مجله خبری لحظه نما| اخبار روز، آشپزی، دکوراسیون، سبک زندگی
کد خبر: ۲۳۵۷۷
تاریخ انتشار: ۲۸ تير ۱۳۹۵ - ۱۰:۳۰
تعداد بازدید: ۱۰۳۴
چطور با ناامیدی مقابله کنیم؟ اگر به شما احساس ناامیدی دست داد، بار دیگر روی اولویت های زندگی تان متمرکز شوید و برای خود انگیزه ایجاد کنید.
فروش اسید فسفریک
هیولاهای مرموز
نرخ ارز
تسلیم نشو
مجله خبری لحظه نما:هر شخصی در زندگی با مشکلاتی مواجه می شود. به همین دلیل، گاه دیگر نمی تواند راه پیشین را ادامه دهد؛ در نتیجه، تسلیم می شود! بی شک هریک از ما در زندگی احساس کرده ایم که هرگز نمی توانیم به اهداف و ارزوهایمان دست یابیم؛ چون بیرون انداختن دستمال کاغذی بسیار راحت تر از حفظ آن است! اگر به شما احساس ناامیدی دست داد، بار دیگر روی اولویت های زندگی تان متمرکز شوید و برای خود انگیزه ایجاد کنید. به این ترتیب، یاد میگیرید که پیش از تلاش کردن، هرگز تسلیم نشوید.

اهداف فعال خود را نشان دهید
خود را ارزش گذاری کنید؛ یعنی، در ابتدا، موضوعی را بیابید که برایتان مشکل به وجود آورده است: شغل شما یا شهرت و ثروت تان؟ این اقدام همان برداشتن اولین قدم درراه موفقیت است؛ بنابراین در ابتدا باید اهدافی را بیابید که دربلندمدت باعث ایجاده انگیزه در شما می شوند.

در قدم بعدی، سعی کنید بفهمید چه موضوعی ذهنتان را درگیر کرده است؛ تربیت، خانواده، پول، ظاهر، موفقیت یا تحصیلات تان؟ کدام یک از این موارد شما را دچار استرس می کنند؟ از خودتان بپرسید از زندگی چه می خواهید؛ برای مثال، شغلی مناسب که به خوبی از عهده اش برآیید یا شغلی که با آن به دیگران کمک کنید؟!

اهدافتان را به ترتیب از مهم ترین تا کم اهمیت ترین مورد یادداشت کنید. آن گاه ارزش هریک را در زندگی خود تخمین بزنید؛ برای مثال، برای رسیدن به آن اهداف، چه انگیزه ای لازم است؟ همچنین بر مبنای این اهداف ارزش گذاری خود را برای زندگی مشخص کنید؛ برای مثال، همیشه درنظرداشته اید که دکتر شوید و به مردم کمک کنید. خب، در ابتدا باید راهی برای ورود به دانشکده علوم پزشکی بیابید تا بتوانید اندکی به هدف خود نزدیک شوید.

اهداف خود را دوباره ارزیابی کنید و آنها را با انگیزه های شخصی تان مقایسه نمایید. آیا انگیزه های شما مخالف اهد افتان هستند؟ یا با آنها در یک راستا قرار دارند؟

خب، آرزوی شما دکترشدن است: ولی هدفتان کمک به مردم نیست؛ بلکه تفکر ذهنی شما دستیابی به پول فراوان است. آیا این موضوع با خلق وخو و روحیات شما هماهنگ است؟ یا این که در مدت زمان طولانی از شغل خود دل زده می شوید؟

اهداف بلند مدت و کوتاه مدت تان را تنظیم کنید و سپس با دقت اهد افتان را طبقه بندی نمایید. اهداف کوتاه مدت همانند نشانه هایی هستند که در جاده زندگی وجود دارند و شما را به اهداف بلند مدت می رسانند. بی شک در آینده ای نزدیک، اهدافتان به شما کمک می کنند تا در کار خود پیشرفت کنید و خواسته خود را تا انتها پیش ببرید. بیندیشید که در آینده می خواهید چه چیزی را به دست آورید (هدف بلند مدت) و چگونه می خواهید به آن برسید (هدف کوتاه مدت). اهداف خود را روی کاغذ بنویسید و به آنها شکل دهید؛ برای مثال، هدف کوتاه مدت شما  این است : به خوبی درس بخوانید و تکالیفتان را انجام دهید تا این نمرہ خوبی به دست آورید. این امر منجر به تحقق هدف بلند مدت شما، یعنی قبولی در دانشگاه، خواهد شد.

یک دفترچه درست کنید، موارد یادداشت شده را در زمان های مختلف مطالعه کنید و موضوعات گوناگون را بررسی نمایید. گاه اهدافتان را بازبینی کنید و آنها را در راهی مناسب به کار بگیرید. البته باید در این راه واقع بین باشید؛ اما اگر اهدافی بی دلیل و غیرواقعی داشته باشید، بی شک در زندگی شکست میخورید. افرادی که همیشه در پی کار مناسب، خانه و زندگی خوب اند افرادی کمال گرا هستند. در واقع، تلاش برای خوب بودن عالی است؛ اما اگر شما به این موضوعات بیش از اندازه اهمیت دهید، همواره در زندگی ناراحت و نا امید خواهید بود.

بالاترین سطح را ببینید، ولی به اهداف دست یافتنی هم فکر کنید. از این رو، همیشه اهدافی را مد نظر داشته باشید که ذهن شما را به مبارزه می طلبند و از سوی دیگر، هرگز به شکست فکر نکنید؛ برای مثال، هدف شما قبولی در برترین دانشگاه است؛ اما باید خودتان را برای به درست نیاوردن این هدف نیز آماده کنید و در کنار آن، اهدافی دردسترس تر هم در سر بپرورانید. در هر کاری، هدف کوتاه یا بلند مدت مؤثر نخواهد بود؛ بنابراین در ابتدا از جزئیات شروع کنید؛ برای مثال، بگویید: «امسال می خواهم در پایه سوم دبیرستان، در نمرات درسی ام پیشرفت بیشتری داشته باشم.» اهداف واقع بینانه باعث می شوند که اعتماد به نفس بیشتری به دست آورید و از شکست نهراسید.

در قدم بعدی، اقدامات بزرگ خود را به قسمتهای کوچک تر تقسیم کنید. به این معنی که برنامه ریزی بلند مدت خود را در کنار اهداف کوتاه مدت تان قرار دهید. این موضوع به شما کمک میکند تا در هدفتان پایدار بمانید؛ همچنین اجازه نمیدهد که تسلیم شوید. در نتیجه، می توانید اهدافتان را در کنترل خود بگیرید.

شاید هدفی علمی برای خود برگزیده اید؛ برای مثال، می خواهید معلم دبیرستان شوید. در نتیجه این تفکر، برنامه ریزی بلند مدتی انجام می دهید، به دانشگاه میروید و لیسانستان را دریافت می کنید. آنگاه با دریافت مدرک به هدفتان نزدیک تر می شوید. در عین حال، در کوتاه مدت می توانید بر روی نمراتی که در دروس مختلف می گیرید تمرکز کنید و برنامه ریزی لازم را برای برای هرکدام از برنامه هایتان نقشه ای مجزا ترسیم کنید و آنها را از کوچکترین به بزرگترین بچینید؛ اما همواره به یاد داشته باشید که در ذهن خود افکار بزرگ داشته باشید.

در مسیر صحیح گام بردارید و خود را با شرایط وقف دهید. همواره گام به گام قدم بردارید تا به پیشرفت چشمگیری دست یابید. این کار باعث می شود که بر روى تمام کارهایتان تمرکز داشته باشید. به این ترتیب، متوجه می شوید که آیا باید در اهدافتان تجدیدنظر کنید یا خیر. همیشه کاری ثابت و یکنواخت انجام ندهید؛ بلکه انعطاف پذیر باشید؛ برای مثال، اگر شناگر ماهری نشوید، بدین معنی نیست که شکست خورده اید و تمامی راه های موفقیت شما بسته شده است. در حقیقت، شاید شما در حرفه دیگری موفق باشید. از تجربیات و مهارتهای جدید استفاده کنید تا به تغییرات جدیدی دست یافته و هر روز پیشرفت کنید. در ابتدای راه، فکر کنید که فردی تازه کار هستید و باید چالش های پیش رو استقبال خواهید کرد.

موفقیت هایتان را جشن بگیرید و اهداف و فعالیت هایتان را به بخش های مختلف تقسیم کنید. این امر بسیار مهم است، اما نکته مهم تر تشخیص موفقیت و تجلیل از آن است. به خود اجازہ دهید که از پیروزی لذت ببرید: حتی اگر این پیروزی بسیار کوچک باشد. جشن گرفتن موفقیت ها باعث ایجاد انگیزه در شما می شود و شما را در پیشبرد اهدافتان ترغیب می کند. بی شک زمانی که به جایگاه والایی رسیدید خودتان بیشترین لذت را خواهید برد؛ برای مثال، به تعطیلات بروید، فیلمی جدید ببینید یا حتی با گردشی کوتاه روزتان را سپری کنید. به این ترتیب، با ارتقای عزت نفسی خود می توانید پلههای ترقی را طی کرده و به دستاوردهای مهمی دست یابید.

از شکست نترسید. بی شک شما هم در مسیرتان با مشکلاتی مواجه خواهید شد؛ اما به هیچ وجه نباید بترسید، بلکه شکست را پله ای برای پیشرفت درنظر بگیرید. نا امید نشوید و از اشتباهات خود درس بگیرید. در مواجهه با مشکلات و سختی ها وحشت و هراس نداشته باشید و فکر نکنید که شکست خورده اید؛ بلکه با آنها مقابله کنید و اتفاقات پیش رو را ارزیابی کنید. اگر در کاری شکست خوردید، علت آن را بیابید: برنامه ریزی غلط، اشتباه انجام دادن کاریا نداشتن آمادگی برای عرضه؟! کدام یک دلیل شکست شما هستند؟ آن را یادداشت کنید.

استرس و نگرانی تان را مدیریت کنید و حمایت کننده ای بزرگ داشته باشید. اگر افرادی وجود داشته باشند که برای انجام دادن کارهای سخت ترغیبتان کنند، آنگاه کارها آسان می شوند. این افراد می توانند دوستان، خانواده ، همسرایی افرادی باشند که ارتباط نزدیکی با آنها دارید.
البته قرار نیست که این حامیان چندان بزرگ یا دور از دسترس باشند؛ بلکه افرادی از میان دوستان  نزدیک شما می توانند راهنمایی تان کنند، بنابراین وقت تان را با دوستان نزدیک یا خانواده تان بگذرانید  و با آنها صحت و مشورت کنید. این کار برای آن است که بدانید یک نفر پشتیبان شماست.
در پی افرادی باشید که بتوانید از تجربیاتشان در زندگی خود استفاده کنید و آنها را به کار بگیرید. از افرادی که باعث ناراحتی شما می شوند دوری جویید. در حقیقت، تفاوت بزرگی میان نگرانی و مراقبت است، زیرا مراقبت شبیه سرمایه گذاری و حتی هدف گذاری است؛ اما نگرانی به این معناست که شما برای آینده تان تلاش میکنید، ولی بیشتر روی موانع پیش رو تمرکز کرده اید.
بر اموری تمرکز کنید که می توانید آنها را به کنترل خود درآورید. گاه در زندگی با رویدادهای پیش بینی نشده ای مواجه می شوید که نمی توانید انها را تحت کنترل دراورید و مجبور هستید با انها کنار بیایید. در این مواقع، همیشه عاملی برای تشویق خود داشته باشید و همواره این جملات را با خود تکرار کنید: «شاید از موضوعی نگران باشم؛ ولی سعی می کنم که ان را به درستی انجام دهم."

تمامی امور را از جنبه مثبت نگاه کنید و از افکار مخرب دوری نمایید، برای مثال، هرچند رد شدن در یک پایه تحصیلی امری نامطولب است، نمی تواند باعث ترک تحصیل شما شود، حتی اگر در مسابقات شنا نفر آخر شدید، به این معنا نیست که دنیا به آخر رسیده است. شما باید به این فکر کنید که از موهبت زندگی، تنی سالم و همراهانی بهره مندید که شما را دوست دارند، بنابراین برای این داشته ها شکرگزار باشید.

آرام و سنجیده قدم بردارید. اگر استرس داشته باشید، اهدافتان را گم می کنید، بنابراین راههایی را بیابید که به شما آرامش می دهند. دلسردی، بدبینی و خستگی روحی و روانی را از خود دور کنید. بدن و ذهن شما آرامش می یابد. در نتیجه، تلاش شما برای رسیدن به هدف تأثیرگذارتر خواهد  شد. برای کسب آرامش، به تعطیلات بروید ، یوگا انجام دهید، شنا کنید و در آخرهفته، خود را از نظر ذهنی و جسمی به آرامش برسانید .

سبک زندگی سالم را برگزینید. تمرینات و رژیم غذایی مناسب سبب می شوند که اندامی ایده آل داشته باشید. این تمرینات باعث آزادسازی اندروفین می شوند، جریان خون را سرعت می بخشند و انرژی را در بدنتان افزایش می دهند. بدین ترتیب، شما حس و حال بهتری پیدا می کنید. حداقل هفته ای سی دقیقه از وقت خود را به ورزش و تمرین بگذرانید. در عین حال، خویشتن را از نظر ذهنی هم تقویت کنید.

درست و منظم غذا بخورید. منظم غذا خوردن و استفاده از غذاهای کم کالری قند شما را تنظیم می کند. این نحوه تغذیه شامل خوردن وعده صبحانه، سبزیجات، انواع میوه ها وغلات است.
از این که کسی به شما کمک کند نترسید. هرکسی در برهه ای از زندگی احساس شکست و درماندگی می کند. اگر درگیر این احساس شدید، از این دوره به تنهایی عبور نکنید. از کسی کمک بگیرید تا شما را همراهی کند؛ اما اگر این احساس نومیدی برای مدت زمان طولانی ادامه پیدا کرد، با روان شناس مشورت کنید و اجازه ندهید که افسردگی خللی در زندگی تان ایجاد کند.
جدیدترین روش جوانسازی واژینال
سبک زندگی
کودک وبانوان
گردشگری
فناوری اطلاعات
سلامت
آشپزی
چهره ها
دکوراسیون
رازهای موفقیت
سرگرمی
نام:
ایمیل:
* نظر: