مجله خبری لحظه نما| اخبار روز، آشپزی، دکوراسیون، سبک زندگی
کد خبر: ۲۳۵۹۱
تاریخ انتشار: ۳۰ تير ۱۳۹۵ - ۱۰:۳۰
تعداد بازدید: ۲۲۱۷
گپ و گفت با جواد خیابانی پرکارترین گزارشگر یورو ۲۰۱۶ : گیر دادن به من پز روشنفکری است
فروش اسید فسفریک
هیولاهای مرموز
نرخ ارز
مجله خبری لحظه نما: جواد خیابانی همیشه حرف هایی خواندنی دارد حتی وقتی قرار است درباره شیوه گزارشگری اش حرف نزنیم.

راست می گوید: سوژه است فرقی ندارد که با هیجان فوق العاده بگوید: «ر تهرته...» یا گل دوم کرواسی را فقط از صحنه ورود اتوبپا به دروازه گزارشی کند. «جواد خیابانی» در هر دو حال، سوژه شبکه های اجتماعی است و حتی بهترین و کم حاشیه ترین گزارش هایش سوژه دست همه میدهد. بحث کردن با او درباره شیوه گزارشگری اش مثل فیلمهای مد این روزها «پایان باز» دارد و هیچ گاه تمام نمیشود. پس قرار گذاشتیم تا جایی که می شود و گفت وگو راه می دهد درباره خود تورنمنت قهرمانی اروپا ولذت تماشای فوتبال حرف بزنیم. چون او در ماه گذشته، بیش از هزار دقیقه روی آنتن بوده و بازیها (۹ بازی از جام ملتهای اروپا و فینال کوپا آمریکا: یعنی یک چهارم بازیها) را گزارش کرده و باید تحلیلی خوبی از فوتبال ها داشته باشد. قراری که اولش به خوبی به آن پایبند ماندیم ولی در ادامه...

کدام تیم ملی را بعد از ایران دوست داری؟
طرفدار ارژانتینم. کلا طرفدار تیم هایی هستم که لاتینی بازی می کنند.

در این یورو چی؟
در این جام ایتالیا را دوست داشتم. پرشور بود. تیمهای «کنته» را دوست دارم چون تیم وحشی ای می سازد از بازیکنانش، تیم های وحشی را دوست دارم. یعنی ان حسی که مربی به بازیکن القا می کند مهم است. ببینا شوری که کلینزمن در المان ۲۰۰۶ داشت، هیچ مربی المانی دیگری نداشته. به همین خاطر آن آلمان با اینکه هیچی نشد، پرشورتر از المانی بود که قهرمان جهان در ۱۴ ۲۰ شد. همیشه گفته ام تیم هایی را که با مبنای امریکای لاتین بازی می کنند دوست دارم. حتی مسخره ام کرده اند ولی باز تاکید می کنم؛ یونان، اسپانیا، پرتغالی و ترکیه. ان شور ورزشگاه و فوتبال پرانرژی را دوست دارم.

پرتغالی که قهرمان شد، از نظر تودوست داشتنی بود؟
 با اینکه پرتغالی قهرمان شد، ولی با انرژی بازی نکرد و به دلم ننشست. شاید تنها پرشورهای پرتغال، رونالدو و سانچز بودند. این ولع ناتمام رونالدورادوست دارم که دنبال افتخارات بیشتر و قهرمانی بیشتر است و خسته نمی شود از جام گرفتن مثلاشور ایسلند را چه کسی دوست نداشت؟ یا بازی کرواسی را چه کسی نپسندید؟ اینها باشور و انرژی به زمین می آیند...

و خب حاشیه ها و کنایه تو را رها نمی کند!
جوکها یک طرف، فوتبالی طرف دیگر درباره جوکها که همیشه گفته ام خوشحالم مردم می خندند ولی من اینقدر در فوتبال جوک نمی گویم که جوک می سازند. اینها به این دلیل است که سوژه هستم.

هرجوکی یک فیدبک به کار تووشیوه گزارشت است.
 من چه در این جام، چه در جام جهانی ۲۰۱۴، فیدبک بدی نسبت به گزارش هایم نگرفتم و به نظر خودم گزارش هایم بد نبود. بازی الجزایر آلمان من یا روسیه الجزایر من چه مشکلی داشت؟ ولی همیشه سوژه هستم. مثلا در بازی سوئیسی-فرانسه (جام جهانی بزریل) من می گویم: «اوتمار هیتسفیلد عموش در ارتش نازی بوده» دقت کن! عموش، هنوز بازی تمام نشده در یکی از این صفحه ها می نویسنداین شعور ندارد که بفهمد سن هیتسفیلد به ارتش نازی نمی رسد.

حرف زدن درباره عموی هیتسفیلد چه لزومی دارد؟
خب وقتی یک لحظه تصویر او را نشان میدهد، بد نیست دربارهاش حرف بزنی. چرا نه؟ اتفاقا خوب است بگویی. اصلا فکر می کنی این جمله چند ثانیه طول کشید؟ چهار ثانیه هم نشد. از یک بازی ۹۰ دقیقه ای همین چهار ثانیه راسوژه می کنند.

یعنی از قبل برای همین جمله هم برنامه ریزی کرده بودی؟
بله. برای همه حرفهایم برنامه ریزی دارم. کاش اطلاعات بازیها را برای تان می آوردم که ببینید چه اطلاعاتی برای هربازی دارم و چطور آنها را به دست آورده ام و کنار اسم هر بازیکن در ارنج تیمها، چه چیزهایی نوشته ام.

البته سرجواد خیابانی این روزها خلوت تراز قبل شده، دیگر استیج کمتر می رود و خب میرسد که اطلاعات تازه بگیرد و...
 کی گفته؟ من این حرف را قبول نمی کنم. سر پایان نامه پوستم کنده شده ولی کارم را هم رها نکرده ام.

انگار قبلا جزوه ای دست خیابانی رسیده که همین الان سر گزارش دارد ان را مطالعه می کند و از رویش می خواند.
هیچ کسی، هیچ کسی مثل من تنها خودش اطلاعات را جمع نمی کند. بله کسانی هستند که گروه تحقیق دارند و اطلاعات را از آنها می گیرند، ولی هیچ کسی مثل من نیست که خودش برود پای اینترنت بنشیند و اطلاعات را بگیرد.

حالا این مزیتی هم نیست!
 نمی گویم مزیت است ولی همه اطلاعاتم را خودم کسب می کنم و می نویسم. من در طول ۲۲ سال در کل کشور، هزار و ۲۳۳ استیج برنامه اجرا کرده ام، سه هزار و ۷۹۰ بازی هم گزارش کردهام؛ از بازی یک دقیقه ای بگیر تا ۹۰ دقیقهای همه اینهارامن روی نوار یا دی وی دی یا هارد دارم همه این ۹ بازی اروپایی این دوره رابعداز گزارش هایم. حداقل سه باردیگردیده ام خو م تحلیل کرده ام وحساب کرده ام که در ۹۰ دقیقه بازی چقدر حرف زده ام و نقد کرده ام.

چقدر حرف زده ای؟
 من در هر ۹۰ دقیقه به طور متوسط ۶۳ دقیقه حرف میزنم و ۲۷ دقیقه سکوت محض دارم. استانداردی هم ندارد که بگویم چگونه باید باشد. نسبت به عربهاخ ب خیلی زیاد حرف زده ام چون آنها را دیده ام (مثلا در بازی سپاهان و الاتحاد) چطور گزارش می کنند. یک دفعه دیدم که گزارشگر، وقت بازی نیست! رفت چایی اش را خورد و برگشت. به خدا قسم!

پس از او یاد گرفته ای که یک دفعه وسط بازی نیستی یا چیزی میخوری!
در سابقه من چنین چیزی نیست. امکان نداشته که من در حین بازی چیزی خورده باشم!

آب نمی خوری؟
الان اب چیزی است؟ غذاست؟ آب صدادارد؟

خب پس آن صدای در آبمیوه که باز کردی و شنیده شد، چه بود؟
 شاید در قوطی را باز کرده ام، خب الان این ایرادی دارد؟ منظورم این است که غذا نمی خورم. تخمه نمی شکنم! آب و نوشابه ایراد دارد؟ کیفیت گزارش را خراب می کند؟ باید به صدابردارمی گفتم صدارا قطع کن تا من در این نوشابه را باز کنم، نگفتم اشتباه کردم. الان من را ببرید پای جوخه اعدام!

اینها از سوژه بودن می آید.
 چرا آخر؟ ولی الان من حاضرم گزارش همین ۹ بازی ام ر اگوش کنید.امکان ندارد در این بازی ها اسم بازیکنان را اشتباه گفته باشم یا بازیکنی را پیدا نکرده باشیم. هر ۹ تارا سه بار دیده ام و چنین چیزی امکان ندارد. در بازی ایتالیا بلژیک یک اشتباه می کنم؛ یک لحظه تره زگه را نشان می دهد و من می گویم که «روبرتو دی متئو... نه معذرت می خوام دیوید ترمزگه». همه جا پر شد که این بی سواد است. بازیکنان را نمی شناسد و... بابا دو ثانیه هم نشد که اشتباهم را اصلاح کردم.

ولی خب وقتی گزارش می کنی ومثلابه اخوان پیروانی و برادران ژاکای گیر می دهی روی اعصاب می رود. قبول نداری؟
خب چون از نظر من جالب است. باید برای مخاطبم بگویم تا این جذابیت را در ک کند. من این موضوع برادران ژاکا را فقط سه بار گفته ام. اگر شد چهار بار، باید خیابانی را اعدام کنند؟ میدانی اصل

قضیه چیست؟
 گیر دادن به من يک جور اپیدمی شده. اینکه جواد خیابانی را بزنیم یک جور پز روشنفکری شده. همه می گویند به به این هم علیه جواد خیابانی شد. در حالی که من هم مثل بقیه دارم از فوتبال لذت می برم چرا جا می اندازید و می گویید که جواد خیابانی دیگر کارنمی کند، تحقیق نمی کند. بررسی نمی کند؟ همین الان سوال کن و درباره بازیکنان بپرس-.(درجا، نام یازده بازیکن تیم ایسلند را با توصیف چهره و محل بازی اش در زمین فوتبال می گوید)

تیمهای دوست داشتنی ام
دورتموند از لیگ آلمان
رموناپولی ازلیگ ایتالیا
آرسنال از لیگ انگلیس

منم بلدم!
در ژانویه ۲۰۰۵ با خرج خودم در کلاسی که در ترکیه برگزار شد و گزارشگران برتر دنیا هم حضور داشتند، شرکت کردم و تنها کسی هستم که از ایران در این کلاس ها شرکت کرد. بعدها هم در کلاسهای خودمان شرکت کردم. اینها را برای پز نمی گویم؛ ولی می گویند فلاتی کارشناسی ارشد است، خب من هم هستم. فلانی زبانش خوب است، خب من هم زبان می دانم. فلانی فوتبال را بلد است، خب من هم بلدم. چرا این ایرادها را می گیرید؟

من حسودم؟
سر مسابقات «آقای گزارشگر» گفتند این از حسودی اش به بقیه نمره کم می دهد. خب پس اینهایی که نمره آوردهاند و الان مشغولند از چه کسی نمره گرفته اند؟ یکی شان در تبریز مشغول گزارش بازی است، یکی شان والیبال گزارش می کند، یکی شان در همین جام بازیهارا گزارش کرد. چه کسی حسوداست؟ منی که بعضی از پنج نفر اول را به تهیه کننده معرفی کرده ام، یا آنهایی که این چیزها را درباره من می سازند؟

جدیدترین روش جوانسازی واژینال
سبک زندگی
کودک وبانوان
گردشگری
فناوری اطلاعات
سلامت
آشپزی
چهره ها
دکوراسیون
رازهای موفقیت
سرگرمی
نام:
ایمیل:
* نظر: