداشته باشد و نتواند بیش از این ارتباط برقرار کند.

افراد قاطع
بعضی افراد در ارتباطشان قاطع هستند؛ یعنی به نوعی می توان گفت نه سلطه گرند و نه سلطه پذیر ارتباطات این افراد معمولا مستقیم است؛ یعنی با طرف مقابل صریح صحبت می کنند، کنایه نمی زنند و خیلی به طرفشان احترام می گذارند و در ارتباط به دنبال این هستند که هم حقوق خودشان برآورده شود و هم طرف مقابلشان؛ چون میدانند ارتباط یک طرفه نیست. این افراد به جای مقصردانستن خودشان یا طرف مقابل، به راه حل ها فکر می کنند؛ یعنی به جای بررسی مشکل، معمولا درپی راه حل ها هستند. آنان مسئله مدارند و در برخورد با هر فرد، نکات مثبت و منفی او را می بینند.

موانع برقراری ارتباط موثر
معمولا افراد در ارتباطات، طرف مقابل خود را قضاوت می کنند؛ یعنی کارهای او را ارزیابی می کنند و درنهایت هم برچسب خوب و بد برآن می زنند و دراصل تلاشی برای درک مخاطبشان نمی کنند. در این روابط، افراد یکدیگر را تهدید می کنند و مثلا می گویند: «اگه این رفتار رو ادامه بدی، ترکت می کنم.» احتمالا همه ما هرکدام از این رفتارها را در خود می بینیم، ولی یکی از آنها در ما غالب است؛ در صورتی که بهتراست در روابطمان انعطاف پذیرباشیم؛ مثلا امکان دارد در جایی سکوت کنیم، اما سکوتمان معنای خاصی داشته باشد. فراموش نکنیم در ارتباط موثر بسیار مهم است که حرف خود را در زمان مناسب بزنیم و بدانیم اگر یکی از طرفین در ارتباط تغییر کند، طرف مقابل نیز خواه ناخواه تغییر خواهد کرد.

دنبال مقصر نباشیم
وقتی ارتباطی با مشکل مواجه شود، اغلب افراد مشکل را در وجود طرف مقابل جست وجو می کنند؛ درحالی که باید بدانند تا زمانی که در ارتباط، طرف مقابل را مقصرتلقی کنند، به دنبال نواقص رفتاری خود نخواهند بود و آنها را برطرف نخواهند کرد. درواقع بهتراست درارتباط، قبل ازهرچیز با طرف مقابل خود، چه درسطح کلامی و چه در سطح غیرکلامی، هماهنگ شویم؛ چرا که همنوایی زمانی اتفاق می افتد که ما طرف مقابل خود را ارزیابی یا قضاوت نکنیم و اجازه بدهیم طرفمان حرفهایش را بزند و ما هم سعی کنیم خودمان را جای او بگذاریم و مشکل را از زاویه دید او نگاه کنیم و نیز در سطح ارتباط کلامی و غیرکلامی با هم هماهنگ باشیم؛ یعنی اگر در کلام به طرف مقابل خود میگوییم که او را بخشیده ایم، با حالات و رفتار خود هم همین پیام را به او منتقل کنیم.
جدیدترین روش جوانسازی واژینال
سبک زندگی
کودک وبانوان
گردشگری
فناوری اطلاعات
سلامت
آشپزی
چهره ها
دکوراسیون
رازهای موفقیت
سرگرمی
نام:
ایمیل:
* نظر: