مجله خبری لحظه نما| اخبار روز، آشپزی، دکوراسیون، سبک زندگی
کد خبر: ۲۳۶۰۲
تاریخ انتشار: ۳۱ تير ۱۳۹۵ - ۱۲:۳۰
تعداد بازدید: ۲۴۵۳
چطور در زندگی قوی باشیم - تصور کنید که اکنون در میدان جنگ هستیم. میدانی که دو چیز را با هم برای ما تداعی می کند: نخست «تدافع» و دیگری «تهاجم».
فروش اسید فسفریک
هیولاهای مرموز
نرخ ارز
مجله خبری لحظه نما:«دنیا ارزشش را ندارد.» این جمله را بارها شنیده ایم؛ حتی بارها هم در کتابها خوانده ایم که به دنیا و هرچه در آن هست نباید دل بست یا برای آنها جنگید؛ ولی شنیده ها و خوانده هایمان با چیزهایی که این روزها می بینیم عجیب متفاوت اند. اگر دنیا ارزشش را ندارد، چرا آن مرد دستفروش، خانواده و کشورش را رها کرده است و ادامه زندگی اش را کنار خیابانهای شهری غریب می گذراند و با احساساتش میجنگد؟! چرا ان زن قسم خورده است که تا آخر عمر تنها بماند؟! یا ان ادمی که می گفت دنیا مثل اسب پیش کشی است و نباید دندانهای آن را شمرد، دیگر بی خیال این حرفها شده است؟! چرا ادم سرزنده گذشته، برای ازدست دادن دلبستگیهای دنیایی اش مجبور شده در جلسات روان شناسی، مدام نفس عمیق بکشد و خودش را خالی کند؟! چرا ان پیرمرد هنگام نصیحت کردن به پسرش به این تکیه می کند که باید با دنیا و روزگار کنار آمد؟! اصلا مگر با چیزی که ارزشش را ندارد کنار می آیند؟! «دنیا ارزشش را ندارد.» واقعا؟! پس چرا وقتی که خسته می شویم و شکوه می کنیم و از خودمان می پرسیم ما این جا چه می کنیم جمله مان حالت سؤالی ندارد! چرا وقتی لبخند می زنیم و می گوییم: "بخند تا دنیا به روایت بخندد” لبخندمان حتی درباره خودمان هم فاتحانه نیست ؟! زادگاه ما خاورمیانه است و این یعنی، همیشه جنگ! ما چه بخواهیم و چه نخواهیم تا حدودی مصرف کننده و شاید هم مصرف شونده کلمه و فرهنگ «جنگ» بوده و هستیم. تقریباً هر روز گزارشی تازه ای در این باره در رادیو، تلویزیون و روزنامه ها منتشر می شود. البته شاید یکی از دلایلش این است که زادگاه من و تو در خاورمیانه است و خاورمیانه هم به دلیل وجود نفت و برخی مسائل استراتژیک دیگر، مهد بسیاری از جنگها بوده و همچنان نیز است. بعضی از ما در این مهد یاد گرفته ایم که در زندگی مان بدون دلیل بجنگیم و گاه بعد از جنگ هم، دلیل آن را برای خود توجیه کنیم! شاید در آرشیو ذهنی جامعه ما، جنگ پیش از هر چیز تداعی کننده ماجرای تانک و خاکریز و جبهه و دفاع باشد؛ ولی فراتر از این موضوع متوجه میشویم که هریک از مادر ابعاد دیگری نیز در حال جنگیدن هستیم. جنگی با غمها و لبخند زدن های زورکی و دفاع شخصی، جنگ با هوای نفس، جنگ روانی، مسابقه دادن، رقابت در کنکور، جنگ با بی خوابی، جنگ با افسردگی، درگیری با اضطراب، استرس، هراس و هزاران چیز دیگر...

در مدرسه به ما گفته بودند که دشمن را دست کم نگیرید؛ اما نگفتند که خودمان را دست کم بگیریم یا نه! حالا ما باید با درگیریها و تنش های جامعه بجنگیم؛ زیرا جنگ، این بی رحم پرلطف، ذهنمان را مغشوش کرده تا اعتبار خویش را دوچندان کند و این دیگر ربطی به خاورمیانه و مسائل مربوط به آن ندارد؛ بلکه این فرهنگ در جامعه ما جا افتاده تا بگوید: «شاید جنگ تمام شده باشد، ولی مبارزه همیشه ادامه دارد.» حالا عده ای از ما آدمها، پر از نتیجه گیری های اشتباه از ارتباط بین متغیرهای مختلف جنگ با خودمان هستیم. اگر خوب دقت کنیم، متوجه میشویم که «جنگ هم اکنون ما در زندگی» نام خاصی ندارد. بسیاری از ما نمیدانیم که دفاع است یا پایداری! فقط می دانیم که حمله نیست؛ چون ما عادت نداریم که شروع کننده جنگ باشیم:

حتی در جنگ با مشکلات خودمان! ما منتظر می مانیم که مشکلات به ما حمله کنند وبعد فقط از خودمان دفاع میکنیم؛ زیرا ما دفاع کردن را بیشتر از جنگیدن بلد هستیم. همه اینها را گفتم تا بگویم باید به فکر علاج واقعه قبل از وقوع آن باشیم؛ وگرنه جنگ ما را حتی در مبارزه با خودمان هم شکست خواهد داد.

جنگ ها این قابلیت را دارند که دسته بندی شوند
تصور کنید که اکنون در میدان جنگ هستیم. میدانی که دو چیز را با هم برای ما تداعی می کند: نخست «تدافع» و دیگری «تهاجم». اگر تنها حالت دفاعی به خود بگیریم، سرانجام توانمان را در برابر حمله ها و ضربات پی درپی طرف مقابل از دست خواهیم داد؛ بنابراین گاه بهتر است با توجه به شرایط، با تهاجم حرکت کنیم. مجال استراحت و تجدید قوا را به خود بدهیم و با استفاده از این برنامه، دشمن را به عقب برانیم.

در ادامه، بهتر است موضوع را از زاویه دیگری ببینیم. بر فرض، در میدان جنگ هستیم؛ اما به جای شناسایی موقعیت و حد توانایی دشمن، فقط سنگر می گیریم و تنها با تکنیک جاخالی دادن با او روبه رو می شویم. مگر می شود که در برابر تک دشمن هیچ پاتکی نداشته باشیم؟ اگر درست فکر کنیم، هیچ انسان عاقلی این شیوه را نمی پسندد. حرف من این نیست که تکنیک جاخالی دادن کارایی ندارد؛ بلکه می گویم: «این راه برای زنده ماندن تا زمان اماده شدن یا پیدا کردن سنگر مفید است، نه بیشتر!»

سلاحمان را عوض کنیم تا قوی تر شویم
واقعیت این است که هیچ یک از ما انسان ها نمیتوانیم با ماندن در شرایط فعلی، به خواسته خود برسیم؛ بنابراین بهتر است.

موضوعاتی را که در کنترل ما هستند با واقع بینی و تعهد بیشتری بررسی کنیم. در عین حال، با هر دیدی که به زندگی مان داریم خود   را در میدان حل مسئله ببینیم و دست از بهانه گیری برداریم: زیرا هرکس بخواهد کاری انجام دهد راهش را پیدا می کند و هرکس نخواهد کاری انجام دهد بهانه اش را!

بگذارید شما را با واقعیتی مهم روبه رو کنم: «قرار نیست زندگی از این که هست آسان تر شود؛ بلکه ما باید قوی تر شویم.» از کلمات و عبارات تاکیدی، خوش بین بودن و مثبت اندیشی که بگذریم، باید بگویم: «اگر می خواهیم به جایی برسیم، باید لباس رزم بپوشیم و وارد میدان نبرد شویم، زیرا مادمامی که منتظر باشیم کسی خوشبختی را به ماکادو بدهد هیچ اتفاقی نخواهد افتاد.”

 در ضمن، اگر در زمینه استراتژی های جنگ خلاقیت داشته باشیم از حرکت تک تک دشمنان و رقیبان هم می توانیم به نفع خود استفاده کنیم.

هیچ کس را دست کم نگیریم
برای پیروزشدن در جنگ، در وهله اول باید دشمنان خود را بشناسیم. گاه با کمی دقت، متوجه میشویم که بزرگترین دشمن ما خودمان هستیم! بنابراین باید حواسمان باشد که هیچ کسی را در جنگ دست کم نگیریم و از روی ظاهر رقبای خود، درباره تواناییهای آنان قضاوت نکنیم؛ بلکه قبل از آن به صورت جدی تمامی شرایط را تحلیل و بررسی کنیم و سپس با درگیریها بجنگیم. واقعیت این است که در بسیاری از مواقع ما محکوم به جنگیدن هستیم و چاره ای جز این نداریم! پس بهتر است که وظیفه مان را به بهترین نحو انجام دهیم.

از اتفاقات «جنگ زده» گذر کنیم
اگر با خودمان روراست باشیم، متوجه میشویم که عده ای از انسان ها منتظرند که از یک جایی به بعد زندگی را شروع کنند؛ اما هیچ یک از ما دقیقاً نمیدانیم که کی، کجا و چگونه قرار است این اتفاق بیفتد؟ در عین حال، میدانیم که در آن نقطه باید کمتر شکایت کرد، بیشتر خندید و بیشتر زندگی کرد. این «از یک جایی به بعد» می تواند اول نوجوانی، جوانی، بحبوحه میان سالی یا در انتهای پیری باشد؛ حتی این انتظار می تواند در روزی مثل شنبه، دوشنبه، اخر هفته، اول ماه، اخر ماه یا همین لحظه ختم به خیر شود. کافی است در هر نقطه ای که قرار داریم و با هر سن و جایگاه و مقامی که هستیم برای رسیدن به خواسته های خود بجنگیم و با صبوری و پشتکار، طعم شیرین پیروزی را بچشیم، لزومی هم ندارد که همه ما در زندگی مان حتما دشمن و رقیب داشته باشیم تا با انها بجنگیم. این جنگ حتی می تواند جنگ با دشمنی فرضی یا درگیری های جدید ما باشد!

جدیدترین روش جوانسازی واژینال
سبک زندگی
کودک وبانوان
گردشگری
فناوری اطلاعات
سلامت
آشپزی
چهره ها
دکوراسیون
رازهای موفقیت
سرگرمی
نام:
ایمیل:
* نظر: